بر فراز قلعه دم دممحمود – پدرام
در سر راه مهاباد به اورميه در كنار قرية ( بالانج ) يا ( بالانش ) كوهستان وسيعي قرار گرفته كه دو قلة آن معروفيت خاصي دارد : يكي قلة كوه دومدوم است و ديگري قلة كوه جوم جوم . در كنار اين دو كوه رودخانة زيباي ( بارانديز ) يا ( باراندوز ) جريان دارد كه پس از گذشتن از زير جادة مذكور و در ميان تاكستانهاي زيباي دشت اروميه جريان پيدا كرده و در قرية ( جيران ) به درياچة اورميه ميريزد . از فراز قلل كوههاي مزبور درياچة زيباي اورميه چون نگيني نيلگون ديده ميشود . قلعة باستاني دوم دوم كه اكنون بقاياي آن هنوز پا برجاست شامل كوهستاني بلند است كه ورود به آن فقط از ناحيه شرق و غرب ميسر است و شمال و جنوب آنرا تخته سنگهاي صاف و يكپارچه اي در برگرفته كه عبور از آنها غير ممكن ميباشد .
در مورد باستاني بودن قلعة مذكور ، در كتاب عالم آراي عباسي ( صفحه 796 و 797 ) اسكندر بيگ تركمان منشي شاه عباس صفوي چنين مينويسد : قلعة مذكور بر بالاي كوه بلندي از سنگ يكپارچه طولاني كم عرض واقع شده كه سطح آن گاو دنبال است دو طرف آن كه شمالي و جنوبي است درة عميقي است كه از پائين ببالا با نردبان خيال نتوان رفت و از غايت ارتفاع محتاج به حصار نبوده و حصار نكرده . از دو طرف ديگر كه عرض قلعه است ، شرقي آن در بلندي است كه به جبال اتصال دارد و حصاري مضبوط مرتفع با بروج عالي ساخته يك دروازه دارد و غربي آن كه بزمين نزديكتر است و حصار استوار ترتيب داده . يك دروازه در جانب جنوبي حصار دوم قرار داده اند كه از دروازه تا روي زمن راهي است در ميان سنگ در نهايت تنگي كه عبور يك سوار از آنجا بغايت دشوار است و سيبه پيش يردن بجز دو طرف كه شرقي و غربي باشد ميسر نيست و در جانب شرقي از پاي حصار تا يك تير پرتاب سنگ يك لخت است كه از نقب زدن و جسر كندن مصون است و در منتهاي آن بر روي سنگ كنار دره از خوف نقب و ممانعت نقبچيان برجي عظيم در غايت ارتفاع اساس نهاده كه في الحقيقه آن هم قلعچه ايست كه به اصل اتصال يافته و تا آن برج بدست در نيايد محال است كه سيبه پاي قلعه توان برد و آب قلعه از حوض بزرگي است كه به آب باران پر ميشود اما در ميان درة جانب شمالي حريم قلعه چشمه ايست كه آب قليلي داده و اميرخان تنقيه آن چشمه كرده بر سر آن حوضي فراخور آب ساخته كه از اول شب تا صبح پر ميشود و يك روز شرب خواص اهل قلعه را كفايت ميكند و بر روي حوض گنبدي ساخته پشت آنرا بزمين هموار كرده اند كه از نظر بيرونيان پوشيده و پنهان است و آنرا ( سولوق ) مينامند و بجهت محافظت حوضخانه و آب بردن برجي در جنب ديوار قلعه واقع شده و به اصل قلعه متصل گشته و در جانب جنوبي يخداني در جنب قلعه ترتيب داده اند كه در زمستان به يخ و برف پر ميكنند و حوضي در زير آب آن ساخته شده كه هر چه در تابستان و شدت گرما از يخ و برف آب شود در حوض جمع شده در هنگام قلت آب و گرما بكار آيد و اين يخدان را نيز قلعچه كرده تير انداز و تفنگ انداز بقاعده مقرر گذاشته كمال استحكام داده اند و آنرا ( بوزلق و قارلق ) نيز ميگويند و راه آن نيز بدستور راه سولوق بر بيرو نيان مخفي است . مجملا” قلعة مزبور مشتمل بر پنج قلعه است يكي اصل قلعه و يكي پائين قلعه و يكي سولوق و يكي بوزلوق و يكي برج بزرگ بيرون دروازة شرقي كه مذكور شد هر پنج در كمال استحكام كه پيك تيز گام اوهام را عبور و مورچة خيال را مرور بر آنها در نظر شبروان حوادث دور مينمايد . اين توصيفي بود كه حدود سه قرن پيش ، اسكندر منشي از اين قلعه كرده كه البته سبب توصيف آن ، جنگي بوده كه بين قواي شاه عباس از يكطرف و فدائيان امير خان برادوست مشهور به ( تك قول ) بوقوع پيوسته كه خود داستاني عجيب و باور نكردني دارد . حال كه از امير خان اسمي بميان آمد بهتر است وي را بطور خلاصه بشناسيم : (( اميرخان از عشيرت برادوست طبقة اكراد است در زمان شاه جنت مكان ( شاه عباس ) قراتاج نامي از آن طبقه شاهي سيون و در سلك ملازمان اين دولت منتظم بود و آن حضرت الكاي ( ترگور ) و ( مرگور ) را كه به ولايت ( ارومي ) و ( اوشني ) پيوسته به آن طبقه ارزاني داشته بود – عالم آراي عباسي صفحه 792 )) . امير خان مرد شجاع و دليري بود در جنگي وي يكدست خود را از دست داد و چون شاه عباس او را بسيار دوست داشت ، دستور داد دستي از طلا براي وي بسازند . اينك مختصري از چگونگي تعمير قلعه در زمان شاه عباس بزرگ از كتاب عالم آراي عباسي : امير خان به اركان دولت قاهره عرض كرد كه قلعة قديم ارومي انهدام و اندراس يافته قابل تعمير نيست و اعتماد را نميشايد و بنده را حصاري كه صيانت مال و حفظ اهل و عيال از شر مخالفان توان نمود لازمست اگر رخصت همايون باشد چهار ديواري در محل مناسب نمايد ، حضرت اعلي نظر برحال او انداخته رخصت دادند و او درسه فرسخي بلدة ارومي بر بالاي كوه رفيع طرح قلعه انداخته شروع در كار كرد. مشهور است كه قبل از ظهور اسلام و زمان اكاسره در همان مكان قلعه بوده كه به قلعة ( دم دم ) اشتهار داشته و بتصاريف زمان منهدم گشته . همانطور كه اشاره شد ، اساس اين قلعه در زمان ساسانيان بنياد نهاده شده و هم اكنون بقاياي آن پابرجاست كه شامل راه آبي زيرزميني با ديوارة آجري ديوارهاي ( بوزلوق و قارلوق ) سنگ طبيعي شمشير خان و بقاياي اندكي از سنگ چيني هاست . موقعيت جغرافيائي قلعه طوري است كه در مسير آثار باستاني تپة حسنلو – سنگنبشتة كله شين ، مقبرة فره ورتيش ، قلعة تخت سليمان و بالاخره آثار كرمانشاهان قرار دارد .
” پاورقي ها ”1 – امير خان برادوست از اكراد شكاك يعني ايلي بود كه هم اكنون در بخش غربي شهرستان رضائيه و قسمتي از شرق تركيه مسكن دارند ابتدا از هواخواهان شاه عباس بود كه بعد از مدتي شورشي برپا كرده مدت چهار سال و نيم با قواي مركزي جنگيد تا بالاخره در اثر قطع راه آبي شكست خورده و خود و فرزندانش از پرتگاه سنگ شمشير خان خود را بزمين انداخته جان دادند . داستان جنگ وي در ميان اكراد بصورت نظم سينه به سينه نقل شده و از شدت حوادث گوناگون به طول و تفضيل ضرب المثل گشته . 2 – كلمة آذري است بمعني محل آب كه ميتوان آنرا شبيه آب انبار توصيف كرد . 3 – بوزلق = محل جمع كردن يخ . قارلق = محل جمع كردن برف . هر دو كلمه آذري است . 4 – دو منطقه در غرب شهرستان رضائيه . 5 – ارومي يا اروميه بمعني شهر آب رضائية فعلي است كه سابقا” شامل نواحي بالانش و رشكان تا ( ديزج دول ) بوده . 6 – اوشني ، اشنوية فعلي در غرب درياچة رضائيه است اين شهر تاريخي كهن دارد ، كتيبة ( كله شين ) كه باستانشناسان معتقدند در سال 814 قبل از ميلاد بدستور اشيوني پادشاه اورارتو در آن محل نصب شده خود معرف قدمت اين شهر است كوروش نيز در اعلامية آزادي خود از محلي بنام ( اشنونا ) اسم برده كه باحتمال قوي بايد همان ( شنوي بزبان كردي ) و اشنوية فعلي باشد .
http://urmulutaymaz.blogfa.comقلعه دم دم ارومیهاين قلعه در سال 1018 هجري قمري برفراز كوهي به همين نام در 18 كيلومتري جنوب غربي اروميه ساخته شده است . اين قلعه به علت ارتفاع زياد از سمت شمال و جنوب و اتصال آن به صخره سمت غربي كه نزديك به زمين است ، داراي حصاري محكم و دروازه اي در سمت جنوبي است . قلعه از پنج قسمت تشكيل مي شود كه عبارت است از : قسمت اصلي ، قسمت پايين ، قسمت سولوق قسمت بوزلوق و بيرون دروازه شرقي . در قسمت شرقي قلعه و منتهي اليه صخره ، برجي عظيم بنا شده كه خود در حكم قلعه بوده است . آب مصرفي قلعه از حوضي تامين مي گرديد كه با آب باران پر مي شد . در قسمت شمالي قلعه چشمه اي است كه آب كمي دارد . در كنار چشمه حوضي قرار گرفته كه با گنبدي پوشانيده شده است و براي حفاظت از آن نيز برجي احداث شده كه به قسمت اصلي متصل است و آن را سولوق ( جاي آب ) مي نامند . در قسمت جنوبي داخل قلعه گودالي احداث شده بود كه زمستانها با يخ و برف پر مي شد و زير آن حوضي ساخته شده بود كه در ايام كم آبي از آن استفاده مي شد . براي محافظت اين قسمت نيز قلعه مانند بنا شده بود كه آن را بوزلوق ( جاي يخ ) يا قارليق ( جاي برف ) ميگفتند و راه آن نيز مانند سولوق مخفي بوده است .
|