سخنراني دكتر يوسف پارسا بناب

واقعيات جنگ گرجستان وروسيه

دربرنامه ي تلويزيوني مهندس محمد  حسيبي     

   پنجشنبه 25/5/1387

باتشكر ازشما وباعرض سلام به بينندگان وشنوندگان برنامه ي شما.

جنگ گرجستان بشكلي كه آغاز شده، اگرتداوم يابد مسائل منطقه ي ما – خاورميانه ي بزرگ (بخصوص ايران وافغانستان) را تحت الشعاع قرار ميدهد. اين موضوع موردتوجه تحليلگران اروپايي است. من ابتدا به اهميت استراتژيكي گرجستان  ومحاسباتي كه محافظه كاران مستقر دركاخ سفيد دارند، ميپردازم.

گرجستان دربخشي ازآن خاورميانه ي بزرگ جديد (تعريف شده درادبيات نومحافظه كاران) است. ميدانيم كه ازنظر اين حضرات ، خاورميانه ي جديد ، علاوه برخاورميانه ي قديم ، كشورهاي قفقازي گرجستان، آذربايجان وارمنستان و كشورهاي آسياي ميانه: قزاقستان و...  را نيز شامل ميشود. دروهله ي اول وبا نگاه ساده بنظر ميرسد كه گرجستان صاحب موقعيت استراتژيك ممتازي ندارد. مثلا فاقد معادن نفت است و... اما يكي ازبزرگترين لوله هاي نفت جهان ( خط لوله ي  باكو- تفليس- جيحان) ازآنجا گذشته وسرانجام ازطريق درياي مديترانه به اروپاي تشنه ي نفت ميرسد. ازاين بابت است كه ازنظر محافظه كاران (نئوكان ها ويراستار) ، گرجستان اهميت بيشتري مييابد. بخصوص اين موضوع رابايد درنظر داشت كه آذربايجان نفت خيز مانند مكزيك وكانادا عضواوپك نيست واين قضيه براي كارتلهاي بزرگ آمريكا مهم بوده ودراصل دراختيار آنهاست.

درسال 1991 وبهنگام فروپاشي شوروي ، 15 كشور مستقل ازدرون آن بيرون آمدند. روسيه بزرگترين اين جمهوري ها وگرجستان يكي ازاين كشورهاي كوچك بود. دردرون اين گرجستان ودرزمان حاكميت شوروي، دودولت خودمختار آبخازيا واوستياي جنوبي وجود داشتند كه با فروپاشي شوروي خواستاراستقلال بيشتري شدند ولي ازآنجا كه آقاي شواردنادزه به رياست جمهوري گرجستان رسيده بود، اين دو ايالت خودمختارمراعات حال اورا كرده واقدام به كسب استقلال كامل رابنوعي مسكوت گذاشته بودند. چرا كه شواردنادزه وزيرخارجه ي شوروي يك شهروند گرجي بوده وازاعضاي سابق رهبري حزب كمونيست شوروي بشمارميآمد.

درسال 2004 آقاي ميكائيل ساكاشويلي كه يك طرفدارسرسخت نئوكان هاست وتحصيلات خودرا دردانشگاههاي جرج واشنگتن وكلمبياي آمريكا باتمام رسانيده وازدوستان نزديك " پاول..." – يكي از25 نفرازنئوكان هاي اصلي آمريكاست- به رياست جمهوري گرجستان رسيد. سركارآمدن او دقيقا مطابق همان نقشه هايي بود كه آمريكا دولت هاي صربستان واكراين را باعنوان " انقلاب مخملي" بوجود آورده بود. وقتي ساكا شويلي بقدرت رسيد ، مطابق نظرنئوكان هاي آمريكا اظهار نظركرد كه براي قويتر شدن هرچه بيشتر گرجستان، لازم است كه حقوق خود مختاري اين دو دولت محلي لغوگرديده وآنها تمام وكمال دراختيار دولت گرجستان قرارگيرند. اودرپي تحقق اين نظر، 6روز پيش به نيروهاي نظامي گرجستان دستورداد كه به اوستياي جنوبي حمله كنند ونتيجه ي آن بمباران و درهم كوبيدن وحشتناك پايتخت يكصد هزارنفري اوستياي جنوبي بود. اين حادثه سبب دخالت روسيه براي نجات مردم اوستياي جنوبي(ظاهرا يا واقعا) شد. اما نيروهاي روسيه به مناطق دورترازاوستياي جنوبي هم حمله كرده وبه محاصره ي شهر گوني (زادگاه استالين- ويراستار) – يكي ازشهرهاي بزرگ گرجستان روي آورده وظاهرا قسمت هايي ازآن را هم اشغال كردند.

تحليل كارشناسان ازوقايع 6روزه به دو دسته تقسيم ميگردد: دسته ي اول معتقدند كه نومحافظه كاران آمريكا دردادن چراغ سبزبراي حمله به اوستياي جنوبي به اين دوست وفادارخود ودراين برهه اززمان ، جنبه ي تاكتيكي داشته است. ازاين زاويه ي ديد، هدف اين تاكتيك تاثير گذاري برروند انتخابات آمريكا با ايجاد وطن پرستي كاذب واعزام بخشي ازسربازان آمريكا براي كمك رساني انساني به گرجستانيها و بتبع  آن شركت وسيع ترمردم بنفع جان مك كين بوده است. اين كار بدانجهت روي داده كه بخش بزرگ مردم آمريكا بطرف اوباما متمايل شده اند واين كار براي تغيير اين روند بوده است. اين نظر ازآن تحليلگران اروپائي وبخشي ازمفسران آمريكائي است.

دسته ي دوم اين چراغ سبز دادن آمريكا به رئيس جمهور گرجستان درحمله به اوستياي جنوبي را گامي استراتژيك ارزيابي ميكنند. بديگر سخن، دادن فرمان حمله شباهت تام وتمامي با آنچه كه درعراق انجام شد، داشته است. هدف، تسخير كشورهاي مهم خاورميانه ي بزرگ واجراي دكترين مونرو بوده وميبايست گرجستان هم مقام وموقعيتي مانند عراق وافغانستان براي آنها داشته باشد.

ازنظر دور نبايد داشت كه عراق وگرجستان موقعيت همساني ندارند. عراق يكي ازكشورهاي بزرگ نفتي جهان است وگرجستان فاقد اين اعتبار است. اما گرجستان نقشي شبيه افغانستان درانتقال انرژي كشورهاي منطقه دارد. ازآنجا كه سكوي پرش دكترين مونرو( اشراف برمنابع انرژي ومطيع كردن هرچه بيشتر جهان وحتي اروپا) عراق بوده و اين كشور تاكنون ازايفاي اين نقش بازمانده ، ميخواهند كه با برجسته تركردن نقش گرجستان تحت حاكميت متحد خود، جبران اين مافات را كرده باشند. بايد دانست كه اززمان روي كارآمدن ساكا شويلي، كارشناسان آمريكا واسرائيل حضور چشمگيري درگرجستان داشته ونقش بزرگي درآموزش نظاميان ودولتمردان اين كشور بعهده گرفته اند. اينها دولت مافيايي آذربايجان را هم دراختيار دارند كه نفت اين كشوررا تا آخرين قطره دراختيار كارتل هاي آمريكائي وازطريق همان لوله ي طويل يادشده قرارميدهد.

اما نبايد ناديده گرفت كه قطب بندي جديدي درجهان شكل گرفته است. با فروپاشي شوروي وبجا ماندن فدراسيون روسيه بعنوان آلترناتيو آن ، اين كشور روز برزوز امكانات خودراازدست داده وتبديل به كشور بي رمقي شد. اين ضعف درزمان يلتسين به اوج خود رسيد وروسيه  حتي ناتوان ترازكشورهاي اروپايي هم شد. اما با روي كارآمدن پوتين (مدير وكاردان) ورق برگشته واين كشوردردوران زمامداري 8 ساله ي او، مجددا به رشد 6-5 برابرنايل آمد. طوريكه درآمد ناخالص ملي آن به رقمي بالاتر ازاواخردوران برژنف رسيده است.  قيمت نفت بالا رفته وروسيه دومين توليد كننده ي نفت ( نه صادركننده) درجهان است. درست است كه آمريكا رتبه ي اول را درتوليد نفت دارد اما اين نفت توليدي رابمصرف داخلي ميرساند وبقيه ي مايحتاجش را وارد ميكند ولي روسيه نفتي نميخرد و مقدارزيادي  ازاين توليداتش را صادرهم ميكند.

لازم به ياد آوري است كه آمريكا اين عمل مشابه رادرتبت چين وكشوربرمه انجام داد. هدف آن بود كه باگرفتن تبت ازچين وتجزيه ي برمه ، نيروهاي نظامي خودرا درآنجا مستقر ساخته وچين را از يك يا دوطرف محاصره كنند كه توفيقي دراين كارنداشتند. گواينكه دولت هاي روسيه وچين ملاحظاتي درمورد قدرت نظامي آمريكا دارند ، اما اين ملاحظات با تهديد مرزهاي اين دوكشور ، به كناري گذاشته ميشود. روسيه دراصل دست به همان كاري زد كه چين درتبت انجام داد.

هم اكنون درايغورستان (در شمال غربي چين-  تركستان شرقي معروف به شين جان) حركتي جدائي طلبانه درجريان است ومحافظه كاران آمريكائي برآنند كه اين قسمت را ازبدنه ي چين جدا بكنند. مدارك غير قابل ترديدي درمورد دخالت آمريكا در مسئله ي تركستان شرقي وجود دارد.

مسائل بالا نشان ازيك قطب بندي جدي عليه آمريكا دارد. شما ميدانيد كه آمريكا چه نفوذ زيادي دراتحاديه ي اروپا دارد اما درعمل ديديم كه بانفوذ روسيه به داخل گرجستان ، ساركوزي رئيس جمهور فرانسه شتابان به گرجستان وروسيه رفت تا جلوي گسترش اين جنگ را بگيرد. البته دولتهاي روسيه وچين تمايل زيادي به همكاريهاي اقتصادي با اتحاديه ي اروپا دارند اما ميدانند كه رهبران اين دولت ها تحت نفوذ آمريكا هستند.

اما اين وقايع چه تاثيري برايران خواهد داشت؟ اگراين جنگ گسترش پيدا كند، مسائل ايران درمتن وبطن اين مسائل قرار ميگيرد. درصد حمله ي احتمالي به ايران كه ما چندروز پيش حدسياتي درباره ي آن داشتيم، پايين ميآيد. حتي درصورت توقف جنگ هم روابط روسيه وآمريكا حالت خوشي نخواهد داشت ودولت روسيه همكارهاي لازم را دراقداماتي كه برعليه ايران صورت ميگيرد، انجام نخواهد داد. ممكن است روسيه همكاريش را درتحريم اقتصادي ايران قطع كند. گرچه امكان عملي شدن ادعاهايي دررابطه حمله به ايران كه طي آن اعلام ميشد كه در4 ماه پايان رياست جورج بوش انجام ميشود، بسيار كمتر شده ، اما اگر اين جنگ اخير بطرف آذربايجان گسترش پيدا كند، ايران هم شامل اين هرج ومرج ناشي ازآن خواهد بود. اما اگر جلوي جنگ گرفته شود، كه امكانش بيشتر است ، اين جريان بنفع مردم ايران خواهد بود. چرا؟ براي اينكه اثر اين تحريم ها مردم ايران راهدف قرارداده است . اگرروسيه تحريم هارا نپذيرد تحريم موضوعيت واثري نخواهد داشت. دراين مورد بايد منتظر حوادث روزهاي بعد بود.

مهندس حسيبي : دررابطه با اين جنگ مقاله اي توسط آقاي " پال كرك  رابرت" كه فردي روشنفكر وضد جنگ است منتشر شده است كه بسيار جالب وشايان توجه است. او دراين مقاله ازخوانندگان خود پرسيده است كه آيا اين لاقيدي دولت وحتي مردم آمريكا جهان را بسوي جنگ سوم جهاني سوق خواهد داد يانه؟

احمد مزارعي ( كارشناس مسائل خاورميانه- كارگربرق كارومسئول سنديكاي كارگران برق خوزستان ومقيم فعلي كانادا): برابر نوشته هاي مطبوعات اسرائيل، اين كشور دخالت بسيار گسترده اي درجنگ گرجستان داشته است. برابراين نوشته ها، نزديك يكهزار ژنرال ومامور اسرائيلي سرگرم آموزش ارتش ومامورين گرجستان بوده اند. آمريكا هم حدود 150 افسر ودرجه دار براي آموزش گرجي ها درگرجستان مستقركرده وبطوركلي يك زمينه ي كاملي براي وقوع اين جنگ فراهم كرده بودند. از نظر من برخورد روسيه واروپا درراستاي مهار بحران است. مسئله ي انرژي براي اروپا بسيارمهم است ومقدار معتنابهي نفت وگاز اروسيه ميخرد . بهمين دليل بود كه فرانسه بادخالت خود مانع گسترش جنگ شد. ظاهرا امروز درگيري درشهر گوري آغاز شده است. تحليل شخصي من اين است كه آمريكائيها برخلاف اروپائيها خواهان گسترش اين جنگ هستند ولي جنگ نميتواند ادامه پيدا كند.

مسئله ي مهم ديگر وضعيت دروني خود گرجستان است كه خيلي فقيراست. حدود 5/1 ميليون نفر ازمردم گرجستان  درروسيه كار ميكنند. ديگر اينكه خريدار محصولات كشاورزي گرجستان روسيه است وبنابراين مردم گرجستان به ادامه ي جنگ اعتراض خواهد داشت. اما آمريكا وبخصوص اسرائيل سوداهاي ديگري درسردارند. من ديروزسايتي متعلق به طرفداران "ميشل عون" تحليلي راميخواندم كه هدف اسرائيل ازاينهمه گشاده دستي درگرجستان، استفاده ازحريم هوائي اين كشوربراي بمباران ايران بوده است. مخصوصا اينكه درنشريات آمده است كه آمريكا موكدا اعلام كرده كه هرگز اجازه نخواهد داد كه اسرائيل ، ايران را ازطريق خاك عراق بمباران بكند. اسرائيل نفوذ زيادي درگرجستان دارد ومخصوصا وزير دفاع گرجستان مدتها ساكن اسرائيل بوده وچند سالي است كه به گرجستان منتقل شده است. نامبرده قبلا معاون ساكا شويلي درپارلمان بوده و بنوشته ي روزنامه ي " هاآرتص" ، اين وزير دفاع يكي ازمشوقين جنگ بوده است. عليرغم پيچيدگي اوضاع، من معتقدم كه وضعيت نامطلوب آمريكا وبيميلي اروپا سبب عدم گسترش جنگ خواهد شد.