نظری بر شاهنامه‌خوانی آقای شهرام ناظری

 

شاهنامه‌ فردوسی توهین به‌ مقام انسانی انسان است!

 

سعید سقزی

 

روز 6/6/2011 رادیو پژواک، رادیو فارسی بین الملی سوید در رابطه‌ با کنسرتی در ستوکهولم و یوتبوری که‌ توسط آقایان(حسین علیزاده‌) و (شهرام ناظری) اجرا گشته‌ بود، مصاحبه‌ای با آنان را بخش نمود، مجری این برنامه‌‌‌ خانم (زینت هاشمی) از کارمندان رادیو بودند. گفته‌های‌ آقای ناظری مرا ترغیب به‌ نوشتن این مطلب نمود. هرچند متن مصاحبه‌ در آرشیو رادیو پژواک موجود میباشد و خوانندگان گرامی این چند سطر میتوانند به‌ آن گوش فرا دهند، ولی بهتر است خود مصاحبه‌ پیاده‌ شود تا مانع هرگونه‌ برداشتی باشد. به‌ مصاحبه‌ بنگریم.

{مجری: در گفتگویی که‌ با شهرام ناظری و حسین علیزاده‌ در پایان کنسرت داشتم هر دو آنها از نحوه‌ اجرای برنامه‌ با توجه‌ به‌ انرژی گرفته‌ شده‌ از حاضران در سالون ابراز رضایت کردند،نخست سخنان شهرام ناظری در این رابطه‌ میشنویم.

ناظری: بله،‌ دیگه‌ شور مردم و علاقه‌ای که‌ باستلاح علاقمندان دارند خود این انرژی میدهد دیگه‌، انرژی بخشه‌، اونهم در حقیقت تنها عاملیه‌ که‌ به‌ ما نیرو میدهد که‌ ما حرکت کنیم و بیایم باستلاح برای انجام کنسرت، اکثرا" خیلی با پرشور و پر از حرارات و عشق هستند و در حقیقیت بخصوص‌ بخش عظیمشان که‌ کرد هستند و‌ همشهری خوم هستند، ولی چ کردها و غیره‌ کردها همه‌ به‌ استلاح کسانی که‌ اینجا هستند، از هر باستلاح منطقه‌ای از ایران که‌ هستند همه‌ یک حال و هوای خوبی دارند، شوری دارند و در حقیقت همین انرژی اونها تاثیر مثبتی رو ما دارد و برای ما هم متقابلا" در حقیقت انرژی مهمی است برایمان.

مجری: آقای ناظری برای چی وقتی شعرهای نو را اجرا میکنید تفاوتی هست؟

ناظری: طبیعتا" هر چیزی در جهان در هر باستلاح دیدگاهی که‌ متفاوت میشه با دیدگاه‌ دیگری، اینکه‌ خوب طبیعتا" شما وقتی با یک شعر‌ برخورد میکنید که‌ این شعر اولا" که‌ فقط از اجتماع حرف میزند‌ یا یک فضای مدرن دارد طبیعتا" برخورد و حرکتان مطابق با اون و هم گام با اون خواهد شد.

مجری: شما خودتان چقدر در انتخاب شعرهاتون نقش دارید؟

ناظری: من که اساسا"‌ صد در صد انتخاب خودم میکنم چون به‌ هر حال شاید در بین خوانده‌ها تنها کسی هستم که‌ خودم شاعرم، اصلا" از ابتدا از بچه‌گی با ادبیات کلاسیکی ایرانی بزرگ شده‌ام، در حقحقت خیلی برایم مهمه‌، یعنی ادبیات نقش فرمان دارد، در حقیقت نقش اصلی دارد حتی تو حرکت موسیقی خیلی کمک بیم کرده‌ تو موسیقی.

مجری: شما گروه‌ فردوسی را تاسیس کردین.

ناظری: چون شاهنامه‌ اجرا نشده‌ بود، یعنی بهر حال چون هیچگونه‌ نمونه‌ای و اولگویی از اجرای شاهنامه‌ توسط هیچ خواننده‌ بزرگ ظرف این صدوبیست سی سال اخیر انجام نشده‌ بود و چون خواننده‌های سنتی عادت دارند یک دستورالعمل یا یک اولگویی پیش رو داشته‌ باشند تا کار بکنند، این بود که‌ کسی باستلاح جسارات یا جرئتش را نداشت که‌ این کار را بکند، ولی چون من باستلاح از نوجوانی با لحنهای حماسی و اینکه‌ خودم کرد هستم، اون فرهنگ اون منطقه‌ را و اینکه‌ خوب بعدا" هم استادان مثل دکتر داریوش صفایی‌ و نورعلی برومند تشویقم کردند که‌ دنبال این لحنهای حماسی که‌ ناخودآگاه‌ در فضای خوندن من هست بروم و از این مراقبت کنم، همه‌ این عوامل دست بد‌ست هم داد که‌ من باستلاح بتوانم این جسارت و جرائت را داشته‌ باشم که‌ برای اولین بار این تلسم را بشکنم و کار فردوسی را از چهار سال پیش شروع کردیم که‌ با همگروه‌ انترناسیونالی که‌ در نیورک باستلاح هست که‌ پسرم هم چون آنجا درس خوانده‌، درس موسیقی کلاسیک خوانده‌ آنجا انجام دادیم در آمریکا و در پاریس و آفریقا مراکش، ژاپون و چند کشور دیگر انجام دادیم، ولی در ایران انجام نشده‌ بود، که‌ همین حدود اواخر سال باستلاح 89 بلاخره‌ در آنجا هم توانستیم یک اجرای داشته‌ باشیم از این برنامه‌.

 

مجری: ولی شیراز را نگذاشتن، جلوش را گرفتند.

ناظری: بلی، دیگه‌ حالا دلیلش را نمیدانم، خوب بعضی وقتها یک حساسیتهای در رابطه‌ با شاهنامه‌ هست، بعضی از کسانی که‌ باستلاح ناآگاهند یا نادانند فکر میکنند شاهنامه‌ اگر بخوانید، الان یک‌ اتفاقی قراره‌ بیافته‌ و چون از شاها حرف زده،‌ فقط اون ظاهرش میگرند، ولی باطن شاهنامه‌ که‌ آن فلسفه‌ حقیقی فردوسی است که‌ در حقیقت آن فلسفه‌ای که‌ باستلاح هر قدرتمندی و هر زورمندی در تاریخ و در باستلاح این جهان هستی بوجود بیآید که‌ اگر تا آنجای میتوانه‌ سرفراز باشد که‌ با مردم حسش یکی است، ولی از آنجاییکه‌ ضد مردم شد بعد آن موقع یک نیرو آسمانی او را با مغز میزند زمین و در حقیقت این فلسفه‌ کار فردوسی است، ولی بعضیها خوب شاید فکر بکنند ‌که‌ حالا اگر کسی شاهنامه‌ فردوسی را بخواند، میخواهد یک خبری بشه،‌ میخواهد شاه‌ برگردد، از این صحبتها که‌ معولا" بعضی از کسانیکه‌ ناآگاهند یا نادانند یا سطح فرهنگیشان پائینه‌ از این اتفاقها میافتد. معمولا"‌ که‌ یکدفعه‌ که‌ امکان دارد جلو کاری گرفته‌ بشه‌، ولی معمولا" خوشبختانه‌ مام دیگر چون یاد گرفته‌ایم که‌ چطور باید وایسم و مقابله‌ بکنیم، معمولا" کار بهر حال در انتها انجام خواهد شد، چون خوب فردوسی حیفه‌ که‌ اجرا نشد، چون ملت ایران و ما ایرانیها خیلی تعصب خاصی به‌ فردوسی داریم برای اینکه‌  فردوسی برای ما یک نقش ایرانی خیلی جلوه‌ باستلاح سنبولیکی ایرانی داره و فردوسی کسی است که‌ زبان فارسی را حفظ کرده‌ و نجات داده‌ و در حقیقت فردوسی زبان فارسی را از زیر ئاوار اعراب بیرون کشید، وجودش خیلی مهمه‌، یعنی شاید اگر نبود شاید خوب یک مقدار زبان ما از دست رفته‌ بود و شاید ما.

مجری: چ حیف که‌ اینجا نخواستید اجر بکنید شاهنامه‌خونی را.

ناظری: بلی، خوب آن لحنهای حماسی که‌ من رویش کار میکنم در امشب هم بود انجام دادیم، ولی خوب چون این کاری با این گروه‌ باستلاح تمرین کرده‌ بودیم‌ توی یک ضمنه‌یه‌ باستلاح دیگری بود، ولی حتما" در آیند نزدیک این کار را خواهیم کرد.

مجری: در شاهنامه‌خوانی هم بافت گروهتان با‌ همین شکله‌ یا فرق میکنه‌؟

ناظری: نه‌ آن فرق میکنه‌، آن چند فرمه‌، یکی آن با گروه‌ انترناسیوناله‌ که‌ در نیورک با پسرم انجام دادیم، یک فرمه‌ که‌ با موسیقی مقامیه‌، سرفا" مقامیه‌، سنتی نیست، سازها مقامی و دیگاه‌ مقامی، چون لحنهای حماسی و شاهنامه‌خوانی توی نواحی ایران و اقوام ایرانی هست، ولی در موسیقی سنتی نیست. باین خاطر ما توجهی به‌ مقامها و موسیقی اقوام و نواحی ایران کردیم و در حقیقت یک گروهی تشکیل دادیم باسم فردوسی که‌ سرفا" موسیقیدانهای که‌ بیشتر کار مقامی میکنند جمع شدند و این کار را انجام دادیم. قرار هست که‌ در آینده‌ با گروهای دیگری هم مثل اورکست‌نفۆنیک و اورکستهای دیگر هم کار شاهنامه‌ انجام بشه‌.

مجری: سپاسگزار از شما، به‌ امید روزی که‌ شاهنامه‌خوانی را به‌ سوئد بیاورید.} .

 

***

نگاهی به‌ گفته‌های آقای ناظری:‌

 

در این مصاحبه‌ چند دقیقه‌ای متاسفانه 2 بار از جملات‌ (ناآگاه و نادان و ... ) و (جرئت داشتن و نداشتن) استفاده‌ میشود.

فردوسی زبان فارسی را از زیر آوار اعراب بیرون آورد‌ و آنرا زنده‌ کرد.

این کار فردوسی برای ملت فارس با اهمیت بوده‌ و هست!

اما این مسئله‌ چ سودی، چ ثمری برای ملتهای غیره‌ فارس یا بقول ایشان "اقوام ایرانی" داشته‌ و دارد؟

آقای ناظری از این مسئله‌ اطلاع ندارند که‌ در ایران دوران پادشاهی و دوران کنونی که‌ جمهوری است دبستانی در یک روستا، یک شهر بلوچستان، خوزستان، آذربایجان، کردستان و گیلان و ... دایر نشده‌ که‌ اهالی آنجا به‌ زبان مادری خویش بخوانند و بنویسند، بلکه‌ خواندن نوشتن به‌ زبان مادری جرم بوده‌ و اهالی مناطق فوق را مجبور کرده‌ و میکنند که‌ به‌ فارسی درس بخوانند، به‌ فرموده‌ آقای (امیر عباس هویدا نخستوزیر ایران)‌ زبان فارسی زبان مادری ایرانیان است. در راستای این سیاست ناانسانی دولت ایران که‌ یک سیستم فارسیزم بوده‌ و هست زبان ملتهای ترک، ترکمن، گیلک، بلوچ، عرب و کرد در زیر سلطه‌ زبان فارسی دارند از بین میروند، این روند در نزد آقای ناظری اهمیتی ندارد، بلکه‌ زبان فارسی را مایه‌ افتخار و مباهات خویش میدانند!

 

نقد بر شاهنامه‌ و شاهنامه‌خوانی

نقد بر (شاهنامه‌ ابولقاسم فردوسی) و شاهنامه‌خوانی آن نیست که‌ ایشان بیان داشته‌ و آنرا به‌ مخالفین بازگشت سیستم شاهی نسبت میدهند و انتقادکنندگان را (نادان، ناآگاه‌ با سطح پائین فرهنگی) میپندارند و اشاره‌ به‌ فلسفه‌ فردوسی میکنند، همچنین خود را جسور و باجرئت در قبال خواندن شاهنامه‌ معرفی مینمایند، بلکه‌ انتقاد بر محتوای شاهنامه‌ و افکار غیره‌ انسانی نویسنده‌ آن است! اگر آقای ناظری با دهقت به‌ خواندن شاهنامه‌ بپردازند و به‌ محتوای واقعی آن که‌ عبارتست از (زیرپا نهادن حقوق انسانی انسان) و همچنین (کشت و کشتار ملتهای غیره‌ فارس مانند گیلک، بلوچ، کرد ... و غارت ثروت و سامان آنها توسط شاهان دد منش ایران و تائید آن از جانب نویسنده‌ سنگدل شاهنامه‌) پی ببرند آنوقت فلسفه‌ و فرهنگ فردوسی را نیز درک خواهند کرد که‌ چیزی جز ستایش شاهان خونرێز ایران نبوده‌ آنهم به‌ خاطر بدست آوردن ثروت و سامان از طریق نوشتن شاهنامه‌.

 

دخالت در کار آقای ناظری؟ 

هر کس میتواند برای خویش تصمیم گیرد و کسی حق دخالت در آنرا ندارد، آقای ناظری هم از این قاعده‌ مثتسنا نیست، در انتخاب شعر خود او تصمیم میگرد که‌ اشعار کدام شاعر را انتخاب میکند و بصورت آواز درخواهند آورد، اما جائز و درست است ایشان در رابطه‌ با ملت کرد که‌ شاهان ایران آنها را مورد ستم و کشت و کشتار قرار داده‌‌ و آقای فردوسی هم از کرد با لقب دزد یاد کرده‌، آقای ناظری بمانند یک کرد اقدام به‌ قدردانی از فردوسی نماید؟ کدام انسان هوشیار توهین به‌ خویش را قبول کرده‌ و توهین کننده‌ را ستایش مینماید‌؟ قانون راز بقا بر هر موجود زنده‌ای‌ حکم میکند از خود دفاع کند. انسان بمانند یک موجود ناطق و هوشیار علاو بر دفاع از موجودیت جسمی در برابر هر تهدیدی، در برابر کرامت و شخصیت انسانی خویش احساس مسئولیت مینماید.

خواندن شاهنامه‌ توسط " اقوام ایرانی "

این گفته‌ آقای ناظری درست و بجا است؟

میشود یک قطعه‌ شعر یا نسر ادبی از یک نویسنده‌ ترک- عرب- فارس – کرد- فرنسی و ... برای کسی انتخاب نمود که‌ آنرا بخواند. آن فرد هم با رعایت کردن ریتم و زیل و بمی که‌ در هر نوشته‌ای وجود دارد‌ آنرا بخواند و شنونده‌گان خویش را در‌ هیجان فرو برد! اما خواندن شاهنامه‌ توسط اقوام ایرانی، در اینجا قطعه‌ زیر را از شاهنامه‌ انتخاب نموده‌ و آنرا در اختیار آقای ناظری بمانند یک هنرمند کرد قرار میدهم تا‌ با صدای رسا و حماسی و غرورآور خویش اجرا نمایند. 

 

جنگ اردشیر با کردان

 

سپاهی ز اصطخر بی مر ببرد

بشد ساخته‌ تا کند رزم کرد

بنیکی ز یزدان همی جست مزد

که‌ ریزد بر آن بوم و بر خون دزد

چو شاه‌ اردشیر اندر آمد بتنگ

پذیره‌ شدش کرد بی مر بجنگ

یکی کار بد خوار و دشوار گشت

ابا گرد کشور همه‌ یار گشت

یکی لشکری کرده‌ بد پارسی

فزونتر ز کردان یک دو بسی

....

... )

 

اردشیر با لشکر فارس به‌ مناطق کردها حمله‌ میکند، کردها از خود دفاع مینمایند، ولی در فلسفه‌ و فرهنگ آقای ابولقاسم فردوسی کردها دزد هستند.

شعر‌ از جلد 5 شاهنامه‌ است، این شعر طولانی میباشند.

 

 

 

***

 

سعید سقزی

 

qayshi@yahoo.com

 

14/6/2011 

 

 

 

 

 

www.solgunaz.com