|
راهپیمایی ۲۵ بهمن و عدم حمایت آذربایجانیها از آن تا زمانیکه احزاب و جریانات سراسری و ایرانی در حرف و عمل از حق ملل در تعیین سرنوشت خویش، استقلال کامل و تشکیل کشور مستقل ملل تحت ستم در ایران، حقوق کارگران، زنان, سکولاریسم و دیگر حقوق دمکراتیک حمایت نکنند نمی توان از اتحاد عمل ملتهای تحت ستم با رهبری و جریانات ملت فارس صحبت کرد. بعبارتی دیگر پیش شرط اتحاد عمل مبارزاتی ملل تحت ستم با جریانات فارس و ایرانگرا این است که جنبشهای اعتراصی و جریانات سراسری و ایرانی کلیه حقوق و مطالبات دمکراتیک ، ملی و استقلال کامل ملتهای تحت ستم را پذیرفته، آنرا تبلیغ کرده و در عمل وفاداری و صدافت خود را اثبات نمایند 14/ 02/ 2011 بنا به گزارش خبرگزاریها طرفداران موسوی و کروبی موسوم به جنبش سبز در روز دوشنبه بیست و پنجم بهمن ماه در نقاطی از شهرهای شهرهای تهران واصفهان اقدام به تظاهرات ونمایشات خیابانی نمودند. این تظاهراتها که به در خواست موسوی و کروبی برگزار شدند با خشنونت پلیس ضد شورش و لباس شخصی های سرکوبگر روبرو شده اند و تعدادی از مردم دستگیر شدند. برای برگزاری این اعتراضات تبلیغات وسیعی از طرف مدافعان جنبش سبز و حامیان آنها از جمله خبرگزاریهای دولتی انگلیس و امریکا صورت گرفته بود ولی علیرغم تبلیغات گسترده، این تظاهراتها و اعتراضها به نقاطی از دو سه شهر محدود شد که به نسبت حمعیت آن شهرها تعداد کمی در آنها شرکت کرده بودند و هر از چند گاهی شعارهای سابق را تکرار میکردند. تاکنون خبرگزاریها از وجود اعتراض و راهپیمایی در شهرهای آذربایجان، کردستان، خوزستان و ترکمن صحرا و بلوچستان هیچ گزارشی ارسال نکرده اند. عدم حمایت ملل تحت ستم از جنبش سبز برای کسی پوشیده نیست. ملل غیر فارس جنبش سبز را جنبش اسلامی، مدافع قانون اساسی جمهوری اسلامی، مدافع ولایت فقیه و دشمن حقوق ملی خود میدانند. ملل تحت ستم در ایران نمیخواهند رهبری کسانی را که دهها سال از رهبران جنایتکار جمهوری اسلامی بودند بپذیرند و برای اهداف اسلامی و اشغالگرانه آنها خون دهند. رهبران جنبش سبز تاکنون حاضر نشده اند حتی کوچکترین و ابتدایی ترین حقوق و مطالبات ملل تورک، کرد، عرب و بلوچ را برسمیت بشناسند و یک کلمه از حقوق کارگران و زنان صحبت بکنند. به همین جهت این جنبش در انزوا بود و مورد حمایت ملل تحت ستم، کارگران و زنان نیستند. تورکها و دیگر ملل تحت ستم امروز با آگاهی کامل دست به مبارزه میزند و نمی خواهند مانند گذشته ها به سیاهی لشکر جریانات رنگارنگ ایرانی و شونیستهای فارس تبدیل شده و بر علیه منافع ملی خود اقدام کنند. مردم ستمدیده غیر فارس و کارگران و زحمتکشان غیر فارس در تجربه دریافتند که جریانات بورژوایی فارس تاکنون جز استثمار، محرومیت اقتصادی و استبداد چیزی به آنها به ارمغان نیاوردند. جریانات و مخالفان مرکز گرای فارس نمی خواهند قبول کنند که بدون نیروی ملل تحت ستم در ایران نمی توانند رژیم اسلامی را سرنگون کنند. ملت حاکم فارس و رهبران چپ و راست آن برای جلب حمایت ملل تحت ستم و اتحاد عمل با آنها مجبورهستند دست از اهداف و سیاستهای برتری طلبانه و راسیستی خود بکشند و به حمایت از حق تعیین سرنوشت و دیگر حقوق دمکراتیک، حقوق زنان و حقوق کارگران بپردازند اما متاسفانه تجربه تاریخی نشان داده است که آنها جز دادن وعده و عید و فریب مردم تن به اینکار نخواهند داد. به همین جهت ملل تحت ستم و تورکها باید با حفظ صف مستقل و مستحکم خود، راه استقلال ملی و تشکیل کشور و دولت مستقل خود را پیش بگیرند. این تنها وآخرین انتخابی است که ما برای ادامه حیات، کسب آزادی و برقراری برابری و عدالت اجتماعی داریم. روشنفکران چپ و راست مرکزگرا و ایرانی تلاش میکنند مردم ستمدیده تورک، کرد و دیگر ملل تحت ستم را بزیر پرچم رهبران جنایتکار جنبش سبز بکشند. آنها میخواهند بدون دادن کوچکترین امتیازی تورکها را بزیر کنترل خود بگیرند و آنها را بعنوان برده، سرباز، گوشت دم توپ بکار بگیرند تا به اهداف فاشیستی خود برسند. اما خوشبختانه تاکنون آنها نتوانستند هیچ موفقیتی بدست آورند. کارگران و زحمتکشان آذربایجان از نظر سیاسی آنقدر پختگی و آزموده شده اند که نه تنها به آلت دست و نردبان صعود جریانات بورژوایی، راسیست و اسلامی تبدیل نمی شوند بلکه میدانند که چگونه صف مستقل مبارزاتی خود را حفظ کرده و از نیروهای دیگر در خدمت جنبش رهایبخش و دمکراتیک آذربایجان استفاده کنند. ملل تحت ستم در ایران جنبش سبز را جنبشی ضد دیکتاتوری نمی دانند بلکه برعکس، آنها جنبش سبز را جنبشی ضد دمکراتیک، مذهبی، اسلامی، بورژوایی، نژاد پرستانه، ضدکارگری، ضد زن و ضد ملل غیرفارس می دانند. اهداف جنبش سبز هیچ فرقی با اهداف جمهوری اسلامی ایران ندارد و رهبران آن همگی جنایتکار می باشند. سوسیالیستهای راستین آذربایجان جنوبی تلاش خواهند کرد ملت تورک بویژه کارگران و زحمتکشان تورک به زیر پرچم رهبری و مبارزاتی جریانات بورژوا - شونیستی ایرانی و فارس نرفته و آلت دست آنها تبدیل نشوند. تا زمانیکه احزاب و جریانات سراسری و ایرانی در حرف و عمل از حق ملل در تعیین سرنوشت خویش، استقلال کامل و تشکیل کشور مستقل ملل تحت ستم در ایران، حقوق کارگران، زنان, سکولاریسم و دیگر حقوق دمکراتیک حمایت نکنند نمی توان از اتحاد عمل ملتهای تحت ستم با رهبری و جریانات ملت فارس از جمله جنبش سبز صحبت کرد. بعبارتی دیگر پیش شرط اتحاد عمل مبارزاتی ملل تحت ستم با جریانات فارس - محور و ایرانگرا این است که جنبشهای اعتراصی و جریانات سراسری و ایرانی کلیه حقوق و مطالبات دمکراتیک، ملی و استقلال کامل ملتهای تحت ستم را پذیرفته، آنرا تبلیغ کرده و در عمل وفاداری و صدافت خود را اثبات نمایند زنده باد استقلال آذربایجان جنوبی - زنده باد سوسیالیسم سول گوناز
در همین رابطه: دروغ و شایعه پراکنی جنبش سبز - سول گوناز جنبش سبز و عدم حمایت ملل تحت ستم - سول گوناز |