فیلم
غول چشم آبي: ناظم حکمت
کارگردان: بيکت ايلهان. فيلمنامه: ميتن بلگين
Mavi Gözlü Dev: Nazım Hikmet
ناظم حکمت شاعر بزرگ و مبارز ترک در سال ١٩٤١ به زندان بورسا منتقل مي شود. او به خاطر تبليغ براي کمونيسم و تشويق ارتش به شورش محکوم به گذراندن ٢٨ سال زندان شده است. سال هاي جنگ جهاني دوم است. وحشت و فشارهاي جنگ به داخل زندان نيز راه يافته، اما ناظم و ديگر زندانيان مي کوشند به هر طريقي شده اميد خود را از دست ندهند. ناظم که از حسرت ديدار همسر و فرزندانش به تنگ آمده، کم کم راه هايي براي رهايي از تنهايي مي يابد. او روزهايش را با نوشتن، نقاشي و ترجمه مي گذراند و احترام رئيس زندان و ديگر زندانيان را کسب کرده است
ناظم مانند شخصيت هاي دیگر مبارزي سلاح به دست نبود. يقيناً اگر نفوذ بستگان متنفذ ارتشي وي چون فواد پاشا نبود، ناظم نيز سرنوشتي چون ديگر چپ گرايان وطنش مي داشت. چون هراس دولتمردان ترکيه از قلم وي بيش از اسلحه گرم چريک ها بود
پس از چند سال جدايي و تحمل فشارها، زندگي و ازدواج عاشقانه ناظم و همسرش پيرايه به پايان خود نزديک مي شود، چون زني به نام منّور-از اقوام ناظم- به زندگي ناظم وارد شده است. تنهايي و نوميدي سبب مي شود تا ناظم دل به منّور بسپارد. اما حوادثي که در پي مي آيد، ناظم را ابتدا به فرار و سپس خودکشي سوق مي دهد. نقشه فرار عملي نمي شود و ناظم در آخرين لحظه از خودکشي منصرف مي شود. بعد از گذراندن نيمي از محکوميت اش، در سال ١٩٥١ پس از شدت يافتن بيماري سياتيک اش و فعاليت هنرمندان و نويسندگان جهان براي رهايي وي، از زندان آزاد شده و ترکيه را ترک مي کند
فیلم غول چشم آبي اولين فيلم داستاني تاريخ سينماي ترکيه و دنيا درباره بزرگ ترين شاعر قرن بيستم ترکيه است. مرد مبارزي که عاشق زبان و وطنش بود. شاعر کمونيستي که سال هاي طولاني زندان و سپس تبعيد خودخواسته از وي چهره اي اسطوره اي ساخت. کسي که با شعرهايش، همچون ولاديمير ماياکوفسکي الهام بخش جوانان شيفته سوسياليسم در هر جاي دنيا شد. زندگي پر تلاطم وي تا امروز در چندين فيلم مستند به تصوير کشيده شده، اما ساخته شدن اولين فيلم داستاني درباره وي توسط يکي از شناخته شده ترين کارگردان هاي زن سينماي ترکيه اتفاقي بس مهم است.
بيکت ايلهان متولد ١٩٤٤ ازمير بعد از تحصيل در رشته سينما و توليد چندين فتورمان با دستياري کارگرداني فيضي تونا در فيلم تو را در قلبم دفن کردم وارد عالم سينما شد. غول چشم آبي ششمين فيلم اوست که به مدد شخصيت اصلي فيلم توانست بار ديگر توجه رسانه ها و مردم عادي را به وي جلب کند. البته به عنوان اولين فيلم داستاني با محوريت ناظم حکمت[يا بهتر بگويم ناظيم حيکمت] باعث ايجاد جار و جنجال هايي نيز شد. شايد اين اولين بار بود که شخصيت يک فيلم سينمايي ترکيه رو به دوربين از کمونيست بودنش، از يک شاعر کمونيست بودنش و تلاش براي درک بيشتر و بهتر آن، با صدايي رسا سخن مي گفت. غول چشم آبي با بازي به شدت تاثيرگذار و همراه کننده يتکين ديکينجيلر، که در فيلم پدرم و پسرم و آخرين رقص[قسمت دوم سريال خانه کابوس ها] نيز خوش درخشيده بود، سوگ سرودي درباره تنهايي، تسليم نشدن به نوميدي، مبارزه براي آزادي و عشق است. عشق به يک موجود زنده، عشق به يک زبان و عشق به يک وطن
عشقي که در سايه يک مکتب ايدئولوژيک قوام مي يابد و مي بالد و به بار مي نشيند. ميراث ابدي و بزرگ ناظم حکمت بدون اين پس زمينه فکري هرگز به وجود نمي آمد. کسي که به گواه نوشته هاي پايان فيلم هنوز در کشورش از سوي دولتمردان شوونيست و مذهبي يک خائن محسوب مي شود