با مرور بر اتفاقاتی که طی ماههای گذشته صورت گرفته و مخصوصا در چند
هفته اخیر و در حالی که تمامی فعالان سیاسی و حقوق بشر چشمها و گوشهایشان رابه
مسائل پیرامونی در رابطه با مسئله ی هسته ای ایران معطوف کرده بودند،یعقوب مهرنهاد
فعال مدنی بلوچ اعدام گردید وفشارهای دولت جمهوری اسلامی بر سایر فعالان سیاسی و
حقوق بشر داخلی افزایش یافت.
در فصلی که خبری از اعتراضات دانشجویی در داخل کشور نیست_فصل تابستان تبدیل به فصل تسویه حسابهای دانشگاهی نظام گردیده_و در صحنه ی سیاست خارجی کشورکه توجه همگان به مسئله ی هسته ای و پاسخ ایران به بسته های پیشنهادی کشورهای ۱+۵ جلب شده است،دست به دست هم داده تا فعالان داخل کشورشاهد تحمل فشارهای گوناگون ا زطرف حکومت شوند.
اعدام یعقوب مهرنهاد فعال بلوچ خبر از موج جدید فشارها بر افرادی که حکومت به نام فعالان قومی میشناسد را میدهد.اعدام یک روزنامه نگار آزاد و صدور حکم اعدام ۵ تن از فعالان کرد در کنار بازداشت های گسترده در آذربایجان و قبل از همه ی اینها صدور حکم ۸ سال زندان برای سعید متین پور روزنامه نگار و فعال شناخته شده آذربایجان ،شروع دوره ی جدیدی را که توا م با احکام سنگین و سرکوب از طرف حکومت است را خبر می دهد.
سرکوب فعالان کرد و بلوچ و صدور حکم اعدام در مورد آنها ا رتباط مستقیمی با فعالیت های مسلحانه در آن مناطق دارد و هر کسی را به بهانه ی ارتباط با گروههای مسلح و معاند نظام می توانند به اعدام محکوم نمایند.ولی تمامی معادلات در آذربایجان زمانی به هم می خورد که بهانه ای برای صدور احکام سنگین نداشته باشند،کاری که تا کنون فعالین آذربایجانی بخوبی از عهده ی انجام آن کار بر آمده اند و همین امر باعث وحشت و سردرگمی مسئولان در قبال آذربایجان گردیده.فعالیت های فعالان حرکت ملی دقیقا همانند جنبش های مترقی جهان پیش می رود؛جنبشی که به جرات می توان گفت از بطن جامعه برخواسته است و علیرغم برخی اشتباهاتی که در به بلوغ رسیدن یک جنبش نقشی اساسی دارد،اکنون به جایی رسیده است نه تنها حکومت جمهوری اسلامی بلکه اپوزسیون های داخلی و خارجی نیز به تکاپو افتاده اند و در حا ل حاضر حداقل در قبال مسئله ی آذربایجان موضع واحدی گرفته اند.این را براحتی می توان از اعمال فعالین حقوق بشر غیر ترک زبان و بخش فارسی شبکه های خبری خارجی دریافت.
اخیرا گروهی تحت عنوان “جنبش آذربایجان برای دموکراسی و یکپارچگی ایران” اعلام موجودیت کردند که این نیز یکی از اعمال شتاب زده ی اپوزسیون های خارج از کشور در مقابل حرکت ملی آذربایجان است.
اطلاق نام جنبش بر روی یک گروه سوالاتی را پیش می آورد.اساسآ احزاب و تشکل ها یا از درون یک جنبش سر بر می آورند و یا تشکیل یک گروه با تکیه بر یک قدرت به عنوان پشتیبان به ظهور یک جنبش می انجامد.حال ظهور یک تشکل تحت عنوان جنبش می تواند حامل پیام هایی برای حرکت ملی آذربایجان باشد.آنچه که واضح و مبرهن است دشمنان آذربایجان به جهت اینکه نمی توانند مانند کردها و بلوچ ها با فعالین آذربایجان رفتار نمایند سیاست های متفاوتی را پیش گرفته اند که یکی از مهمترین آنها انحراف حرکت ملی آذربایجان به جهت دلخواه شان یعنی مسیری که یا بتوانند بطور کامل برخورد نمایند یعنی حرکت را به طرف خشونت سوق دهند یا اینکه طوری به انحراف بکشانند که بتوانند آنچه را که خود می خواهند برداشت نمایند. ظهور گروهی موسوم به جنبش آذربایجان نیز هدفی جز این دنبال نمی کند.
بر همه ی فعالان آذربایجان واجب است که از این پس با بینش فوق العاده ای حرکت نمایند تا خدای نکرده در این برهه دچار لغزش نگردیم.از بیان مطالب و موضوعاتی که باعث بروز اختلاف و تفرقه بین فعالان میشود بپرهیزیم و از طرح مانیفست هایی که حرکت را به سمت دیگر سوق دهد مانند آنچه که چند هفته ی پیش با مقاله ای تحت عنوان “جنگی که اماده اش نبودیم شروع شده است”از بای بک تبریزلی مطرح شد بپرهیزیم.چرا که حرکت ملی آذربایجان در مسیری که قرار دارد سیر طبیعی خود را طی می کند و اگر کمی آگاه باشیم می توانیم حتی در شرایط سخت هم قطار حرکت ملی را بدرستی هدایت کنیم.