|
در رد انتقاد "ماشاء اله رزمی" از وجود افکار ضد امپریالیستی درحرکت ملی آذربایجان
واهاب تبریزلی
هرروز که می گذرد ، این فعال سرشناس سابقا چپ آذربایجانی بر تعداد موضع گیری های عجیب وغریب خود افزوده ومسائلی را مطرح می کند که باید در مواردی آن ها را به آمار عجایب 7گانه ی جهان افزوده و در موزه های امنی نگه داشت تا نسل های بعدی در بررسی و مطالعه ی نمونه های سقوط و فرود های سیاسی – اخلاقی یک فرد ، الگوی مناسبی در اختیار داشته باشند و شاید که آقای رزمی با بیان این موضوع و تئوری پردازی های عجیب و غریب مشابه، درصدد غنای موزه ها و باقی گذاشتن میراث فکری قابل توجه برای نسل های آینده است؟؟!! ایشان که در مقام یک عضو رهبریت گاماج و در پی بررسی مبانی تئوریک حرکت ملی آذربایجان جنوبی در برنامه ی اخیر گونآذ تی وی حرف می زد و مسائلی را برای طرح در کنگره ی دوم گاماج که قرار است طی روزهای 7و8 ژانویه ی 2012 درشهر کلن آلمان برگزار شود، مطرح می ساخت، مبادرت به تئوری بافی هایی کرد که فرق چندانی با ترویج و تبلیغ ماکیاولیزم نداشت. استاد "ماشاءاله رزمی" افتخار سرکردگی مبارزات ضد امپریالیزم جهانی را به جمهوری اسلامی اهدا کرد و نتیجه گرفت که هرکس در این راه گام بر می دارد خواسته و یا ناخواسته ، در خدمت جمهوری اسلامی قرار می گیرد؟! یعنی ما داخل نشینان را که با وسواس ها و تنگناهای مربوط به زندگی در داخل کشور دست به گریبانیم و هر از چند گاهی جرات قلم به دست گرفتن در مکان جغرافیایی ایران به دست می آوریم ، تهدید کرد که اگر حرفی برخلاف مصالح عالیه ی غرب – که گویا این مصالح عالیه درحال حاضر با منافع حرکت ملی آذربایجان در مطابقت قرار دارد- بزنیم ، متهم خواهیم شد که یا خود فروخته ایم و یا نادان.
همرزم سابق گرامی ! آیا این نوع برخورد با ماهایی که مجبور به رعایت ملزومات زندگی در داخل کشور بوده و دشواری های جواب دهی خاص خود را داریم ، ناجوانمردانه نیست؟ آقای "ماشاءاله رزمی" درتکرار حرف های چند ساله اش در این برنامه هم گفت که دول غرب اینک در پی حمایت های چندین سده از دیکتاتوری های مستقر در جهان سوم خسته شده و اینک به این نتیجه رسیده اند که باید که به استقرار دولت های دموکراتیک در جهان سوم – و از جمله در کشور ما – کمک نمایند تا با ایجاد جوامع با ثبات ، سرمایه های این دول غرب در حاشیه ی امنیتی قرار گرفته و ازبابت سود سرمایه هایشان خیالی آسوده داشته باشند. ظاهرا بین ما داخل نشینان و آقای "رزمی" درمورد تعریف دموکراسی و یا درک مفهوم آن اختلافات شدیدی وجود دارد که مجبورم برای روشن شدن اذهان و کمک به ارتقاء سطح تئوریک حرکت ملی آذربایجان - که اتفاقا آقای "ماشاءاله رزمی" کمک براین ارتقاء تئوریکی مصر است – با طرح سئوالاتی ، مختصری درمورد دموکراسی واقعی صحبتی بکینم.
آقای "رزمی" گرامی ! آیا دموکراسی حی وحاضر جهانی، که صرفا به معنی آزادی بیان و برآورده نشدن آن بعد از بیان است ، شامل تمام ابعاد دموکراسی مورد ادعای شماست که اتفاقا دردنیای غرب ساری و جاری است ، یا مثلا این دموکراسی پدر مرده و مادر طلاق گرفته ، شامل چیزهای دیگری مانند داشتن فرصت های انتخاب شدن و انتخاب کردن برابر برای همه هم می باشد؟ در توضیح پاراگراف اخیرم مجبورم که خاطر نشان سازم که مثلا در آمریکا – به عنوان دموکراتیک ترین کشور با آن نوع دموکراسی که شرحش رفت- کسی را به خاطر شرکت در انتخابات مثلا ریاست جمهوری رد صلاحیت نمی کنند و عملا ده ها نفر به طور آزادانه ای نام نویسی می کنند. اما عملا چه می شود. دستگاه تبلیغاتی آنجا به گونه ای تنظیم شده که مردم آمریکا ، فرصت و شانس حفظ نام اکثریت این افراد رد صلاحیت نشده را به دست نمی آورند و تنها 2 تا 3 نفر از کاندیداتورهای دو حزب حاکم بر کشور ورد زبان رسانه ها می شوند و به این ترتیب و در ماهیت امر ، مردم آمریکا مجبور می شوند به یکی از این دو نامزد که اتفاقا هردو هم منافع یک درصد مردم آمریکا را با جزئی اختلاف سلیقه نمایندگی می کنند، رای بدهند و یا در کمال آزادی رای ندهند! آیا هر انسان مفروض ولو هم فرهیخته، بدون داشتن حمایت های میلیاردها دلاری تبلیغاتی می تواند عملا به عنوان کاندیدایی که مردم او را شناخته و رای بدهند ، از فرصت انتخاب شدن و مردم نیز متقابلا از حقوق انتخاب کردن او برخوردار می شوند؟ می دانید ومی دانیم که جواب منفی است. آیا معبود شما همین نوع دموکراسی هست و اگر نیست چرا ابعاد دیگر آن را برای مخاطبین خود باز نکرده و به ارتقاء سطح تئوریک آن ها کمک نمی کنید؟ دیگر این که حتما می دانید که شرکت های فراملیتی که در شرایط حاضر و از نظر شما خواستار وجود دولت های دموکراتیک در جهان پیرامونی هستند، آیا دوست خواهند داشت که این دولت های دموکراتیک جهان سومی ، روزی فیل شان یاد هندوستان کرده و با حمایت قاطع از تولید داخلی درصدد انجام انقلاب صنعتی برآمده و نتیجه آن گردد که این شرکت ها ، فعال مایشائی خود را از دست داده و مصمم به اتخاذ انواع تدابیر برای سرنگونی این دولت دموکراتیک بشوند؟ یا خدا نکرده سران حاکم بر دنیای غرب را نادان حساب کرده ومی خواهید با طرح این بحث ها آن ها را به این سادگی فریفته و ما را به سوی استقلال واقعی رهنمون گردید؟! بنابراین ، حکومت دموکراتیکی که با الگوهای شما باید تشکیل شود، حکومتی است که با نام دموکراسی و به لطایف الحیل به اعتراضات ما درحد آواز خروس بی محل توجه خواهد داشت و یا ما مانند آن سگ دندان ازدست داده ای خواهیم شد که بنا به ضرب المثل مرسوم در بین هم ولایتی های آقای اوبالی ، پارس های بی ضررمان راه بجایی نخواهد برد و بنابراین:
مبارزین عدالت خواه ودموکرات آذربایجانی! در آستانه ی تشکیل دومین کنگره ی گاماج که فرصت کوتاه یک ماهه ای برای آن دارید، با صدور بیانیه ها و درج مقالات ، در درجه ی اول به یاری حرکت ملی آذربایجان جنوبی بشتابید و به این هموطنان جمع شده در تشکل گاماج کمک کنید که با عدم ارائه ی چهره ی بزک شده از امپریالیزم که یک حقیقت عینی است و با نفی این و آن بلاموضوع نمی ماند، نام خود را به عنوان خائنین به حرکت ملی آذربایجان در تاریخ ثبت نکنند. این ها هرچه باشد هموطنان ما هستند و وظیفه ی ملی ما کمک به آن ها در جلوگیری از سقوط وحشتناک آن ها است. ما نمی توانیم سرکوب گران اصلی انقلاب مشروطیت را به عنوان دوستان مردم آذربایجان به مردم معرفی کنیم. پاشیدن خاک بردیدگان مردم و انعکاس واژگونه ی حقایق تاریخی – همانگونه که آقای رزمی وشرکا دنبال آن هستند – خیانت به مردم آذربایجان است. امپریالیزم واقعا هم وجود دارد و اگر به ادعای آقای رزمی چهره عوض کرده و منافع اش با منافع ما همسو شده؟! درست است عوض شده ولی متاسفانه این عوض شدن به نفع هارتر شدن امپریالیزم بوده است. امپریالیزمی که زمانی از آنچنان اقبال عمومی برخوردار بود که بدون توسل به حمله ی نظامی هرحکومت ناهمسو را با اعزام چند جاسوس و به همرا ه و کمک چندین چمدان دلار، ساقط می کرد و حالا مجبور شده که قشون کشی مستقیمی کرده و استعمار کهن و بی تعارف را مجددا جایگزین استعمار نرم تر نوین کند.
آقای "ماشاءاله رزمی" عزیز! از ما خواستید که تحلیل مشخصی از اوضاع مشخص داشته باشیم و من هم در اجابت این دعوت شما و درحد الزامات زندگی در داخل کشور ، تحلیل مشخص خود را ارائه نمودم و امیدوارم کمکی به برون رفت شما از این گمراهی های حیرت انگیز کرده باشم.
11/10/1390
|