هیجده تیر، مسئله ملی و برخورد احزاب فارس ایران
WWW.SOLGUNAZ.COM
مدتهاست احزاب و تشکلات ایرانی شب و روز از هیجده تیرسخن میگویند و برنامه های رادیو تلویزیونی خود را به این موضوع اختصاص داده و سایتهای انترنتی را پر از اطلاعیه و مقاله دروصف عظمت و بزرگی روز هیجده تیرکرده اند.
این گروهها همچنین خود را برای برگزاری پیکت و تجمعات اعتراضی در مقابل سفارتهای جمهوری اسلامی آماده میکنند تا روز هیجده تیر راگرامی داشته تا از قافله عقب نمانند تا مبادا اگر کم و بیش اعتباری داشته باشند ازدست ندهند یا از چشمها نیفتند.
سالهاست اپوزیسیون منزوی یعنی احزاب فارس، نفوذ و قدرت تشکیلاتی خود را درمیان ملل زیر ستم ترک، کرد، عرب، ترکمن و بلوچ از دست داده اند و اجبارا به جنبش دانشجویی پناه برده و در برابر"قدرت جادویی" آن به سجده میروند.
احزاب چپ و راست ناسیونالیست و ایرانی گرا، هیجده تیررا " یک روز تاریخی"، "نقطه عطف جنبش دانشجویی"، "جنبش سرنگونی رژیم"، " جنبش ضد ویروس قوم پرستی" و حتی "حرکت سوسیالیستی دانشجویان" قلمداد می کنند و آشکارا واقعیت این حرکت دانشجویی را تحریف می کنند ولی موضوع وجنبش دانشجویی بدین قرار بود که هشت سال پیش روز پانزدهم تیر سال 1378 روزنامه سلام متعلق به جبهه دوم خردادیها، پیشنهاد سعید امامی برای اصلاح قانون مطبوعات را افشا کرد و روز بعد سلام توسط تندروها متوقف شد. این خبرمخالفت دفتر تحکيم وحدت و نمایندگان مجلس را که طرفدار اصلاحات خاتمی بودند را بشدت برانگیخت. چون در آن دوره تضاد تند روها و اصلاح طلبان منجر به اعمال فشار بر اصلاح طلبان شده و هر روز تعدادی از روزنامه ها و هفته نامه های وابسته به اصلاح طلبان تعطیل میشد.
دانشجویان اصلاح طلب ساکن کوی دانشگاه تهران نیز در خيابان کارگرشمالی در اعتراض به توقيف روزنامه سلام گرد هم آمده و خواستار رفع توقيف از روزنامه سلام و عدم تصويب طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس شدند.
در شب همان روز ، تعدادی از دانشجويان اعتراض خود را از محوطه کوی دانشگاه به خيابان کشیدند ودرنتیجه آن در نخستين ساعات بامداد جمعه 18 تير ماه نیروهای انتظامی وارد محوطه کوی دانشگاه شدند و دانشجويان را کتک زده وتعدادی را بازداشت کردند.
دراطراف کوی دانشگاه امير آباد شمالی و در بعضی نفاط دیگر درگيری ها تا پنج روز ادامه داشت که در جریان درگیریها یک نفر بنام عزت الله ابراهیم نژاد کشته شد و دانشجویی دیگر چشم راست خود را از دست داد
در تبریز جنبش اصلاج طلبی دانشجویان بسرعت به جنبش ملی تبدیل شد و هویت طلبان ترک با شعارها و طرح مطالبات ملی آذربایجان، رهبری را بدست گرفتند که در جریان درگیریها تعدادی از دانشجویان به اتهام تجزیه طلبی دستگیر شدند . بابک رحمتی مدیر مسئول نشریه دانشجویی گونش، هادی بهادری دبیر کانون آذربایجان شناسی ، ابراهیم زینالی مدیر مسئول نشریه کانون آدربایجان شناسی و 12 نقر ازدیگر فعالین ملی ترک در میان دستگیر شدگان بودند
احزاب ناسیونالیست و سوسیال شوونیستهای ایران این حرکت و جنبش دانشجویان را که در تبریز ماهیت ملی واستقلال طلبانه و در تهران ماهیت لیبرالی و اصلاح طلبانه داشت را بدروغ جنبش ضد ویرس قوم پرستی ، جنبش سرنگونی یا سوسیالیستی نام می برند.
احزاب سراسری که روز هیجده تیر را به روز مقدس خود تبدیل کرده اند و برای آن تظاهراتها سازمان داده و زمین و آسمان را پر از اعلامیه واطلاعیه کرده اند در برابر حرکتها و مبارزات ملی آذربایجان و دیگر ملل ستمدیده در ایران یا سکوت کرده ویا آشکارا با مبارزات ملی برای کسب حق تعیین سرنوشت، ضدیت و دشمنی میکنند
در چند سال گذشته ، هر ساله در مراسمهای میلیونی تولد بابک خرمدین در نیمه اول تیر ماه، در قلعه بابک و راههای ورودی و خروجی آن و در شهرها هزاران نفر دستگیر وشکنجه می شوند ولی احزاب ایرانی و فارس هیچوقت از زندانیان سیاسی آذربایجان پشتیبانی نکردند
ملت ترک آذربایجان، در اول مهر هر سال در تمام شهرهای آذربایجان در روز آغاز تحصیلی دست به اعتراض زده ودر حملات پلیس صدها نفر زخمی و دستگیر میشوند ولی احزاب ایرانی و فارس هیچوقت ازحرکت ترکها دراول مهر ماه دفاع نکرده است
هر سال روز 21 فوریه برابر با دوم اسفند، ترکهای آذربایجان برای گرامیداشت زبان مادری مراسمهایی را در شهرهای آذربایجان برپا میکنند که در جریان آن صدها نفر زخمی و بازداشت می شوند ولی ترکها هیچ حمایتی از سوی احزاب فارس ایرانی ندیده اند
در دو سال گذشته در اول خرداد ماه در اعتراض به روزنامه ایران بخاطر توهین به ترکها و سیاست امحا و نابودی ترکها توسط دولت، تظاهراتهای میلیونی در سراسر شهرهای آذربایجان برگزار شد که هر بار هزاران نفر دستگیر شده صدها نفر زخمی وتاکنون دهها نفرجان باختند ولی احزاب چپ و راست فارس ایرانی نه تنها حمایتی نکردند بلکه با اشغالگران آذربایجان همسو وهمصدا شدند
در 21 آذر هر سال در اعتراض به قتل عام دولت اشغالگر ایران در سال 1325 صدها نفر دستگیر می شوند و اکنون زندانهای ایران از زندانیان مبارز ترک پر شده و روزبروز دامنه دستگیریها رو به صعود می باشد اما باز خبری از حمایت احزاب سراسری فارس ایرانی نیست
احزاب فارس ایرانی به همان شیوه شوونیستی به مبارزات آزادیبخش و ملی کردها، عربها، بلوچها و ترکمن ها برخورد می کنند
تمامی این احزاب فارس سراسری، حتی دمکرات ترین آنها اگر وجود داشته باشد در دشمنی با ملل ستمدیده به رقابت برخاستند و مبارزات وجنبشهای ملی را قوم پرستانه، ارتجاعی، تجزیه طلبانه، فاشیستی، تفرقه افکنانه، نتیجه تحریکات امپریالیسم و غیره اعلام می کنند و همسو و هم صدا با اشغالگران فاشیست اسلامی در جهت نابودی جنبشهای ملی در ایران تلاش می کنند
کارکران، زحمتکشان، دانشجویان، دانش آموزان و دیگر اقشار اجتماعی در آذربایجان اکنون به ماهیت شوونیستی و ضد دمکراتیک تشکیلاتهای فارس وایرانی پی برده اند و منافع خود را در ایجاد احزاب آذربایجانی و تشکیل دولت وکشور مستقل آذربایجان جستجو میکنند.