|
برنامه ی ریزی استراتژیک جبهه ی ملی کردستان جبهه ی ملی کردستان دوشنبه 14 دی ماه سال 1388 رسالت جبهه ی ملی کردستان -برای هم سطح کردن تئوری(نظریه) و پراتیک(اقدام) -برای پاسخ دادن به مساله ای بدیهی اما ضروری که همواره به اشتباه پس زده ایم و به کتمان فروبرده ایم -برای آنکه علایق گروهی،حزبی و سازمانی، "حق تعیین سرنوشت ملت کرد" را تحت الشعاع خود قرار داده و از دیده ها پنهان نموده است -برای در مدار قرار دادن بنیادی ترین حق ملت ها برای ملت ها به صورت عام و ملت کرد به ویژه -برای پرده برداشتن از حقیقتی که همواره برای ما نامریی نگاه داشته شده است -برای از میان برداشتن شکاف های سیاسی بی حاصل و نابودگر -برای درک مبارزات سیاسی مدرن و سیاست شناسی استاندارد -برای گذار از چند دستگی ها و ورود به ائتلافی نوین حول محور "حق تعیین سرنوشت" -برای ارجاع به مفاهیم مقدس آزادی،برابری و عقلانیت -برای از میان برداشتن تظاهر به برآوردن امیدهای کسانی که زیر سلطه اند اما از طریق سازش با قطب های دیگر سلطه بر آنان مهار می زنند -برای نقش آفرینی ملت کرد در سازوکارهای سیستم_جهان -برای پویایی در ساختاری فراگیر -برای رهایی از دیگر_هویتی
-برای رهایی از سلطه،اسارت و آرزومندی های جمعی متفاوت و ویرانگر
برنامه ی استراتژیک جبهه ی ملی کردستان
از آنجا که اکثریت قریب به اتفاق جنبش های رهایی بخش ملی، با تشکیل جبهه ی ملی برای رهایی، و درجهت دستیابی به اهداف و تحقق ماموریت سازمانی بهره می گیرند برنامه ریزی در جهت تشکیل ملی اگر به درستی تدوین شود، به انتخاب استراتژی هایی منجر می شود که درصورت اجرای درست و بهنگام، دستیابی به هدف نهایی را در واپسین گام محقق می سازد. برنامه ریزی استراتژیک با بررسی فضای خارجی و داخلی سازمان، فرصتها و تهدیدهای محیطی و قوتها و ضعفهای داخلی را شناسایی و با لحاظ نمودن مسوولیت نهایی جبهه ی ملی به عنوان هدف، اهداف بلندمدت برای جبهه تنظیم و برای دستیابی به این اهداف، از بین گزینه های استراتژیک اقدام به انتخاب استراتژی هایی می کند که با تکیه بر نقاط قوت و بهره گرفتن از فرصتها، ضعفها را از میان برداشته، تهدیدها را تبدیل به فرصت، تهدیدهای غیر قابل تغییر را خنثی و با اجرای درست سیاست ها، موفقیت جبهه ی ملی را در دستیابی به "حق تعیین سرنوشت" تضمین ومی نماید. در عصر کنونی که هر مجموعه(اعم از کشور، ملت، حزب، گروه، تشکیلات و سازمان) با هر اندازه ای، با تغییرات و تحولات شتابان روبروست و باید فعالیتهای خود را به گونه ای برنامه ریزی و مدیریت کند که در محیط پرتلاطم، موقعیت خود را حفظ و آن را بهبود ببخشد. باتوجه به مفهوم برنامه ریزی استراتژیک، به نظر می رسد برنامه ی تشکیل جبهه ی ملی کردستان، بهره گیری از این نوع برنامه ریزی است چرا که از یک سو، آینده نگر بوده و ازطریق پیش بینی تحولات آینده، اقدامات مناسب را تنظیم می کند و از دیگر سو، گرایش به محیط داشته و ارتباط تنگاتنگ با آن دارد و از این لحاظ می تواند به سرعت از تغییرات محیط را درک، و کنش مناسب و بهنگام نشان دهد. بنابراین برای ملتی که با شرایط عصر کنونی مواجه بوده و به پیروزی،تداوم و تثبیت زمانی و مکانی می اندیشد تشکیل جبهه ی ملی و برنامه ریزی استراتژیک برای دستیابی به هدف نهایی، دو روی یک سکه محسوب می شوند.
تعریف برخی مفاهیم اولیه:
شرح : برنامه خروجی فرایند برنامهریزی است اما برنامهریزی یک فرایند پیوسته است که پیش از اتخاذ هر تصمیمی آغاز شده و پس از اجرای آن تصمیم ادامه مییابد. برنامهها تهیه شده و اجرا میگردند. • آرمانها (goals)
تعریف : معادل با واژه هدف است و ممکن است به
جای یکدیگر استفاده شوند. تعریف : جهت حرکت و سمت و سوی دیدگاه های سازمان با توجه به شرایط محیطی. برنامه، الگوی رفتاری، پرسپکتیو، سیاست یا تصمیمی است که سمت و سوی دیدگاهها و جهت حرکت سازمان را نشان میدهد. • 3. اهداف (Objectives) تعریف : منظور، خواست، قصد یا آرمان مشخص. • 4. تهدید ها (Threats) تعریف : عوامل یا وضعیتهای برون سازمانی هستند که بر سازمان تأثیر منفی و نامطلوب دارند (می توانند داشته باشند) یا آن را از انجام وظایف یا مأموریتش باز می دارند (می توانند بازدارند). • 5. دورنما (Vision) تعریف : توصیفی از شرایط آینده سازمان در صورت بکارگیری استراتژیهای تدوین شده و استفاده از تمام نیرو و منابع سازمان، دورنمای موفقیت سازمان نامیده میشود. • 6. فرصت ها (Opportunities) تعریف : عوامل یا وضعیتهای برون سازمانی که بر سازمان تأثیر مثبت و مطلوب دارند (می توانند داشته باشند) یا آن را در انجام وظایف یا مأموریتش کمک می کنند (می توانند کمک کنند). 7. مأموریت (Mission) 8. نقاط ضعف (Weaknesses) تعریف : کاستی هایی که در سازمان وجود دارند و توان آن را در انجام وظایف یا مأموریتش کاهش می دهند. 9. نقاط قوت (Strengths) تعریف : قابلیت هایی که در سازمان وجود دارند و به آن در انجام وظایف یا مأموریتش کمک می کنند.
تعریف جبهه ی ملی کردستان: جبهه ی ملی کردستان، ائتلافی یکپارچه از احزاب کردستانی است که در عین گوناگونی اعتقادات در سطح ابزاری و ایدئولوژیک، دارای یک هدف مشترک به نام"حق تعیین سرنوشت ملت کرد" هستند و در ائتلاف خود، "اصل هم پایانی" را پذیرفته و به ضوابط مصوب یکدیگر در چارچوب ائتلاف،احترام می گذارند.(منظور از اصل هم پایانی در این نظریه، هدف نهایی مشترک کلیه ی احزاب کردستانی یعنی"حق تعیین سرنوشت ملت کرد" در عین رواداری(Telorance) متقابل اعتقادات و ایدئولوژی های احزاب عضو ائتلاف و همکاری با احزاب غیر عضو جبهه ی می کردستان اما دارای هدف "حق تعیین سرنوشت ملی" است. هم پایانی در معنای علمی آن، نظریه سیستم های باز است که برتالنفی آن را بیان داشته است به عقیده ی او نتایجی را در بر داشته است که علاوه بر تبیین خصوصیات ارگانیسم های زنده بسیاری از تناقص هایی را که قبلا" در توجه مکانیستی موجودات زنده وجود داشته نیز حل کرده است . یکی از پدیده هایی که با مکتب ارگانیستی قابل تو جیه می باشد پدیده همپایانی است . مفهوم همپایانی به معنای این است که سیستم می تواند با شرایط اولیه و از طرق متفاوت به نتایج نهائی یکسانی دست یابد . در توجه به ارگانیسم به عنوان یک سیستم باز تنها شرایط اولیه نیستند که حالت سیستم را در هر لحظه تعیین می کنند بلکه بر اساس شرایط رشد و تکامل جاندار که او در این مسیر پیچیده رشد ونموطی می کند و همچنین چگونگی ارتباط و مبادلاتی که با محیط خود دارد ، همه این عوامل در حالت نهائی موجود زنده تاثیر گذار است . نظریه سیستم های باز و خاصیت هم پایا نی که در مورد آنها قابل توجیه می باشد ، ضمن حل بسیاری از مسائل خود نیز پرسش هایی را مطرح نموده که از لحاظ فلسفی بسیار حائز اهمیت است ، از جمله اینکه شخص از خود می پرسد : چرا ار کانیسم های زنده دارای خاصیت هم پایانی هستند ؟ برتالنفی در پاسخ به این سئوال چنین می گوید : " یکی از خصو صیات عمده سیستم های زیستی هدف گرائی و آرمان مندی آنها است . یعنی اینکه ارگانیسم زنده همواره سعی در رسیدن به هدفی را دارد. تحقق هدف و مقصود هر موجود زنده از راههای مختلف نه از طریق یک مسیر مشخص همانند آنچه که در سیستم های بسته مطرح است ." امکان پذیر است . بطور مثال یک زبان بیگانه را به طرق مختلف می توان آموخت یا اینکه یک محصول صنعتی را با استفاده از مواد مختلف و روش های متفاوت می شود تولید نمود . این مسئله بر خلاف نظریه روابط علت و معلولی ساده است که از علوم فیزیکی ناشی می شودو معتقد است که همیشه یک بهترین راه برای رسیدن به اهداف وجود دارد) . مفهوم ائتلاف از نگاه جبهه ی ملی کردستان . «ائتلاف»( alliance)از نظر اصطلاحی توافقی میان دو یا چند طرف برای حمایت از یکدیگر به منظور پیشبرد منافع متقابل است. ائتلاف ها دارای اشکال مختلفی همچون دو جانبه و چند جانبه، سری و علنی، ساده یا دارای سازمان پیچیده؛ و کوتاه مدت یا درازمدت می باشند. همچنین کاربرد ائتلاف در دو سطح سیاست داخلی و بین المللی رایج است.منظور از ائتلاف همبستگی و همکاری چند کشور،گروه،حزب یا سازمان مختلف برای نیل به یک یا چند هدف مشترک است. ائتلاف زمانی شکل می گیرد که چند گروه عمدتا همفکر برای تحقق اهداف مورد نظر با هم به همکاری بپردازند.گروه های عضو ائتلاف ممکن است برای همکاری با هم یک موافقتنامه رسمی امضا کنند یا این که بدون وجود هرگونه توافق مکتوب در پی تحقق اهداف مورد نظر برآیند. چرایی لزوم تشکیل جبهه ی ملی کردستان: -مدیریتی توانمند و جامع مرکب از احزاب کردستانی است که تمام تلاش خود را بر محور "حق تعیین سرنوشت ملت کرد" متمرکز نموده اند. -خود را با تغییرات پیش بینی شده محیط تطبیق می دهد. -با استفاده از فرایند برنامه ریزی استراتژیک، یک نگرش و تجزیه و تحلیلی مناسب و متناسب با اقتضائات زمانی و مکانی به آن ارایه می کند شرایط فعلی سازمان را درست با توجه به مصالح ملت کرد تبیین و عوامل کلیدی موثر بر موفقیت آن را شناسایی و عملیاتی می کند. -نگاه به آینده دارد و تمرکز بر آینده در آن پیش بینی شده است. -به این مساله توجه دارد که جهان بعداز 5 الی 10 سال چه تفاوتهایی با اکنون خواهد داشت و به دنبال خلق آینده ی ملت کرد بر پایه ی آن چیزی است که احتمال می رود در آینده ایجاد شود. -برمبنای تجزیه و تحلیل روندها و سناریوهای پیش بینی شده برای گزینه های ممکن در آینده است و نیز برمبنای تجزیه و تحلیل داده های داخلی و خارجی است. - متمایل به ایجاد تصویری بزرگ اما واقعی از آینده چارچوب سیاسی و سرزمینی کردستان است. - خود را با جغرافیای سیاسی و سرزمینی کردستان تطبیق می دهد، زمینه ای برای دسترسی به هدف "حق تعیین سرنوشت ملی" ایجاد و چارچوب و جهتی برای خود مهیا می سازد تا به آینده ایده آل خود دست یابد. -چارچوبی به وجود می آورد که با تجزیه و تحلیل کامل جغرافیای سیاسی و سرزمینی کردستان، محیط داخلی و خارجی و پتانسیل های سازمان در آن چارچوب، بتوان به مزیت نسبی در تعامل با پیرامون دست یافت. این امر جبهه ی ملی کردستان را قادر می سازد تا به روندها، رویدادها، چالشها و فرصتهای به وجود آمده، ازطریق چارچوبی از بینش و ماموریت ایجاد شده توسط فرایند برنامه ریزی استراتژیک پاسخ دهد. - توامان فرایندی نظری_عملی و در عین حال، کیفی است. جبهه ی ملی کردستان با تعریف،تبیین،نهادسازی،استقرار و تثبیت خود بر مبنای برنامه ریزی استراتژیک، داده های نرم مانند: اندیشه ها،رویکردها و ایده ها را در چارچوب جبهه ی ملی کردستان به صورت مداوم ترکیب و با ارایه ی یک بینش و هدف سازمانی روشن، چگونگی عمل را نیز به مثابه روش،سطح بندی می کند. -مرکز گرایی ضروری مبتنی بر وحدت در عین کثرت بوده و در عین حال،فرایندی پویا و مستمر از فعالیتهای خود تحلیلی است. -با حرکت مستمر خود در مسیر دستیابی به هدف، به نتایجی فراتر از دسترسی به یک مجموعه اهداف از پیش تعیین شده توسعه می یابد. - جبهه ی ملی کردستان در تلاش است با بهره گیری از برنامه ریزی استراتژیک روشی را که هر یک از احزاب کردستانی، پیش از این می اندیشند و اجرا می نمودند به مداری ارتقا دهد که در نهایت هدف "حق تعیین سرنوشت ملی" را برای ملت کرد محقق سازد. -جبهه ی ملی کردستان با اندیشه و عمل وحدت نگر خود در تلاش برای دستیابی به هدف، تمام نواحی عملیاتی را تحت تاثیر قرار داده و به عنوان قسمتی از فلسفه و فرهنگ سازمانی مبارزه درمی آید. - فرایند اندیشه و عمل جبهه ی ملی کردستان در چارچوب سازمانی و مبتنی بر برنامه ریزی استراتژیک، فرایند ایجاد و توسعه رویه ها و عملیات ضروری برای دستیابی به آینده و تحقق هدف"حق تعیین سرنوشت ملت کرد" است. جبهه ی ملی کردستان در مدل برنامه ریزی استراتژیک ، کنشگر فعال بوده و ملزم به تصویر سازی و خلق آینده ی ملت کرد است. -جبهه ی ملی کردستان، چارچوبی برای ساختاردهی مجدد برنامه ها، مدیریت و همکاریها و نیز برای ارزیابی پیشرفت سازمان در این زمینه ها ارایه می کند. -جبهه ی ملی کردستان، نه تنها درک ملت کرد و احزاب کردستانی را به عنوان نمایندگان مردم کردستان از استراتژی ها و اهداف بیشتر می کند بلکه تفکر آینده گرا را برمبنای درک مشترکی از رسالت خود تحریک و ایجاد می نماید. همکاری بین اعضای جبهه ی ملی کردستان، هنگامی که با مفروضات مشترکی نسبت به اهداف مشترک فعالیت کنند، بسیار اثربخش و کارا خواهد بود که در نهایت به صورت بهره وری در قالب"حق تعیین سرنوشت ملت کرد" متبلور خواهد شد. -جبهه ی ملی در نهایت به اقدام مشترک تمامی احزاب و گروه ها و یکایک افراد ملت منجر خواهد شد. - بینش مشترکی برمبنای ارزشها ایجاد خواهد کرد -فرایندی همگانی و مشارکتی است که تمامی گروه های جامعه ی کردستان احساس مالکیت مشترک نسبت به آن دارند. - مسوولیت درقبال جامعه ی کردستان را به صورت تمام و کمال می پذیرد. - نسبت به محیط خارجی کردستان در خارج از مرزهای خود حساس بوده و با اقدام یا بازدارندگی بر آن تمرکز و کنترل کامل خواهد داشت. چرایی انتخاب برنامه ریزی استراتژیک برای جبهه ی ملی کردستان مقایسه مدلهای برنامه ریزی نشان می دهند که با وجود تفاوتهای موجود در تعداد مراحل و گامهای مدلها، تمامی مدلها به صورت تقریبی، از ساختار مشابه و یکسانی برخوردار هستند. چارچوبه ی مدلهای برنامه ریزی استراتژیک در جبهه ی ملی کردستان به این ترتیب خواهد بود که با تعیین رسالت سازمانی آغاز، با انجام تجزیه و تحلیلهای خارجی و داخلی (برای شناسایی فرصتها و تهدیدهای خارجی و قوتها و ضعفهای داخلی) اهدافی برای جبهه درنظر گرفته و براین اساس استراتژی هایی انتخاب می شوند؛ سپس استراتژی های انتخاب شده به صورت یک برنامه ی استراتژیک شامل روش انجام کار، منابع و زمان تخصیص یافته، درمی آیند که باید توسط جبهه به اجرا درآیند تا هداف و رسالت آن که در نهایت "حق تعیین سرنوشت ملت کرد" است محقق شوند. بنابراین، می توان گفت برنامه ریزی استراتژیک جبهه ی ملی کردستان، شامل این مراحل است: ▪ تعیین رسالت و اهداف جبهه ی ملی کردستان؛ ▪ تجزیه و تحلیل خارجی و داخلی؛ ▪ تدوین استراتژیهای جبهه. ▪اجرای برنامه ها ▪ ارزیابی برنامه جبهه ی ملی کردستان با استفاده از برنامه ریزی استراتژیک چه هدف یا اهدافی را دنبال می کند؟ - شناخت جایگاه فعلی و موقعیت مطلوب آینده سازمان؛ - ایجاد قابلیت برنامه ریزی در تمام مسیر دستیابی به هدف از آغاز تا انجام به صورت پلکانی -آگاهی از تغییرات خرد و کلان داخلی،منطقه ای و بین المللی - بررسی و تجزیه و تحلیل دقیق عناصر محیطی و لحاظ کردن آنها در برنامه های جبهه به منظور فرصتهای آن بهره برداری از فرصت ها و اجتناب ازتهدیدهایش - افزایش ظرفیت تطابق زمانی و کنشگری بهنگام در برابر تغییرات سریع محیطی و همگامی با آنها - تعیین مسیر توسعه جبهه ی: جبهه ی ملی کردستان در هر زمان به فکر توسعه،غنی سازی و پیشرفت خود از جنبه های گوناگون برای دستیابی به هدف نهایی "حق تعیین سرنوشت ملی" است.از این رو، در طول زمان، به دنبال افزایش فعالیتها و تولیدات فکری و عملی و به تبع آن، اندازه ظرفیت واقعی خود است. تعیین استراتژی هایی که جبهه ی ملی را به اهداف میانی و در نهایت، آخرین هدف برسانند. ● نتیجه گیری ملت کرد، برای دستیابی به بدیهی ترین حقوق مصرح تعریف شده برای ملت ها در قوانین حقوقی بین الملل، نیازمند تشکیل جبهه ی ملی کردستان در چارچوب برنامه ریزی استراتژیک است. برخی مفاهیم برنامه ریزی استراتژیک از نگاه جبهه ی ملی کردستان استراتژی: ابزاری است برای دستیابی به اهداف بلند مدت سازمان.
مراحل مدیریت استراتژیک:
تعریف نقاط قوت،نقاط ضعف، تهدیدها و فرصت ها از نگاه جبهه ی ملی کردستان
نقطه قوت: نقطه قوت یک سازمان یک کاربرد موفق از یک شایستگی یا بهره برداری از یک عامل کلیدی در جهت توسعه رقابت پذیری سازمان است.
مزیت های ملت کرد چیست؟ جبهه ی ملی کردستان چه چیزی را می تواند به نحو احسن انجام دهد؟ جبهه ی ملی کردستان بر روی چه موارد اصلی تمرکز دارد؟ سهم ملت کرد از جامعه ی جهانی چیست؟ آیا جبهه ی ملی کردستان ابزارهای لازم برای وصول به هدف را داراست؟ آیا جبهه ی ملی کردستان می تواند حرکت جمعی ملت را به سوی "حق تعیین سرنوشت "راهبری کند؟ به صورت موثری مدیریت می شود؟ آیا جبهه ی ملی کردستان از امکانات موجود به بهترین شکل ممکن استفاده می کند؟ آیا جبهه ی ملی کردستان به خوبی خود را با تغییرات وفق می دهد؟آیا جبهه ی ملی کردستان قدرت نوآوری دارد؟ آیا جبهه ی ملی کردستان در محیط رقابت بین المللی قدرت ایستادگی دارد؟آیا جبهه ی ملی کردستان می تواند نماینده ی واقعی خواست های ملت کرد باشد؟
نقاط قوت را می توان در قالب یکی از دسته های زیر تقسیم بندی کرد:
نقاط ضعف(Weakness): نقطه ضعف یک سازمان یک کاربرد ناموفق از یک شایستگی یا عدم بهره برداری از یک عامل کلیدی است که رقابت پذیری سازمان را کاهش می دهد.
چه چیز می تواند بهبود داده شود؟ چه چیز بطور نامناسبی انجام می شود؟ از چه چیزی می توان اجتناب کرد؟
برای تهیه لیست نقاط ضعف می توان از چک لیست زیر استفاده کرد:
آیا توان ارائه ایده های جدید از سوی جبهه ی ملی کردستان وجود دارد؟ آیا
ملت کرد به رهبران ارشد اعتقاد دارند یا نخبگان جوان؟آیا قوانین و ضوابط
کافی برای تعامل جبهه ی ملی کردستان و ملت در سطوح مختلف وجود دارند؟و آیا
این قوانین مناسب هستند؟
پرسش های پیش رو
-ایجاد دفاتر نمایندگی در سراسر جهان
تهدیدها را می توان در قالب یکی از دسته های زیر دسته بندی کرد:
-اثرات منطقه ای هدف از به کارگیری استراتژی ها
- جبهه ی ملی کردستان تلاش می کند از فرصت ها بهره برداری نموده و با بهره
گیری از نقاط قوت، فرصت ها را به حداکثر برساند.
جبهه ی ملی کردستان تلاش می کند با استفاده از نقاط قوت خود اثرات ناشی از
تهدیدات موجود را کاهش داده یا آنها را از بین ببرند. -جبهه ی ملی کردستان هچنین تلاش می کند نقاط ضعف را تحت کنترل گرفته تا آنها را تبدیل به نقاط قوت کند، نقاط قوت خود را با فرصت های بیرونی همسو و تهدید ها را در هر حالت تبدیل به فرصت ها نماید.
برنامه ریزی همانطور که پیشتر، به صورت خلاصه گفته شد برنامه ریزی عبارتست از فرایندی دارای مراحل مشخص و بهم پیوسته برای تولید یک خروجی منسجم در قالب سیستمی هماهنگ از تصمیمات. برنامه ریزی اندیشیدن راجع به آینده یا کنترل آن نیست بلکه پروسه ای است که میتواند در انجام این امور مورد استفاده قرار گیرد. برنامه ریزی، تصمیمگیری در شکل معمول آن نیست بلکه از طریق فرایند برنامه ریزی، مجموعهای از تصمیمات هماهنگ اتخاذ میشود. برنامه ریزی میتواند برای زمان حال یا آینده انجام شود. بر طبق این تعریف، تصمیمگیریهای مقطعی و ناپیوسته و اتخاذ سیاستها برای پیشبرد سازمان در زمان حال یا آینده برنامه ریزی نیستند. برنامه ریزی متکی بر انتخاب و مرتبط ساختن حقایق است. حقایق مفاهیم واقعی، قابل آزمون و اندازهگیری هستند. دیدگاهها، عقاید، احساسات و ارزشها به عنوان حقایقی تلقی میشوند که فرایند برنامه ریزی بر اساس آنها سازمان داده میشود. همانطور که اشاره شد برنامه ریزی صرفاً یک فرایند تصمیمگیری نیست بلکه فرایندی شامل روشن ساختن و تعریف حقایق و تشخیص تفاوت بین آنهاست یا به عبارتی گونهای فرایند ارزیابی است که در پایان آن، در انتخاب حقایق ارزیابی شده تصمیمگیری میشود. برنامه بیانی روشن، مستند و مشروح از مقاصد و تصمیمات است. برنامه خروجی فرایند برنامه ریزی است اما برنامه ریزی یک فرایند پیوسته است که بیش از اتخاذ هر تصمیمی آغاز شده و پس از اجرای آن تصمیم ادامه مییابد. برنامهها تهیه و اجرا میشوند.
برنامه ریزی یک فرایند ذهنی آگاهانه با خصوصیات زیر است: -تشخیص یک نیاز یا انعکاس یک انگیزه - جمعآوری اطلاعات - مرتبط ساختن اطلاعات و عقاید - تعریف اهداف - تأمین مقدمات - پیشبینی شرایط آینده - ساخت زنجیرههای متفاوتی از اقدامات مبتنی بر تصمیمات متوالی - رتبهبندی و انتخاب گزینهها - تعریف سیاستها - تعریف معیارهای ابزار ارزیابی برنامه
برنامه ریزی از جنبه ماهیت به برنامه ریزی فیزیکی، برنامه ریزی سازمانی، برنامه ریزی فرایند، برنامه ریزی مالی، برنامه ریزی وظیفهای و برنامه ریزی عمومی دستهبندی میشود که در اینجا منظور از برنامه ریزی، برنامه ریزی از نوع عمومی است. برنامه ریزی عمومی معمولاً تمام دیگر انواع برنامه ریزی را در خود دارد. برنامه ریزی را از جنبه افق زمانی میتوان در قالب برنامه ریزی کوتاهمدت (برنامه ریزی عملیاتی و تاکتیکی)، برنامه ریزی میانمدت و برنامه ریزی بلندمدت دستهبندی نمود.
بیشتر برنامه ریزیها براساس دیدگاه عقلایی، دارای شکل «آرمانها و اهداف ـ طرحها و اقدامات ـ منابع مورد نیاز» میباشند. در این مدلها، ابتدا آرمانها و اهداف سازمان تبیین شده، سپس طرحها و اقدامات لازم تعیین و در نهایت منابع مورد نیاز برای انجام برآورد میگردند. تغییر در شرایط محیط، سیاستها، نگرشها، دیدگاهها، ساختارها، نظامها و . . . عواملی هستند که بر آرمانها و اهداف برنامه ریزی تأثیر گذاشته و در نهایت باعث تغییر برنامه میگردند. برنامه ریزی در شکل عقلایی فوق، ظرفیت و توانایی مقابله با چنین تغییراتی را نداشته و منجر به شکست میگردد. این شرایط موجب رشد این تفکر شد که در برنامه ریزی باید بتوان مطابق با تغییرات، جهت حرکت سازمان را تغییر داد و جهت و رفتار جدیدی را در پیش گرفت. این نگرش زمینهساز ابداع برنامه ریزی استراتژیک شد. برخلاف برنامه ریزی سنتی که در آن آرمانها و اهداف تعیین میشوند هدف برنامه ریزی استراتژیک، تبیین و تدوین استراتژی است. بسته به نوع، تنوع و ماهیت تغییرات موجود در محیط میتوان ترکیبی از برنامه ریزی سنتی و برنامه ریزی استراتژیک را بکار برد. تعاریف مختلف و متفاوتی از استراتژی ارائه شده است. در اینجا تعریفی ارائه میشود که بتواند مفهوم آن را در برنامه ریزی استراتژیک مشخص نماید. استراتژی برنامه، موضع، الگوی رفتاری، پرسپکتیو، سیاست یا تصمیمی است که سمت و سوی دیدگاهها و جهت حرکت سازمان را نشان میدهد. استراتژی میتواند تحت سطوح سازمانی، وظایف و محدوده زمانی متفاوت تعریف شود. برنامه ریزی استراتژیک گونهای از برنامه ریزی است که در آن هدف، تعریف و تدوین استراتژیهاست. از آنجایی که استراتژی میتواند دارای عمر کوتاه یا بلند باشد برنامه ریزی استراتژیک میتواند برنامه ریزی بلندمدت یا کوتاهمدت باشد اما متفاوت از آنهاست. واژه «استراتژیک» معنی هر آنچه را به استراتژی مربوط باشد در بردارد. واژه «استراتژی» از کلمه یونانی «استراتگوس» گرفته شده است که به معنای رهبری است. برنامه ریزی استراتژیک کوششی است ساختیافته برای اتخاذ تصمیمهای اساسی و انجام اعمالی که ماهیت سازمان، نوع فعالیتها و دلیل انجام آن فعالیتها توسط سازمان را شکل داده و مسیر میبخشد. همانطور که استراتژی نظامی پیروزی در جنگ است، برنامه ریزی استراتژیک نیز طرق انجام مأموریتهای سازمان را دنبال میکند.
برنامه ریزی استراتژیک دارای مزایای زیادی است که از جمله میتوان به موارد زیر اشاره نمود: • قبل از پیش آمدن مشکلات احتمالی از وقوع آنها خبر میدهد. • به علاقمند شدن مدیران به سازمان کمک میکند. • تغییرات را مشخص کرده و شرایط عکسالعمل در برابر تغییرات را فراهم میکند. • هر نیازی را که برای تعریف مجدد سازمان ضروری است تعیین میکند. • برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده بستر مناسب ایجاد میکند. • به مدیران کمک میکند که درک روشنتری از سازمان داشته باشند. • شناخت فرصتهای آینده را آسانتر میسازد. • دید هدفمندی از مسائل مدیریت به دست می دهد. • قالبی برای بازنگری اجرای برنامه و کنترل فعالیتها ارائه میکند. • به مدیران کمک میکند در راستای اهداف تعیین شده تصمیمات اساسی اتخاذ کنند. • به نحو مؤثرتری زمان و منابع را به فرصتهای تعیین شده تخصیص میدهد. • هماهنگی در اجرای تاکتیکهایی که برنامه را به سرانجام میرسانند به وجود میآورد. • زمان و منابعی را که باید فدای تصحیح تصمیمات نادرست و بدون دید بلندمدت گردند، به حداقل میرساند. • قالبی برای ارتباط داخلی بین کارکنان به وجود میآورد. • ترتیبدهی اولویتها را در قالب زمانی برنامه فراهم میآورد. • مزیتی برای سازمان در مقابل رقیبان به دست میدهد. • مبنایی برای تعیین مسوولیت افراد ارائه داده و به موجب آن افزایش انگیزش را باعث میشود. • تفکر آیندهنگر را تشویق میکند. • برای داشتن یک روش هماهنگ در برخورد با مسائل و فرصتها، انگیزش ایجاد میکند.
فرایند برنامه ریزی استراتژیک اساساً فرایندی هماهنگکننده بین منابع داخلی سازمان و فرصتهای خارجی آن است. هدف این فرایند نگریستن از درون «پنجره استراتژیک» و تعیین فرصتهایی است که سازمان از آنها سود میبرد یا به آنها پاسخ میدهد. بنابراین فرایند برنامه ریزی استراتژیک، یک فرایند مدیریتی شامل هماهنگی قابلیتهای سازمان با فرصتهای موجود است. این فرصتها در طول زمان تعیین شده و برای سرمایهگذاری یا عدم سرمایهگذاری منابع سازمان روی آنها، مورد بررسی قرار میگیرند. حوزهای که در آن تصمیمات استراتژیک اتخاذ میشوند شامل: محیط عملیاتی سازمان،مأموریت سازمان و اهداف جامع سازمان است. برنامه ریزی استراتژیک فرایندی است که این عناصر را با یکدیگر در نظر گرفته و گزینش گزینههای استراتژیک سازگار با این سه عنصر را آسان میسازد و سپس این گزینهها را بکار گرفته و ارزیابی میکند. باید توجه داشت که هر فرایند برنامه ریزی استراتژیک زمانی باارزش است که به تصمیمگیرندگان اصلی کمک کند که به صورت استراتژیک فکر کرده و عمل کنند. برنامه ریزی استراتژیک به خودی خود هدف نیست بلکه تنها مجموعهای از مفاهیم است که برای کمک به مدیران در تصمیمگیری استفاده میشود. میتوان گفت که اگر استراتژیک فکر کردن و عمل کردن در فرایند برنامه ریزی استراتژیک به صورت عادت درآید، آنگاه فرایند میتواند کنار گذاشته شود.
برنامه ریزی استراتژیک در جبهه ی ملی کرستان این مدل شامل یک فرایند پیوسته (مطابق با تعریف برنامه ریزی) و تکرارپذیر است که پیش از اتخاذ هر تصمیمی آغاز شده و پس از اجرای آن تصمیم ادامه مییابد. این فرایند در قالب ده مرحله شرح داده میشود. از خصوصیات این فرایند آن است که نتایج حاصل از هر مرحله میتواند در بازنگری یا تکمیل مراحل پیش از آن مورد استفاده قرار گیرند. مراحل فرایند برنامه ریزی استراتژیک در جبهه ی ملی کردستان و براساس مدل برایسون به این شرح است: 1. توافق اولیه: در این مرحله ضرورت برنامه ریزی استراتژیک برای جبهه ی ملی کردستان بررسی شده و آشنایی با این نوع برنامه ریزی حاصل میشود. احزاب، سازمانها، واحدها، گروهها یا افرادی که باید در برنامه ریزی درگیر شوند مشخص و توجیه میشوند. مراحلی که در برنامه ریزی باید انجام شوند شرح داده میشوند. روش انجام برنامه ریزی، زمانبندی انجام، آییننامههای مورد نیاز برای جلسات و نحوة گزارشدهی مشخص می شوند. منابع و امکانات لازم تعیین میگردند. 2. تعیین وظایف: وظایف رسمی و غیررسمی سازمان «باید هایی» است که سازمان با آنها روبروست. در این مرحله هدف این است که سازمان و افراد آن وظایفی را که به آنها محول شده است شناسایی کنند. شاید این هدف به ظاهر خیلی روشن باشد ولی این واقعیت در بیشتر سازمانها وجود دارد که بیشتر افراد اختیارات و وظایف سازمانی را که در آن مشغول بکارند نمیدانند و اساسنامه آن را حتی برای یکبار مطالعه نکردهاند. از طرف دیگر وظایف محول شده به سازمان عموماً کلی بوده و تمام فضایی را که سازمان میتواند در آن فعالیت کند تعریف نمیکند. بنابراین ضروری است که با مطالعه وظایف مکتوب و مصوب سازمان اولاً با آن وظایف آشنا شد (که از این طریق بعضی از اختیارات و ذینفعان سازمان نیز شناسایی می شوند)، ثانیاً مواردی را که در حیطه اختیارات سازمان قرار میگیرند اما تا به حال کشف نشدهاند، شناخت. 3. تحلیل ذینفعان: ذینفع فرد، گروه،حزب یا سازمانی است که میتواند بر نگرش، منابع یا خروجیهای جبهه ی ملی کردستان تأثیر گذارد و یا از خروجیهای آن تأثیر بپذیرد. تحلیل ذینفعان پیشدرآمد ارزشمندی برای تنظیم بیانیه مأموریت سازمان است. تحلیل ذینفعان بسیار ضروری است، چرا که رمز موفقیت در این بخش تامین ذینفعان کلیدی جبهه ی ملی کردستان است. اگر جبهه ی ملی نداند که ذینفعانش چه کسانی هستند، چه معیارهایی برای قضاوت درباره آن به کار میبرند، و وضعیت عملکردی جبهه در قبال این معیارها چیست، به احتمال زیاد نخواهد توانست فعالیتهایی را که باید برای تامین خواست های ذینفعان خود انجام دهد، شناسایی کند.جبهه ی ملی کردستان 4. تنظیم بیانیه مأموریت جبهه ی ملی کردستان: مأموریت جبهه ی ملی کردستان، جملات و عباراتی است که هدف نهایی جبهه، فلسفه وجودی، ارزشهای حاکم بر آن و نحوة پاسخگویی به نیاز ذینفعان را مشخص میکند. علاوه بر این موارد، اختلافات درون سازمانی را مرتفع ساخته و بستر بحثها و فعالیتهای سازنده و مؤثر را هموار میکند. توافق بر مأموریت جبهه ی ملی کردستان ، تمام فعالیتهای آن را همسو ساخته و انگیزش و توجه ذینفعان جبهه ی ملی کردستان را افزایش میدهد. 5. شناخت محیط جبهه ی ملی کردستان: اساس استراتژیک عمل کردن شناخت شرایط است. برای اینکه جبهه ی ملی کردستان در رسیدن به مأموریت خود موفق گردد باید شرایط حاکم بر خود را به خوبی شناسایی نماید. در این مرحله، محیط خارجی جبهه ی ملی کردستان در قالب شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته و نقاط قوت و ضعف آنها برای جبهه ی تعیین میگردند. در راستای شناخت محیط سازمان، در این مرحله محیط داخلی نیز در قالب ورودیها، خروجیها، فرایند و عملکرد جبهه ی مورد مطالعه قرار میگیرند. 6. تعیین موضوعات استراتژیک پیش روی جبهه ی ملی کردستان: این مرحله قلب فرایند برنامه ریزی استراتژیک است. موضوعات استراتژیک تصمیمات سیاسی و اساسی هستند که بر اختیارات، مأموریت، ارزشها، هزینهها، تأمین منابع مالی، جبهه یا رهبری تأثیر میگذارد. هدف این مرحله تعیین انتخابهایی است که جبهه ی ملی کردستان با آنها مواجه است. 7. تعیین استراتژیها: به منظور پرداختن به هر یک از موضوعات استراتژیک پیش روی جبهه ی ملی کردستان باید اقداماتی صورت گیرد که در قالب برنامهها، اهداف، طرحها و . . . بیان میشوند. این اقدامات استراتژی نامیده میشوند. در واقع استراتژی عبارتست از قالبی از اهداف، سیاستها، برنامهها، فعالیتها، تصمیمات یا تخصیصهای منابع که مشخص میکنند سازمان چیست، چه کاری انجام میدهد و چرا آن را انجام میدهد. استراتژیها میتوانند تحت سطوح سازمانی، وظایف و محدودة زمانی متفاوتی تعریف شوند. 8. شرح طرحها و اقدامات: این مرحله میتواند در قالب مرحله قبل، مرحله تعیین استراتژیها، انجام شود اما از آنجایی که کار برنامه ریزی استراتژیک با تعیین استراتژیها به پایان میرسد و اجرای آن در قالب تعریف طرحها و اقدامات و مدیریت استراتژیک برنامه تهیه شده انجام میشود این تفکیک صورت گرفته است. به عبارت دیگر از این مرحله به بعد از مدل مربوط به اجرای برنامه و مدیریت استراتژیک میگردد. در این مرحله به منظور اجرای هر یک از استراتژیهای انتخاب شده تعدادی طرح و اقدام تعریف میگردد. 9. تنظیم دورنمای سازمانی برای آینده: در این مرحله، توصیفی از شرایط آینده جبهه ی ملی کردستان در صورت بکارگیری استراتژیهای تدوین شده و استفاده از تمام نیرو و منابع سازمان، ارائه میشود. این توصیف دورنمای موفقیت جبهه ی ملی کردستان نامیده میشود که در آن شرحی از مأموریت، استراتژیهای اساسی، معیارهای عملکرد، بعضی از قواعد تصمیمگیری مهم و استانداردهای اخلاقی مورد نظر ارائه میشود. در صورت تنظیم چنین دورنمایی، اعضای جبهه ی ملی کردستان خواهند دانست که چه انتظاری از آنها میرود، پویایی و همسویی انگیزه و نیرو در رسیدن به اهداف جبهه ی ملی کردستان به وجود آمده و نیاز به نظارت مستقیم کاهش مییابد. 10. برنامه عملیاتی: در این مرحله با استفاده از اطلاعات تدوین شده در مرحله هشتم و بر اساس اولویتهای تعیین شده توسط تصمیمگیران، یک برنامه عملیاتی تهیه شده و بر اساس آن مدیریت و کنترل طرحها و اقدامات انجام میشود.
بعد از انتخاب استراتژی اصلی سازمان، استراتژی مزبور به یک طرح عملیاتی ترجمه میشود (شامل اهداف کمّی، طرح، تخصیص منابع، و ....) ضمناً خطمشی، روشها و مقررات (برنامههای جاری) نیز تدوین میشود و سازماندهی و مسائل انگیزشی کلیه ی نیروها و اتخاذ سبک رهبری مناسب نیز در نظر گرفته میشود. برنامه ریزی عملیاتی یا اجرایی تعریف پیشبینی و تعیین مراحل و توالی فعّالیّتهای لازم برای تأمین اهداف استراتژیک از طریق وسایل (تاکتیکها)، بهتفکیک زمان، هزینه، نیروی انسانی لازم، برنامهریزی عملیاتی نامیده میشود انواع 1) جاری (Standing): مربوط به اهداف تکراری و روزمره 2) یکبار مصرف یا مداخلهای ( Single-Use or Interventional): مربوط به اهداف استثنایی، غیرتکراری، مانند طرحها ( مراحل برنامه ریزی عملیاتی تجزیه و تحلیل وضعیّت موجود منطقه تعیین اهداف برنامه تعیین طرق نیل (استراتژیها) به اهداف برنامه تعیین فعّالیّتهای لازم برای هر استراتژی بیان شرح تفصیلی هر فعّالیّت تعیین شیوه پایش و ارزشیابی برنامه تجزیه و تحلیل وضعیت موجود منطقه تعیین دادهها و اطلاعات مورد لزوم جمعآوری دادههای مورد لازم نظام ثبت و گزارش جاری بررسیهای مقطعی (Survey) تجزیه و تحلیل دادهها بهمنظور بهدست آوردن اطلاعات لازم (شاخصها) مقایسة اطلاعات فوق با اطلاعات یک سطح بالاتر بهمنظور تعیین مشکلات منطقه الویتبندی مشکلات تعیین اهداف برنامه اهداف کلی باتوجه به مشکلات اولویّتدار منطقه و مأموریت سازمان، بهصورت کلی، غیر کمّی و جهتدار بیان میشود اهداف اختصاصی اجزای تشکیل دهنده هدف کلی را بهصورت مشخص و قابل سنجش میسازد. بدین وسیله برنامه قابل ارزشیابی میگردد اهمیت اهداف برنامه 1) مسیر و جهت حرکت واحد یا سازمانرا مشخص میکند 2) موجب تمرکز تلاشها و هماهنگی فعّالیّتها میگردد 3) تصمیمات را رهنمون میشود 4) سبب ایجاد انگیزه برای اجرای عملیات(برنامه)، میشود 5) ارزشیابی برنامه را ممکن میسازد اهمیت اهداف برنامه 1) مسیر و جهت حرکت واحد یا سازمانرا مشخص میکند 2) موجب تمرکز تلاشها و هماهنگی فعّالیّتها میگردد 3) تصمیمات را رهنمون میشود 4) سبب ایجاد انگیزه برای اجرای عملیات(برنامه)، میشود 5) ارزشیابی برنامه را ممکن میسازد نکاتی که باید در تعیین اهداف رعایت شوند × درنظر داشتن عوامل مؤثر بر بروز مشکلات منطقه × توجه به شرایط محیطی، منابع داخلی و آینده × توجه به واقعیّات (تعیین اهداف دستیافتنی) × کمّی کردن اهداف (شامل فعل کمّی،استاندارد و ضابطه) × منظور کردن قید زمانی × تعیین اهداف با مشارکت کلیه ی نیروها × درنظر داشتن مقصد و چشمانداز نهایی × اولویّتبندی اهداف × توجه به ایننکته که اهداف نتایج یکدیگر را خنثی نکنند ویژگی های اهداف اختصاصی I. قابل اندازهگیری باشند Measurable)) II. دستیافتنی باشند Attainable)) III. مرتبط با هدف کلی باشند Relevant)) IV. دارای زمان مشخص باشند تعیین استراتژی ها استراتژی یعنی تعیین طریق یا روش رسیدن به اهداف برای تعیین استراتژیها میتوان از عوامل مؤثر بر ایجاد اهداف اختصاصی استفاده نمود (با استفاده از شبکه علیّت) استراتژیهای انتخابی نیز همانند اهداف، جهت انتخاب، میبایستی اولویّتبندی شوند × استراتژیها برخلاف اهداف حالت کمّی ندارند تعیین فعالیت ها × هدف از برنامهریزی تبدیل اهداف به فعّالیّتها است انواع فعّالیّت 1. فعّالیّتهای جاری: به فعّالیّتهای جاری و تکراری سازمان اطلاق میشود که براساس سیاستها، دستورالعملها، مقررات و آئیننامهها صورت میگیرد فعّالیّتهای مداخلهای: براساس مشکلات خاصّ منطقه و اهداف غیر تکراری، انجام میگیرد برنامه عملیاتی میبایستی شامل هر دو نوع فعّالیّت باشد فعّالیّتهای جاری در بخش جدول تفصیلی به فعّالیّتهای مداخلهای اضافه میشوند فعّالیّتها را نیز میتوان، عوامل مؤثر بر استراتژیها، درنظر گرفت × فعّالیّتها نیز میبایستی اولویتبندی شوند
جدول زمان بندی × مهمترین و متداولترین جدول زمانبندی مورد استفاده جدول گانت میباشد که قدمت آن به یک قرن میرسد × جدول گانت یک ابزار سودمند مدیریّتی برای برنامهریزی و کنترل (پایش فعّالیّتها) میباشد که ترتیب زمانی فعّالیّتهای پیشبینی (برنامهریزی) شده و فعاّلیّتهای انجامگرفته را نشان میدهد × جدول گانت یک نمودار ستونی است که زمان در محور افقی و فعّالیّتها در محور عمودی آن قرار گرفتهاند × ستونهای نمودار نشاندهندة نتیجة کار در یک مدّت معین است × برای تهیة نمودار گانت ابتدا کلیة فعّالیّتهای هر استراتژی لیست شده، سپس موعد و مدّت زمان هر فعّالیّت پیشبینی میشود و براساس تقدّم زمانی، جدول گانت رسم میگردد × درحین اجرای برنامه، فعّالیْتهایی که عملاً انجام گرفتهاند نیز در جدول ، برای مقایسه (پایش) و انجام اقدامات اصلاحی، مشخص میشوند
ارزشیابی و کنترل تعریف انطباق نتایج با اهداف برنامه و اقدامات اصلاحی درصورت لزوم در اجزا برنامه (از Vision تاAction ) از نظر: ساختار (Structure) سیستم(System) رفتار (Behavior) بدون تعیین استراتژی نباید در ساختار، سیستم و رفتار تغییر ایجاد نمود پایش و ارزشیابی برنامه × ارزشیابی (Evaluation) سنجش میزان تحقق اهداف (اختصاصی) × پایش (Monitoring) انطباق فعّالیّتهای درحال اجرا با استانداردهای برنامه پایش دارای دو جنبه است 1. پایش کمّی: بهترین ابزار آن جدول گانت است 2. پایش کیفی: مقوله بسیار مهمی است که در شراط پس از تبیت و نهادینه شدن جبهه ی ملی کردستان بدان پرداخته خواهد شد .
http://bnkurd.blogsky.com
|