جنبش غیر دموکراتیک سبز می خواهد از دریاچه ی خشک ماهی بگیرد

 هادی پیری

 پنجم شهریور 1390 به دنبال رد طرح نجات دریاچه ی اورمیه در مجلس، شاهد جرقه خوردن قیام آذربایجان شدیم
از آنجایی که زایش قیام آذربایجان بدون اتکا به رهبری و تنها با استفاده از فضای مجازی اینترنت و پشتوانه ی خرد جمعی ملت تورک به وقوع پیوست جنبش غیر دموکراتیک سبز ( ج.غ.د.س ) همان گونه که پیش بینی شده بود، در پی مصادره ی حرکت ملت مظلوم آذربایجان برآمده است. آنها با اطلاع از زمینه های زایش این قیام که همانا دریدن زنجیرهای زنگ زده ی استعمار فارساست، قصد دارند تا با شعارهایی مثل « همبستگی برای آزادی تمامی ایرانیان»، «اتحاد برای از بین بردن دشمن مشترک مردم ایران یعنی جمهوری اسلامی» و  از این قبیل، سوار حرکت ملی آذربایجان گردند ج.غ.د.س با اطمینان از ساپورت شبکه های پان ایرانیست ِ بی بی سی فارسی صدای آمریکا از  مواضع آنها، حمایت صوری خود را از نجات دریاچه اورمیه اعلام کرده اند. این دزدان سیاسی، به وضوح میدانند که خشک  کردن درياچه ي
اورميه به دست جمهوري اسلامي، در راستاي جلوگيري از استقلال آذربايجان جنوبي است و از آنجايي که موضع ج.غ.د.س اصولا با تناقض  همراه بوده و هست
در اين مورد آنها نيز با ايرانگرا جلوه دادن قيام تورکها ، در واقع با جمهوري اسلامي و هدف کثيف و ضد انساني اش همراهي مي نمايند.
ج.غ.د.س با گفتن «همه ي ما انسانيم و فرقي با هم ندارم»، مي خواهند روي مسئله ي مللي آذربايجان را پاک کرده باشند. آنها، باورشان شده که در
انقلابات گذشته ملت ِ تورک فریب روشنفکران فارس! را خورده و پیش مرگ قیام ها شده اند!!. جالب تر اینکه، وقتی آنها با استقلال طلبان آذربایجان مواجه می شوند در مرحله ی اول مثل جمهوری اسلامی سعی در کم تعداد نشان دادن استقلال طلبان دارند و ادعا دارند که اکثریت مردم آذربایجان طرفدار ج.غ.د.س هستند و زمانی که در مقابل سوال ِ " پس چرا آذربایجان در اعتراضات سال 88 به ج.غ.د.س نپیوست؟" قرار می گیرند، فضای امنیتی آذربایجان در دوران اعتراضات را یادآور می شوند. غافل از اینکه در دنیای مجازی نیز استقلال فکری_سیاسی آذربایجان نسبت به دعوای فارسستان به روشنی درک می شد. علاوه بر آن 5 شهریور 90 وضعیت امنیتی آذربایجان به مراتب بیشتر از زمان انتخابات بود. اما چون مردم هدفِ مستقل خود را مشخص کرده بودند قیام خود را کلید زدند. ج.غ.د.س در مرحله دوم زمانی که با هزار سند
و دلیل، گرایش مردم آذربایجان برایشان ثابت می گردد ما را فریب خورده ی جمهوری اسلامی می نامند و می گویند حکومت قصد تفرقه افکی بین اقوام را دارد! در حالی که خود می دانند که جمهوری اسلامی در مورد غیر فارسها ,دقیقا مطابق میل تمامیت خواهان ِ  ج.غ.د.س عمل می کند. آنها می دانند که مشکل اساسی تورک ها و چیزی که در طول90 سال اخیر همه ی ملل غیر فارس را
آزرده، حکومت فارس ها با عقیده ی شوونیستی شان می باشد و حرکت ملی_ دموکراتیک آذربایجان مبارزه ای است برای استقلال ملی، برای بدست آوردن حق تعيين سرنوشت و برای اداره خود و رهائی از يوغ استعمار فارسی. بدین طریق انکار مسئله ی ملی بزرگترین تناقض ج.غ.د.س و دلیلی بر غیر دموکراتیک بودناین جنبش است. آنها آزادی را تنها برای قوم فارس تعریف کرده اند. دراعتراضات 88 تورکها، کوردها، عرب هاي الاحواز، ترکمن ها و بلوچ ها بصورت کاملا عمدي به اين جنبش نپيوستند. با این حال جنبشی که ادعای دموکراسی و داعی گری ایران را دارد به گرایش 70%  انسانهایی که در کشور ايران زندگي مي کنند اعتنایی ندارد. آنها با ایرانگرا جلوه دادن ِ قیام مردم آذربایجان و با چسباندن اين قيام به ج.غ.د.س، تصمیم دارند هم از پتانسيل انقلابي تورکها سوء استفاده کنند و هم تورکها را از هدف استقلال دور کنند. چرا که آنها به غارت ثروت آذربایجان و برده کشی از ملت تورک عادت کرده اند و دیگر نمي توانند اين احساس زياده خواهي را از خود دور کنند آنها اگر واقعا قصد حمایت از دریاچه را داشتند، به جای کمک به ملتمان مدام به ایرانی بودن ِ قیاممان تاکید نمی کردند. طرفداران ج.غ.د.س، ذره اي به خواسته ي آذربايجان حرمت قائل نيستند و زماني هم که از آذربايجان و ملت تورک حرف مي زنند، هدفشان حفظ منافع فارسستان است اما چون بدون
آذربايجان محقق نمي شود و نياز به بسيج ِ ملت تورک دارند، غلي رغم ميل باطنيشان قدري هم اشک تمساح براي آذربايجان مي ريزند. اگر آنها به انسانیت ملت تورک احترام قائل بودند، هرگز در مقابل استقلال طلبی آذربایجان صف نمی کشیدند خلاصه اینکه امروز، موضع دو گروه ِ جانی ِ  ج.غ.د.س و جمهوری اسلامی در مورد آذربایجان دقیقا یکی است. جمهوري اسلامي هم  قصد استعمار آذربايجان را دارد جنبش تماميت خواه سبز هم. جمهوری اسلامی با خشکاندن دریاچه ی اورمیه و کوچاندن مردم آذربایجان به فارسستان، و ج.غ.د.س با ایرانگرا نشان دادن قیام ملت تورک، سوار شدن بر حرکت ملی و در نهایت مصادره ی این قیام به اسم خود می خواهند مانع رهایی ملتمان از چنگال استعمار فارس گردند. هر دوي اينها با آزادي آذربايجان مخالفند. تنها فرقي که دارند اين است که جمهوري اسلامي رفتني است اما اگر به فرض محال ج.غ.د.س به قدرت برسد، حکم يک دشمن تازه نفس براي آذربايجان را دارد. جامعه ی فارس از آنجایی که هيچ حقي به غيرفارسها قائل نيست، هنگام مواجه شدن با حق طلبي غير فارس ها واويلايي سر می دهند که "آهاي ملت، اين ها تورک ها يا کوردها يا عرب ها و يا بلوچ هاي استقلال طلب) مي خواهند
ايران عزيز را نابود سازند، اينها مي خواهند ما را بدبخت کنند
ولي واقعيت اين است که فارسها با تمايل به استمرار وضعيت موجود قصد دارند که به دوشيدن غير فارس ها ادامه دهند. آنها خوب می دانند که استقلال آذربایجان هیچ تضادی با حقوق فارسها ندارد با این حال می خواهند تمامی هستی آذربایجان، فدای ایران پرستی و زیاده خواهی آنها گردد. آنها خاک را به انسانهایی که روی آن زندگی می کنند ترجیح می دهند و با در اختيار
داشتن رسانه هاي مختلف و حمايت انگليس، آمريکا و اتحاديه اوروپا در این راه ثابت قدم هستند. در طرف مقابل اما، آذربايجان نمي خواهد با ج.غ.د.س همکاري کرده و فقط زندان بان ِ خود را عوض کرده باشد. آذربایجان نمی خواهد قربانی خاک پرستی های مردم فارس گردد. آذربایجان تصمیم دارد برای همیشه از یوغ استعمار فارس رها گردد. ما ملت تورک، همه ي ملتها را صاحب حقوق برابر مي دانيم و از اين رهگذر، سلطه ي هيچ ملتي بر ملت ديگر را نمي پسنديم. ما تورکها با استقلال طلبي مان قصد داريم تا امورات خود را خودمان بگردانيم نه ملت فارس و يا تورک زبانهايي که به تاييد حکومتگران فارس رسيده اند.
ملت فارس نیز اگر واقعا به انسانیت آذربایجانی احترام قائلند، اگر به آزادی همه ی ملتها و به دموکراسی معتقداند، اگر با شعارهای برابری و اتحاد به دنبال فریب غیر فارس ها نیستند، دیگر نباید از تمامیت ارضی ایران حرفی به میان آورند. اتحاد تنها با مشارکت ملت های مستقل و آزاد
تحقق می یابد نه با زندانی کردن آنها در داخل یک مرز. فراموش نکنیم برای تشکیل اوروپای متحد، هیچ یک از ملتها اختیارش را به ملتی دیگر نسپرده است.

حرکت ملی آذربایجان جنوبی 08/06/1390