مستقل ها بهتر می اندیشند
یالچین قاراداغلی
حماسه يک خرداد، واقعه منحصر به فردي بود که در تاريخ مبارزاتي که ملت آذربايجان براي دستيابي به حقوق پايمال شده خود داشته است، نمونه مشابه آن را با اين وسعت و بازتاب بين المللي به سختي مي توان به ذهن آورد. نتايج درخشاني که در اين بازه زماني 20 روزه براي حرکت ملي آذربايجان به دست آمد، امري است غير قابل انکار، اما مسئله اي که بعد از آن تبديل به دغدغه اصلي حرکت درآن زمان شد چگونگي شکل فعاليت از آن تاريخ به بعد بود. عده اي از فعالين اصرار به ادامه مبارزات به همان شکل سابق يعني تظاهراتهاي خياباني داشتند وبا بهره گيري از چاشني احساس و مشابه سازيهاي تاريخي، ديگر دوستان را دعوت به تظاهراتهاي مختلف در روزهاي مختلف وبه عناوين گوناگون نمودند. متاسفانه بعد از خرداد 85 تا کنون، به جز تظاهراتهايي که در زنجان وسولدوز ويکي دو نقطه ديگر در 2 اسفند 85 به مناسبت روز جهاني زبان مادري انجام شد، هيچکدام از دهها دعوت مردم و فعالين به انجام اعتراض خياباني سر انجام خوشي نداشت. اين عدم موفقيتها شامل اول خرداد امسال نيز شد، علي رغم تبليغ و دعوت مردم براي حضور در تظاهرات اول خرداد که شامل پيامها و بيانيه هاي سايتها، تشکلها و گروههاي آذربايجاني و دهها راه و روش ديگر بود، حاکميت باز هم توانست با ايجاد جو امنيتي و در يک فضاي پليسي جلوي هر گونه حرکتي را در آن روز بگيرد. اما اگر در عصر همان روز هر کس تلويزيون گوناذ را که تاثير شگرف وغير قابل انکاري در بيداري مردم آذربايجان و هر چه با شکوهتر شدن تظاهراتها در خرداد 85 داشت را تماشا مي کرد، متوجه بحث جالبي مي شد که سالهاست در ميان فعالين فرهنگي، سياسي و دانشجويي آذربايجان جاري است و کماکان هم ادامه دارد. البته بعد از آن روزها اگر به مقالات، صحبتها و افکار تعدادي از فعالين خارج نشين هم توجه مي کرديد متوجه حضور همين بحث يعني لزوم تشکيلاتي شدن و ايجاد تشکيلات و عضويت در آن در لابلاي مطالب آنها مي شديد. در مقام يک منتقد و شخصي که درتمام اين سالها مستقل مانده ام نظري متفاوت با اين دوستان دارم، معتقدم اگرچه بحث وجود سازمانها و تشکيلات براي هر انساني که مسئوليت اداره يک جمع کوچک را هم تجربه کرده است روشن و واضح مي باشد ولي شرايط و چگونگي اين بحث و زمينه لازم براي آن محتاج بررسيهاي بيشتري است. هر فعال اجتماعي به خوبي اين نکته را مي داند که ده فرد سازماندهي شده قدرت و قابليتي بيشتر از صد فرد سازماندهي نشده دارد و در هر گروه و سازماني کارايي افراد، از اقدامات فردی آنها به مراتب بيشتر خواهد بود. اينها موارد مبرهني هستند که پيشتر از اين هم ثابت و مورد قبول واقع شده اند ولی انتقادي که من به دوستانم دارم اين است که آنها تمام جنبه ها و موارد اين موضوع را مورد بررسي قرار نمي دهند و اين بحث تشکيلات را بدون بررسي پيش زمينه تاريخي و اجتماعي آن در بوق و کرنا مي کنند. وجود هر سازمانی در هر جامعه ای مستلزم تامین منابع متعدد و متنوع انسانی، دانشی، مالی و ساختاری است و با مهیا ننمودن این ملزومات نتایج مورد انتظار و مطلوب کسب نخواهد شد.
واقعيت اين است که امروزه تمامي فعالين حرکت ملي آذربايجان به شدت تحت فشارهاي امنيتي قرار دارند و آنهايي که وابستگي شان به تشکیلاتی خاص از سوی نهادهای امنیتی محرز شده، بيشتر از ديگر فعالين آسيب پذير هستند. بنابراین هر فعال مستقل آذربايجاني با عضويت در اين تشکيلاتها آن يک اپسيلون امنيت باقي مانده خود را به حراج مي گذارد. قطعا مستقل بودن به معناي منفعل و غير فعال بودن نيست و مستقل ها از فعالترین افراد درون حرکت فراگير ملي آذربايجان مي باشند و به حق هم در اين چند سال اخير اکثر فعالین هزينه داده هم از اين دسته، يعني ملتچي هاي مستقل مي باشند. در کنار مزيت هاي زيادي که عضويت در يک تشکيلات براي فعالين مستقل به همراه مي آورد ولي اين عضويت مي تواند آسيبهاي عمده اي هم به اين افراد وارد کند. فعالیت مستقل ویژگیهای خاص خود را دارد و شرایط خاص خود را نیز می طلبد، برخی از این ویژگیها به شرح زیرند:
· فعالين مستقل دست بازتري براي فعاليت و ادامه مبارزه به طرق گوناگون دارند.
· فعالين مستقل با عدم عضويت در تشکيلاتي خاص وقت خود را به جاي مباحث فرسايشي ميان تشکيلاتها به موضوعات اصلي و با اولويت بالاتر مختص به تمام حرکت معطوف مي کنند.
· فعالين مستقل با اتکا به استقلال خويش و با ديد آسيب شناختي مي توانند مسايل، مشکلات، عملکرد ها و انحرافات در درون حرکت را به چالش بکشند و هر تشکيلات و سازماني را به نقد گيرند، اين نقد مي تواند شامل عملکرد آنها، بيانيه هاي آنها، استراتژي آنها، اعضا و رهبران آنها و به طور کلي تمام زوايا و جنبه هاي اين تشکيلات گردد که انتقاد با نگرش سالم بارزترین ویژگی آن می باشد. بي آنکه متهم به تخريب تشکيلاتي خاص و تبليغ تشکيلاتي ديگر شوند.
به دوستانم اين اطمينان را مي دهم که نه تنها در اين دوره زماني خاص بلکه تا سالهاي بعد هم اين مستقلها خواهند بود که بار اصلي حرکت ملي را به دوش خواهند کشيد و منبع اصلي حرکت ملي و اشاعه مباني فکري حرکت ملي آذربايجان در ميان اقشار مختلف جامعه آذربایجانی و لایه های اجتماعی گوناگون ملت آذربايجان خواهند بود. آنچه مسلم است اين است که عملکرد اين فعالين مسقل در تضاد با هيچ تشکيلاتي نيست و هر تشکيلاتي که منافع ملي آذربايجان و اصول کلي دموکراسي و حقوق بشر را زير پا نگذارد، نه تنها از فعاليت مستقلها احساس خطر نخواهد کرد بلکه مي توانند از دست آوردهاي آنان در تمامي زمينه ها نیز بهره مند گردند. مطمئن باشيد که يک فرد مستقل در هر جايي که باشد و درهر حيطه و زمينه اي که فعاليت کند تنها و تنها در پيش روي خود آذربايجان و فقط آذربايجان را مي بيند، اگر در حوزه خبر رساني فعاليت مي کند، خبرهايش را بي غرض و به دور از هر گونه پيش زمينه اي کار ميکند. اگر فعال حقوق بشري باشد، بدون هيچ گونه جانبداري خاص و بدون کمترين تلاشي براي پررنگ جلوه دادن بعضي ها و کمرنگ تر کردن بعضي ديگرها فعاليت مي کند، اگر در حوزه هاي فرهنگي و دانشجويي فعاليت مي کنند، مطمئن باشيد با هر کسي که با شنيدن کلمه آذربايجان قلبش مي تپد، بدون هيچ جهت گيري خاصي همکاري آگاهانه اي مي کنند. زيرا هيچ مستقلي نمي خواهد ابزار دست هيچ تشکيلاتي باشد و جاده صاف کن هيچ فرد با گرايشهاي تشکيلاتي خاص نیز نخواهد بود. فعال مستقل حرکت ملي آذربايجان به همه شما احترام مي گذارد و اگر هدفتان منافع واقعي آذربايجان باشد شما را هم هدف خويش مي داند. پس از شما تمنا دارم او را دلال حرکت ملي نناميد، وي را شارلاتان اسم ندهيد گوش و وقت او را با شعار (يا قوشول يا ياراد) پر نکنيد، لطفا ايده ها و افکار فراماسونري خود را از پيرامون مستقلين دور نماييد،ب گذاريد مستقلين تا موقعي که خود تشخيص مي دهند مستقل بمانند. مطمئن باشيد که آنها هر وقت با تحليلهاي خود به اين نتيجه رسيدند که عضو يکي از شماها شوند، ترديد نخواهند کرد. از آنجايي که به نظر من هيچ کدام از تشکيلات ما در حال حاضر ماهيت خود انتقادي ندارند من معتقدم در چنين شرايطي مستقلها بهتر مي انديشند.