گرجستان و استقلال طلبان آبخازيا و اوستياي جنوبي
درخواست آبخازيا و اوستياي جنوبي از جامعهي بينالملل براي به رسميت شناختن استقلالشان
خبرگزاري دانشجويان ايران - ايسنا
مسكو به طور ناموفقي تلاش كرد تا از به رسميت شناختن كوزوو از سوي كشورهاي غربي جلوگيري كند و هشدار داد استقلال كوزوو ميتواند به عنوان سابقه براي ديگر جداييطلبان مورد استفاده قرار گيرد
راي استقلال اين دو استان با احضار سفير روسيه در گرجستان و تسليم يادداشت اعتراضآميز گرجستان به روسيه در پي تصميم روسيه مبني بر برداشتن محدوديتهاي تجاري اعمال شده عليه آبخازيا در سال 1996 همراه شد
منطقهي جدايي طلب آبخازيا در گرجستان از جوامع بينالمللي درخواست كرد تا همچون كوزوو اعلام استقلال يك طرفه اين منطقه را به رسميت بشناسند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاري فرانسه، پارلمان آبخازيا در بيانيهاي اظهار داشت كه پس از به رسميت شناختن استقلال كوزوو از سوي تعداد زيادي از كشورهاي غربي، شرايط مطلوب براي به رسميت شناختن استقلال آبخازيا پديد آمده است
پارلمان آبخازيا با اين بيانيه از سازمان ملل و كشورهاي مستقل ميخواهد تا به رسميت شناختن جمهوري آبخازيا به عنوان كشوري مستقل و خودمختار را بررسي كنند
پارلمان آبخازيا در يك بيانيه جداگانه نيز از مجالس سفلي و عليا روسيه خواسته تا چنين كاري را انجام دهند
لئونيد اسلاتسكي، معاون كميته امور بينالمللي دوما به خبرگزاري روسي ايتارتاس گفت: دوما اين مساله را در نشست روز 13 مارس اسفند بررسي خواهد كرد
اين بيانيه با تصميمم مشابه اوستيا جنوبي، ديگر منطقه جدايي طلب گرجستان، دنبال شد كه در آن با استناد به كوزوو، از جوامع بينالمللي خواسته شده تا اعلام استقلال يك جانبه آنها نيز به رسميت شناخته شود
سرگئي باگاپش از منطقه آبخازيا و ادوارد كوكويتي از اوستيا جنوبي، دو تن از رهبران شورشيان اين مناطق به خبرگزاري اينتر فكس گفتند كه استانهاي آنها به اندازه كوزوو از حق استقلال برخوردار است
رهبر آبخازيا گفت: ما از جوامع بينالمللي درخواست كرديم تا از استانداردهاي دو گانه پرهيز كنند و استقلال آبخازيا و اوستياي جنوبي را به رسميت بشناسند
وي افزود: براي ما به رسميت شناختن كوزوو يك سابقه است و گفتههايي مبني بر منحصر به فرد بودن آن نامعتبر است
آبخازيا و اوستياي جنوبي در درگيريهاي اوايل دهه 1990 از گرجستان جدا شدند كه در آن درگيريها هزاران نفر كشته شدند و صدها هزار نفر از اقوام گرجستاني مجبور به ترك خانههاي خود شدند
با حمايتهاي اقتصادي و ديپلماتيك روسيه اين دو استان عملا به كشوري مستقل تبديل شدهاند
با اين حال هيچ كشوري و حتي روسيه هنوز استقلال آنها را به رسميت نشناخته است و گرجستان نيز اعلام كرده كه كنترل را به دست خواهد گرفت
مسكو به طور ناموفقي تلاش كرد تا از به رسميت شناختن كوزوو از سوي كشورهاي غربي جلوگيري كند و هشدار داد استقلال كوزوو ميتواند به عنوان سابقه براي ديگر جداييطلبان مورد استفاده قرار گيرد
راي استقلال اين دو استان با احضار سفير روسيه در گرجستان و تسليم يادداشت اعتراضآميز گرجستان به روسيه در پي تصميم روسيه مبني بر برداشتن محدوديتهاي تجاري اعمال شده عليه آبخازيا در سال 1996 همراه شد
وزارت امور خارجه گرجستان در بيانيهاي گفت: حركت روسيه يك عمل تحريكآميز خطرناك است كه جداييطلبان را تشويق ميكند و با هدف عمق بخشيدن به تنشها در مناطق درگير صورت ميگيرد.
اين بيانيه مسكو را به تلاش در نقض حاكميت گرجستان متهم كرد
گرجستان با اعلام اينكه اين تحريمها مانع كمكرساني نظامي روسيه به آبخازيا شده بود، مسكو را به فراهم كردن زمينههايي براي ايجاد يك دولت جدايي طلب با كمك نظامي متهم كرد
دولت گرجستان به موضع اخير وزارت امور خارجه روسيه درباره مناطق جدايي طلب "آبخازيا" و "اوستياي جنوبي" اعتراض كرد
باكو، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۶/۱۱/۲۸
"سرگئي لاوروف" وزير امور خارجه روسيه پيشتر در ديدار با "سرگئي باقاپش" و "ادوارد كوكويتا" رهبران جمهوريهاي جداييطلب آبخازيا و اوستياي جنوبي در مسكو گفته بود كه با استقلال كوزوو، موقعيت سياسي مشابه نسبت به آبخازيا و اوستياي جنوبي نيز مد نظر گرفته خواهد شد.
به گزارش روز يكشنبه خبرگزاري غيردولتي نيوز گئورگيا ، دولت گرجستان با اعتراض به اين اظهارات لاوروف ، يادداشت اعتراض آميزي در اين زمنيه از سوي وزير امور خارجه اين كشور به سفير روسيه در تفليس ارايه شد.
براساس اين گزارش،"داويد باكرادزه"وزيرامور خارجه گرجستان به خبرنگاران گفت:دولت تفليس علاقه مند به برقراري روابط حسنه با روسيه است ولي اين روابط نبايد لطمهاي به تماميت ارضي گرجستان وارد كند.
بنابر اين گزارش ، سفر رهبران جمهوريهاي جداييطلب آبخازيا و اوستياي جنوبي به مسكو و ديدار آنان با مقامات عالي رتبه روسيه موجب اعتراض شديد "ميخايل ساآكاشويلي" رييس جمهوري گرجستان شد.
ساآكاشويلي، مسكو را به حمايت از تجزيه طلبان متهم كرد و گفت كه روسيه به اين ترتيب با آتش بازي ميكند.
در اين حال منابع خبري گرجستان گزارش دادند، ميخايل ساآكاشويلي ۲۱ فوريه براي ديدار با ولاديمير پوتين رييس جمهوري روسيه عازم مسكو ميشود.
جمهوري خودمختارآبخازيا و ايالت خودمختار اوستيايجنوبي پس از فروپاشي شوروي جدايي خود را از دولت مركزي تفليس اعلام كردند.
تلاشهاي جداييطلبانه آبخازيا و اوستياي جنوبي و در پي آن درگيري سالهاي ۱۹۹۲و ۱۹۹۳ميان نيروهاي اين مناطق تجزيهطلب و گرجستان منجر به خارج شدن كامل آنها از نظارت دولت تفليس شد.
تلاشهاي بينالمللي براي حل مناقشه آبخازيا و اوستياي جنوبي هنوز به نتيجهاي نرسيده است.
گرجستان هراز چند گاهي روسيه را به حمايت همه جانبه ازآبخازياو اوستياي جنوبي متهم كرده است و يكي از دلايل حل نشدن اين مناقشات را مربوط به موضع مسكو ميداند.
باكو، ايرنا ۸۶/۱۱/۰۴
خارجي.
سياسي.
جمهوري
آذربايجان
دولت گرجستان طرح روسيه براي رعايت آتشبس درمناطق مورد مناقشه آبخازيا و
تسخينوالي (اوستياي جنوبي) را رد كرد
خبرگزاري غيردولتي"نيوز گئورگيا" روز پنجشنبه بهنقل از"داويد باكرادزه" وزير امور حل مناقشات گرجستان گزارش داد: تفليس طرح موافقتنامه عدم نقض آتشبس در مناطق مورد مناقشه آبخازيا و تسخينوالي به روش روسيه را امضا نخواهد كرد
وي بااشاره به اين كه گرجستان همچون گذشته بهآتشبس درمناطق مورد مناقشه فوق پايبند است، طرح ارايه شده از سوي روسيه درباره امضاي موافقتامه دوجانبه را غيرقابل قبول دانست.
باكرادزه تصريح كرد: بر اساس اين طرح، گرجستان قرار است موافقتنامه دوجانبه با اوستياي جنوبي و آبخازيا درباره رعايت آتشبس امضا كند كه اين اقدام به معني امضاي سندي ميان دو كشور همسايه است.
وي افزود: در طرح مذكور مناقشات آبخازيا و اوستياي جنوبي بايد به عنوان مناقشات داخلي گرجستان محسوب و بر ضرورت برقراري تماميت ارضي اين كشور از طريق روشهاي مسالمتآميز تلاش شود.
جمهوري خودمختار آبخازيا و ايالت اوستياي جنوبي از قلمرو گرجستان پس از فروپاشي شوروي جدايي خود را از دولت مركزي تفليس اعلام كردند.
تلاشهاي جداييطلبانهآبخازيا و اوستياي جنوبي موجب درگيري نظامي درسالهاي ۱۹۹۲و ۱۹۹۳ميان نيروهاي اين مناطق و دولت گرجستان و در نهايت خروج آنها از نظارت تفليس شد.
تلاشهاي بينالمللي براي حل مسالمتآميز مناقشات آبخازيا و اوستياي جنوبي از آن زمان تاكنون نتيجهاي نداشته است
مناسبات گرجستان و روسيه و استقلال طلبان آبخازيا و اوستياي جنوبي
نويسنده: سيد حسين - طباطبايى
منبع: خبرگزاری - فارس
هرچند گرجيان را با روس ها از دير باز چندان سر سازگاري نبوده و حسي عميق و تاريخي از سوء تفاهم بين دو ملت، بر مناسبات دو كشور سايه انداخته است، اما روند تنش بين دو كشور گرجستان و روسيه، چند سالي است كه سيري صعودي را مي پيمايد. روندي كه با تنش اخير و اتهام پرتاب موشك توسط جنگنده هاي روسي به خاك گرجستان، وارد مرحله تازه اي شده است.
دور جديد تنش در مناسبات گرجستان و روسيه را مي توان در سرفصل هاي زير يادآور گشت:
1- انقلاب گل سرخ
رويداد سال 2003 گرجستان و به حكومت رسيدن ميخا?يل ساآكاشويلي جوان و جوياي نام در روندي ويژه و تحولي آرام و بدون خونريزي، آنهم در منطقه اي كه با خاطره اي طولاني از اقتدارگرايي و خشونت زيسته بود، پديده ساليان اخير آسياي مركزي و قفقاز است.
تيم حاكميت برخاسته از انقلاب گل سرخ، با رويكردي غرب گرايانه يا حداقل روس گريزانه، تحكيم مناسبات گرجستان با پيمان ها، معاهدات و مواضع اتحاديه اروپا و ايالات متحده آمريكا را سرلوحه خود قرار داد و طي دوران تقريبا چهار ساله حكومت خود، مرزهاي نويني در شكستن تابوهاي پدرخوانده هميشگي منطقه، روسيه، تعريف كرد. اينك روس ها در چند قدمي خود، پيمان ناتو را مي بينند كه گام به گام پيش مي آيد و حياط خلوت ابرقدرت ديروز را هدف گرفته است. همگامي ويژه ساآكاشويلي با سياست هاي آمريكايي ها كه گاهي فراتر از توان و ظرفيت هاي اين كشور كوچك قفقاز جنوبي است (و نمونه آن را در گسيل 2000 سرباز حافظ صلح به عراق شاهد بوديم) زنگ خطر را بيش از پيش براي روس ها به صدا در آورده است. "شكايت از كه كنم، خانگي است غمازم" زبان حال امروز روس ها در گلايه از گرجيان است...
2- مناطق جدايي طلب گرجستان
گرجستان از فرداي استقلال خود پس از فروپاشي، با گرايشات شديد جدايي طلبانه در آبخازيا و اوستياي جنوبي مواجه بوده است. دو منطقه اي كه امروزه عملا خود را به عنوان قلمروهايي مستقل و كاملا منفك از حوزه حاكميتي گرجستان محسوب مي نمايند.
بحران آبخازيا و اوستياي جنوبي، هم تماميت ارضي گرجستان را هدف گرفته است و هم با پديد آوردن خيل وسيعي از مهاجرين و رانده شدگان، مصائب اجتماعي دامنه داري را در اين كشور دامن زده است.
ساآكاشويلي از آغاز به قدرت رسيدن، با تاكيد بر حفظ تماميت ارضي كشور، حل اين دو معضل و تجديد حاكميت گرجستان بر آنها را از اولويت هاي خود قرار داد. در آغاز نيز با فائق آمدن بر گرايشات اقتدار طلبانه حاكم وقت آجارستان كه شائبه خودمختاري طلبي اش، گرجيان را نگران ساخته بود، خودي نشان داد و عزم جدي خويش را برا? غلبه بر اين دو مناقشه همچنان فروزان قفقاز جنوبي نمايان كرده ولي آبخازيا و اوستياي جنوبي، مستظهر به حمايت و پشتيباني مسكو، همچنان از گردن نهادن به تفليس سر باز مي زنند و بيش از پيش بر مدعيات استقلال طلبانه خود پاي مي فشارند.
نقش موثر و آشكار روسيه در تداوم و دامن زدن به اين تمايلات جدايي طلبانه از يكسو و اراده تفليس بر حل اين مناقشات و انضمام رسمي دو منطقه متمرد و سر كش به قلمرو خود از سوي ديگر، بعدي ديگر از ابعاد دامنه دار تنش بين مسكو و تفليس است.
3- هماوردي روسيه - ايالات متحده
گرجي ها از 2003 به اين سو، عملا در اردوگاه رقيب مسكو واقع شده اند و با بالاترين حد از همدلي و موافقت، سعي در جلب حداكثر اعتماد غربيان را دارند. ساآكاشويلي با صراحت خاص خود بارها بر اين موضوع پافشرده است و هدف برخي مواضع و اقدامات ظاهرا شگفت دولت خود را كسب اعتماد بيش از پيش غربيان دانسته است.
مناسبات آمريكا و روسيه در سال آخر رياست جمهوري پوتين، به نحوي محسوس و آشكار، رو به سردي و حتي در مواضعي تنش و اختلاف گذارده است. حداقل مي توان دور جديدي از رقابت و هماوردي اين دو قدرت بزرگ نظامي جهان را در عرصه هاي امنيت بين المللي، به عينه مشاهده كرد. امري كه از قريب يك سال پيش با مواضع شديد و در ابتدا لفظي دو طرف عليه يكديگر آغاز شد و در ماههاي اخير، با طرح پروژه هايي چون سپر دفاع موشكي، رقابت در قطب شمال و... صورتي عملي به خود گرفت.
موج جديد تنش در مناسبات روسيه و گرجستان مطمئنا بي تاثير از روند رو به تزايد سوء تفاهم بين روسيه و آمريكا و تقابل منافع اين دو در عرصه هاي بين المللي و منطقه اي نيست.
4- گاز و انرژي
آن هنگام كه در روزهاي سرد زمستان 2006، روس ها گاز را بر روي گرجيان بستند و سوز سرما را بر تن مردمان اين كشور، تا مغز استخوانشان نشاندند، همگان بيش از پيش از نقش آفريني عنصر جديدي در مناسبات روسيه با جهان و همسايگانش آگاه شدند. روس ها، سرمست از ذخاير بي مانند انرژي خود و با علم بر نياز حياتي جهان صنعتي امروز به نفت و گاز، بازي بزرگ انرژي در جهان را وارد فاز جديدي ساختند. بازي اي كه هرچند به كسب امتيازاتي در آن نائل گرديدند اما به سبب زياده خواهي و طمع ورزي، دل بسياري از دوستانشان را نيز در آن شكستند. گرجي ها، آذري ها، اوكرايني ها و حتي اهالي بلاروس، از محبت ويژه گازپروم!! بي نصيب نماندند و مقاطعي از زمستان را حداقل با خوف از سرما و قطع گاز روسيه گذراندند.
تنش روسيه و گرجستان را، بحران قطع گاز صادراتي به تفليس، عمق و شدتي بيش از پيش بخشيد و عزم گرجيان را بر استفاده از منابع انرژي بديل راسخ تر كرد.
5- بحران پاييز 2006
سپتامبر سال 2006، دستگيري چند افسر امنيتي روس به جرم جاسوسي در قلمرو گرجستان، سطح تنش دو كشور روسيه و گرجستان را به بالاترين ميزان خود در سالهاي اخير رساند. اين اقدام متهورانه گرجي ها كه به فراخواني سفراي دو كشور، قطع مناسبات گمركي، اخراج كارگران گرجي شاغل در روسيه و اعمال تضييقات بسيار عليه گرجي تباران ساكن روسيه انجاميد، چنان وسعتي يافت كه حتي در مقطعي شائبه درگيري نظامي دو كشور را نيز به ذهن ها متبادر ساخت.
پاييز 2006، روس ها، آماج سهمگين ترين تهاجمات لفظي از سوي رهبران گرجستان بودند كه در اين ميان شخص ساآكاشويلي با اظهارات صريح و مواضعي غريب، مسكو را چنان به چالش كشاند كه هيچ تحليلگري حتي در گمان و خيال نيز تصور آن را نمي كرد. رهبران جواني از كشوري كوچك، همسايه مقتدر و بزرگ خود را آماج سخت ترين اتهامات ساخته بود و ذره اي از مواضع خود عدول نمي كرد.
بحران پاييز 2006 به هر نحوي كه بود پايان يافت، سفرا به محل ماموريت خود بازگشتند و اظهارات مسالمت جويانه طرفين از شدت و حدت ماجرا كاست ولي اين واقعه چنان در ذهن طرفين رسوب كرد كه برطرف ساختن آن با عطف به سوابق تاريخي و رويدادهاي بعدي به سهولت و سادگي امكان پذير نيست.
6- پايگاههاي نظامي روسيه در گرجستان
اختلاف مسكو وتفليس بر سر پايگاههاي نظامي اين كشور در گرجستان قدمتي بيش از انقلاب گل سرخ دارد و حتي در زمانه شواردنادزه نيز زمزمه برچيدن اين پايگاهها، هر از گاه از سوي مقامات گرجي بر مي خاسته است.
رهبران جديد گرجستان كه آشكارا رويكرد و سياستي روس ستيزانه دارند از اوان به قدرت رسيدن، تسريع در تخليه اين پايگاهها را خواستار شدند و نهايتا در بهار 2007 موفق به راندن نيروهاي نظامي روسيه و تخليه كامل پايگاه نظامي مسكو در آخالكلاكي شدند.
با اينحال روس ها همچنان در اوستياي جنوبي و آبخازيا دو پايگاه نظامي دائر دارند كه بر اساس توافقات انجام شده با?د تا پايان سال 2008 تخليه و تحويل گرجيان گردد. اهمال روس ها در ترك اين پايگاهها، يكي ديگر از موجبات نارضايتي مقامات گرجي از رهبران روسيه و تشديد تنش و اختلافات اين دو كشور است.
بر مسائل و مشكلات موجود بين روسيه و گرجستان مي توان تحريم كالاهاي گرجي به ويژه شراب، ميوه و آب معدني معروف "بورجومي" اين كشور توسط روسيه را هم افزود، امري كه بر اقتصاد اين كشور كوچك فاقد منابع معدني تاثير شايان توجهي داشته و دارد.
رويداد اخير در روابط روسيه و گرجستان هرچند در متن مناقشات تفليس با اوستياي جنوبي صورت پذيرفته است اما واجد زمينه ها و بسترهاي وسيع و پهناوري است كه به بخش هايي از آن اشاره شد.
شايد به دلايلي برخي را تاب اين سخن نباشد كه رويداد سال 2003 گرجستان، نقطه عطفي در مناسبات منطقه اي بود و آثار و پيامدهاي دنباله داري در پي خواهد داشت. ولي حداقل روس ها بيش از هر كشوري، هر روز بيش از پيش طعم تلخ تمرد كشور كوچكي را مي چشند كه زماني مقتدرترين مرد روسيه و رهبر افسانه اي اتحاد جماهير شوروي، جوزف استالين، را در دامن خود پرورش داد.
تنش و سوء تفاهم بين دو كشور هر بار در شكل و نمودي نوين رخ مي نماياند و "هر روز به رنگي بت عيار در آيد" اما آنچه آشكارا به چشم ها مي آيد جدايي هميشگي تفليس از اردوگاه مسكو و پيوستن آن به خيمه و بارگاه رقيب است
اولین پیامد استقلال کوزوو
آبخازیا و اوستیای جنوبی خواستار استقلال از گرجستان شدند
در پی اعلام استقلال کوزوو، آبخازیا و اوستیای جنوبی نیز خواستار استقلال از گرجستان شدند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از شبکه الجزیره، بلافاصله پس از اعلام استقلال کوزوو دو منطقه اوستیای جنوبی و آبخازیا از استانهای گرجستان نیز تاکید کردند که درصدد اعلام استقلال خود هستند.
این اعلام اولین پس لرزه های استقلال کوزوو است که روسیه و صربستان به شدت با آن اعلام مخالفت کردند.
روسیه پیشتر بارها اعلام کرده بود که استقلال کوزوو می تواند رویه ای برای اعلام استقلال در دیگر مناطق باشد.
"واکلاو کلاوس" رئیس جمهوری چک نیز در واکنش به اعلام استقلال کوزوو تصریح کرد که این استقلال تاثیرات و پیامدهای ناگواری خواهد داشت.
گزارش (5) يازدهمين همايش بين المللي آسياي مركزي و قفقاز
موضوع: امنيت در قفقاز جنوبي
آذر 1382
مكان:دفترمطالعات سياسي و بين المللي
ادامه گزارش
5
1ـ اولويت منافع اعضاء منطقه و همسايگان
2ـ عدم حذف اعضا و يا بي توجهي به منافع اعضاي منطقه و همسايگان
3ـ توسعه اقتصادي و همگرايي با اقتصاد جهاني به عنوان جهت گيري كلي برنامه هاي
اقتصادي كشورهاي منطقه.
4- حق مشاركت در روند صلح سازي و پيش گيري از منازعات براي اعضاي منطقه.
ژرار ليباردين، استاد دانشگاه ميشيگان از آمريكا مقاله خود را با عنوان «ابهام و
ناامني در قفقاز جنوبي» ارائه نموده و گفت: در حال حاضر در قفقاز با مشكل عدم امنيت
مواجه هستيم. كه بنظر ميرسد روابط و تعاملات تيره كشورهاي منطقه بخصوص نخبگان
كشورها مسبب اصلي اين مناقشات ميباشد. يكسري از مناقشات نيز حكم آتش زير خاكستر را
داشته و همچون شبح شومي بر سر آذربايجان، ارمنستان و گرجستان سايه انداخته است. تا
سال 2001 سه كشور مذكور موفق به اتخاذ سياستهاي امنيتي مشترك نشده بودند اگرچه
اتخاذ تصميمات مستقل بيشتر به نفع كشورها بوده اما نهايتاً آنها را با شدت بيشتري
بسوي مناقشات منطقهاي سوق داده است.
فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و بحران داخلي يوگسلاوي در حالي رخ داد كه در ديگر
نقاط جهان حركتهايي به سوي منطقهگرايي و جهاني شدن در جريان بود. دوجانبهگرائي در
كشورهاي تازه استقلاليافته منطقه تجلي اين پارادوكسها بود. در حاليكه دنيا مسير
جهاني شدن را طي مي كرد كشورهاي منطقه بسوي مليگرائي پيش مي رفتند. آنها بجاي
ايستادن روي پاي خود به ساير كشورها از جمله روسيه و آمريكا تكيه كرده و البته گاهي
نيز تركيه و ايران را مورد اتكاء خود قراردادند. از سوي ديگر مناقشات موجود منتج به
اتخاذ سياستي نوين شده و بدين ترتيب كشورها سعي نمودند تا نظر مردم را نيز با خود
همراه سازند از اينرو سياستهاي موازي اتخاذ نمودند كه كمابيش شكست خوردند و نتيجه
اين شد كه در حال حاضر مناقشات بيش از مصالحات وجود دارد. در فرايند ملتسازي
پارادايم از پائين و بيرون مورد هدف قرار گرفت. كشورها درخصوص تعيين قلمرو قانوني
خود با همسايگان درگير شدند. بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي هيچ نوع هماهنگي و
انسجامي در منطقه بچشم نميخورد اما به حكم عقل اگر خواستار فرهنگ سياسي مشتركي
هستيم بايد تفكر يگانهاي داشته باشيم.
آمريكا قوانين دخالتهاي نظامي را در چارچوب جنگ عليه تروريسم بينالملل براي خود
تعريف نموده كه بهانهاي براي حضور در منطقه ميباشد. حوادث گرجستان بيانگر اين
واقعيت است كه آمريكا موفق به اعمال سياستهاي خود نشده است. تضادهاي موجود در منطقه
از عوامل بحرانزايي مي باشد كه هيچ يك از بازيگران به آن اهميت نميدهند. بهمين
دليل منطقه از لحاظ چهارچوب امنيتي در بيثباتي و ناامني به سر ميبرد.
آرنودوبين از موسسه روابط بينالملل و استراتژيك فرانسه آخرين سخنران جلسه بودند.
ايشان در مقاله خود با عنوان «بررسي تعاملات ژئوپلتيك در قفقاز جنوبي پس از
11سپتامبر» اشاره نمودند كه از اوايل دهه 1990 قفقاز جنوبي با بيثباتي سياسي
گستردهاي روبهرو بوده كه بروز بحرانهاي بيشمار گوياي اين امر ميباشد. اين
بحرانها از جمله در مناطق آبخازيا، اوستياي جنوبي و ناگورنو قرهباغ بروز نموده و
موجب گرديد اوضاع ژئوپلتيك در جنوب قفقاز عمدتاً با تنش توأم باشد. افزايش ظرفيت
اعلام شده منابع نفت و گاز در حوزه درياي خزر باعث حضور پررنگتر بازيگران ژئوپلتيك
منطقه همچون ايران، روسيه، تركيه و بازيگران فرامنطقه مانند آمريكا، اتحاديه اروپا
و چين شد. اين امر نيز به نوبه خود موجب تشديد تنشهاي منطقهاي گرديد. انتخابات
آمريكا و روسيه در سال 2000 نيز موجب بروز تحولاتي در منطقه قفقاز جنوبي گرديد.
پوتين علاقمند به نفوذ در قلمرو شوروي پيشين بوده بنابراين سياست فعالي را پيش
گرفته و در صدد است روابط روسيه و آذربايجان را عادي كند از سوي ديگر با ارتقاي
روابط نظامي و اقتصادي با ارمنستان و افزايش فشار بر گرجستان حضور خود را پررنگتر
مينمايد. انتخابات آينده آمريكا نوعي نگراني ايجاد مينمايد چرا كه اين انتخابات
مبارزهاي بين وزارت دفاع و وزارت خارجه اين كشور محسوب مي گردد.
رقابت روسيه و آمريكا بسيار مهم است. در رابطه با اين پارادوكس جامعه بينالملل
نتوانسته پارادايم جديدي را ارائه دهد. كشورهاي جديد در سياستهاي خود دچار نوعي
ترديد هستند. از سوي ديگر برخي معتقدند آمريكا ميتواند قدرت اصلي ايجاد نظم و ثبات
در اين كشورها و منطقه شود در حاليكه سياست آمريكا همواره توأم با دخالت در امور
داخلي كشورها و به طبع آن تشديد بحران بوده است. پس از 11سپتامبر برخي اميدوار
بودند كه روسيه و آمريكا در سياستهاي قبلي خود تجديدنظر نمايند. اما آنچه مسلم است
هنوز نوعي بياعتمادي وجود داشته و آمريكا روسيه را بعنوان تهديد تلقي مينمايد.
مذاكرات مسكو با رهبران آبخازيا نشان ميدهد كه روسيه نوعي مسير بازگشت به قبل را
پيش گرفته كه اين امر نه تنها نگرانكننده است بلكه احتمال نوعي رويارويي را نيز
بوجود ميآورد. بنظر ميرسد مهمترين وظيفه متخصصين امور قفقاز يافتن راهحلي جهت
ارتقاء سطح تعاملات منطقهاي ميباشد در اين راستا خطوط انتقال انرژي ميتواند سهم
بسزايي در نزديكي روابط طرفين ايفا نمايد.
جلسه هفتم: جلسه ويژه تحولات گرجستان
پاآتا چاپاريدزه، استاد زبان و ادبيات فارسي دانشگاه دولتي كوتايسي گرجستان با
اشاره به منازعات داخلي گرجستان در مقاله خود با عنوان« مناقشه منطقه اي و نژادي در
آبخازيا و اوستياي جنوبي» كانونهاي بحران بوجود آمده در گرجستان پس از فروپاشي
شوروي را مورد بحث قرار داده و اظهار داشتند: آبخازيا در طول تاريخ يكي از نواحي
اصلي گرجستان محسوب مي گرديد. از اواخر قرن هشتم ميلادي به گرجستان غربي آبخازيا
گفته مي شد از قرن دهم اين نامگذاري مصطلح شده تا جائي كه گرجستان و آبخازيا
اصطلاحاتي مترادف گشتند . در حال حاضر چهارصد سال است كه آبخازها و گرجي ها در كنار
هم زندگي مي كنند . جمهوري خودمختار آبخازيا در سال 1921 توسط رژيم كمونيستي بوجود
آمد. از سال 1989 نيز خشونت و درگيري در اين سرزمين توسط گروههاي خواستار حاكميت
بروز نمود. اين گروها با حمايت نظامي مستقيم و البته مخفيانه روسيه عرصه را بر
ساكنان گرجي نژاد تنگ نمودند.
اوستياي كنوني در بخش مركزي كوههاي بزرگ قفقاز قرار دارد و به وسيله اين رشته
كوه به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم مي شود. بخش شمالي در خاك فدراسيون روسيه قرار
گرفته و بخش جنوبي يعني ولايت خودمختار اوستياي جنوبي در جمهوري گرجستان واقع مي
باشد. ولايت خودمختار جنوبي در سال 1921 پس از تجاوز ارتش سرخ روسيه در گرجستان
بوجود آمد و در آستانه فروپاشي شوروي خواستار وحدت با اوستياي شمالي شد.در سال 1991
حكومت وقت گرجستان ولايت خودمختار اوستياي جنوبي را منحل نمود . اما در دوران رياست
جمهوري ادوارد شواردنادزه مجددا احيا گرديد.
در خصوص بحران امنيت در قفقاز بايد گفت اولين و اصلي ترين مشكل منطقه بحران
سياسي است. در اين منطقه جنگهايي روي داد كه پاره اي از آنها در درون كشورها و بر
ضد دولتهاي حاكمه بوده و بخشي نيز در راستاي نيل به خودمختاري و جدائي صورت گرفته
است. دومين مشكل اين منطقه فقر اقتصادي مي باشد كه مي توان گفت تقريبا دامنگير اكثر
كشورهاي تازه استقلال يافته مي باشد. تحليل درست اين واقعيتها بيانگر آنست كه عامل
جغرافيايي نقش بسيار مهمي در ايجاد امنيت سياسي ، اقتصادي و اجتماعي در قفقاز جنوبي
دارد. بنابر اين مي توان گفت عامل جغرافيايي در قفقاز ماخذ محتمل مناقشه به شمار مي
رود. براي حل مناقشات و ايجاد ثبات و امنيت در قفقاز بايد عوامل تهديد كننده امنيت
از ميان برداشته شود و تعاملات در قالب گفتگو براي استقرار صلح و ثبات در منطقه
تداوم يابد.
خاتونه تسين سـادزه استـاد دانشـگاه دولـتي گرجستان در مقاله خود با عنوان «جنبه
هايي از امنيت منطقه اي قفقاز و نقش گرجستان در آن » اظهار داشتند: قفقاز يك منطقه
منحصر به فرد قديمي در كره زمين محسوب مي گردد كه به لحاظ وضعيت استراتژيكي ، سياسي
و فرهنگ غني آن ، همواره مورد توجه بازيگران و به عنوان منبع تامين منافع كشورهاي
جهان مطرح بوده است. سناريوي امنيت قفقاز همچنان به مانند صدها سال قبل باقي مي
باشد. ظرفيت غني منطقه قفقاز هنوز نقش حياتي در توسعه اقتصادي و سياسي سه جمهوري
گرجستان، آذربايجان و ارمنستان ايفا مي نمايد. پس از كسب استقلال از اتحاد شوروي،
هر سه جمهوري مذكور تلاش دارند تا جايگاه و نقش خود را در سيستم هاي سياسي و
اقتصادي بين الملل بيابند. قبل از بحث درخصوص جنبه هاي امنيت منطقه اي در قفقاز
جنوبي ، اولين و اصلي ترين زمينه بررسي، تعريف اصطلاح «امنيت منطقه اي » مي باشد.
هر منطقه محيط امنيتي ويژه خود را داراست كه از طريق وضعيت ژئواكونوميك و استراتژيك
منطقه تعريف مي گردد. به طور كلي منطقه مورد بحث به فراخور تامين منافع قدرت هاي
اصلي جهاني تحت تاثير قرار گرفته و مورد تعامل واقع مي شود. در دنياي كنوني، بعضي
از اصطلاحات اهميت بيشتري نسبت به قبل به دست آورده اند. اصطلاح امنيت منطقه اي در
قفقاز شمالي به معناي سياست هاي امنيتي ملي سه كشور قفقاز مي باشد. دولت هاي قفقاز
بدليل تامين منافع جدي همسايگان قدرتمند ترشان مورد توجه آنها هستند. در عين حال
جمهوري هاي قفقاز براي قدرت هاي اداره كننده جهان ارزشمند مي باشند چرا كه صاحب
منابع گران بهاي نفت و ظرفيت كريدور ترانزيتي بين اروپا و آسيا هستند.
عوامل مهم و اصلي ديگري نيز بر وضعيت منطقه موثرند كه بي ثباتي را دامن زده و به
تهديدهاي بالقوه منطقه اضافه شده اند كه لازم است دولتها توجه ويژه اي به آنها
نمايند. در تاريخ تحولات گرجستان روند خاصي وجود داشته برخي اين تحولات را كودتا و
برخي آن را انقلاب گل رز مي نامند در هر حال همه اذعان دارند كه اين تحولات عميق
فضاي وحشت آوري را ايجاد نموده است. البته دولت جديد در 4 ژانويه انتخاب خواهد شد و
بنظر ميرسد چهره هاي جديد و عمدتا جوان به صحنه خواهند آمد. بنابراين آينده گرجستان
چشم انداز نگران كننده اي نخواهد داشت چرا كه گرجستان همواره يك كشور اروپايي
دموكراتيك باقي خواهد ماند. در همين راستا اصلاحات دموكراتيك در حال اجراست . ما
بدنبال سيستم دموكراتيكي هستيم كه رفاه را در پي خواهد داشت.
ترخان موراوي نماينده مركز مطالعات سياسي گرجستان در سخنان خود با اشاره به
تحولات اين كشور اظهار داشت: اعتراضات متعددي از سوي احزاب مخالف دولت و اقشار مردم
بر عملكرد دولت گرجستان بعمل مي آمد و مردم از روند عملكرد دولت در خصوص توسعه
اقتصادي ، تماميت ارضي و ايجاد دموكراسي در كشور ناراضي بودند. اگر چه حدود يكسال و
نيم پيش از اين انتخابات محلي برگزار گرديد. ولي مردم از فعاليتهاي ادوارد شوارد
نادزه انتقاد مي نمودند. از آنزمان به بعد فاصله دولت و احزاب مخالف بيشتر شده و
احزاب مخالف توانستند جوانان جامعه را همراه خود ساخته و نهضت ملي گرجستان را تاسيس
نمايند. بدنبال استعفاي شوارد نادزه مطابق قانون رئيس پارلمان كفيل رياست جمهوري
گرديد. اين تغييرات فرصتها و اميدهاي بسياري را براي مردم و نخبگان سياسي ايجاد
نمود. اما بايد منتظر نتيجه انتخابات چهارم ژانويه بود.
اكثر مردم خواهان پيوستن به غرب و آمريكا هستند. من از حمايت روسيه براي استقلال
گرجستان قدرداني مي كنم. اما بايد پذيرفت كه امروزه واقعيات زندگي متفاوت گشته است.
هويت و فرهنگ ما والاست و ما اين هويت و فرهنگ را از دست نخواهيم داد. كشورهاي
قفقاز بايد مشخص نمايند كه به كدام سو گرايش دارند. روسيه امروزه قادر به تامين
امنيت منطقه نمي باشد. اتحاديه اروپا نيز برنامه و طرح خاصي براي توسعه و امنيت
منطقه ارائه ننموده است . اما آمريكا علاوه بر ارائه طرح ، قدرت لازم را براي
استقرار ثبات در منطقه دارا مي باشد . بنا براين اجازه بدهيد تا به سمت آمريكا پيش
برويم.
دكتر اميراحمديان، استاد دانشگاه و عضو هيات علمي مركز مطالعات آسيا ي مركزي و
قفقاز نيزدر مقاله خود با عنوان «تحليل ژئوپلتيكي بحران گرجستان» اظهار داشتند
گرجستان پس از آتش بس در جمهوري خودمختار آبخازيا در سال 1993 و رهبري ادواردشوارد
نادزه، وزير امور خارجه اتحاد شوروي در دوره زمامداري گورباچف ، چند دوره مشخص و
عمده در سياست خارجي خود را تجربه كرده است.
پس از برقراري آتش بس در آبخازيا و اوستياي جنوبي و آرامش نسبي در آجاريا ،
ادوارد شوارد نادزه با كمك پارلمان گرجستان كه اكثريت كرسي هاي آن را هواداران او
اشغال كرده بودند، قانون اساسي جديد گرجستان را در سال 1995 تدوين و به تصويب
رساندند كه در آن اشاره اي به خود مختاري آبخازيا و آجارستان و نيز اوستياي جنوبي
نشده بود. تصويب اين قانون اساسي نه تنها كمك به حل مشكل تجزيه طلبي نكرد، بلكه بر
شدت وحدت آن دامن زد. از طرف ديگر دولت گرجستان با شتاب فراوان بسوي ساختارهاي يورو
ـ آتلانتيكي گام برداشت . پيوستن به طرح مشاركت براي صلح ناتو در 1995 و ورود به
شوراي اروپا،همكاري و نزديكي به سازمان امنيت و همكاري در اروپا از فعاليتهايي است
كه گرجستان براي پيوستن و ادغام در ساختارهاي غربي و اروپايي انجام داد. تقاضا براي
عضويت در ناتو و فراخواني نيروهاي آمريكايي براي بازسازي ارتش گرجستان و همكاري با
گوام براي برقراري ارتباط با اوكراين ، مولداوي، آذربايجان و ازبكستان و نيز تشكيل
نيروهاي حافظ صلح مشترك در طرح گوام براي حفاظت از لوله هاي نفت موجود (باكو ـ
سوپسا) و آينده (باكو ـ جيهان) از جمله اين اقدامات است. پس از فروپاشي شوروي و
استقلال جمهوريهاي قفقاز جنوبي ، روسيه به شدت احساس عدم امنيت مي كند. در دوره جنگ
سرد كه اين منطقه در جبهه برخورد با پيمان ناتو بود روسيه در باكو پايگاه هوايي و
دريايي در تفليس پايگاه هوايي و … داشت . اكنون پس از گذشت بيش از يك دهه از
فروپاشي شوروي، روسيه به غير از پايگاه هوايي باكو، همه پايگاههاي خود را در اختيار
دارد. بدين ترتيب ملاحظه مي شود كه هر نوع تحرك در مرزهاي جنوبي روسيه در قفقاز
جنوبي موجب احساس نگراني روسيه مي شود. در عين حال حضور نيروهاي فرا منطقه اي به
ويژه نيروهاي آمريكايي و يا پيمان ناتو ، سبب احساس تهديد روسيه خواهد شد. آمريكا،
ناتو يا كشورهاي اروپايي بدنبال منافع خود در قفقاز حضور دارند و چون هر كدام از
آنها بدنبال منافع ملي خويش هستند كه با منافع روسيه و كشورهاي هم جوار منطقه از
جمله ايران در تضاد است، صحنه بازي قفقاز را به رقـابت و برخورد منافع تبديل و از
ثبـات و امنيت آن جلوگيري مي كنند.
اهميت چچن براي روسيه بنا به همين دلايل امنيتي است زيرا استقلال چچن وحدت
جغرافيايي و استراتژيكي استحكامات طبيعي روسيه در جنوب را بر هم مي زند و اين كشور
بزرگ را در مقابل جنوب بي دفاع مي سازد. بحران اقتصادي و نابسامانيهاي زيرساختهاي
اقتصادي دوره شوروي بيكاري و فقر و فساد را بدنبال داشت كه به شكاف عميق طبقاتي
دامن زد. هم چون ديگر جمهوريهاي شوروي سابق و كشورهاي اروپاي شرقي رشد طبقه جديد
سرمايه داركه از طريق زدوبندهاي مافيايي با دولتمردان، اليگارش هاي مافيا را به
ظهور رساند سبب سرخوردگي ملت گرجستان شد. آنان دلايل عقب ماندگي جامعه و عدم پيشرفت
را به ساختارهاي شوروي و رابطه با روسيه نسبت مي دادند. به همين سبب گرايش به غرب
براي رهايي از بحران اقتصادي به ايده ها و آرمانهاي دولتي ملي تبديل شد.اما روند
امور نشان داد كه با وجود پيوستن به ساختارهاي يوروـ آتلانتيكي هم مشكلات و معضلات
فراوان مردم حل نشد.
بايد گفت آمريكا با حضــور در گرجستان تنها بدنبال نفت نيست بهـانه مبارزه با
تروريسم بين الملل آمريكا را به حياط خلوت روسيه وارد كرده است. با حضور در آسياي
مركزي و جلوگيري از شكل گيري پيمانها و اتحادهاي نظامي با تركيب هاي متناوبي از
ايران، روسيه، هند،چين و برخي دولتهاي آسياي مركزي مي تواند به هژموني آمريكا در
جهان خاتمه دهد. بنا بر اين نظريه هارتلند مكيندر هنوز هم از اهميت خاص خود
برخوردار است. آمريكــا نه از شـرق و نه از جنـوب روسيه نمي توانست به اين قلمرو
دسترسي داشته باشد. از اينرو قفقاز و دروازه ورود به آن و درياي خزر و آسياي مركزي
، يعني گرجستان در گام اول قرار گرفت، آذربايجان از قبل تسليم محض شده بود. به همين
سبب روسيه براي شكستن اين محور نفوذ غربي از ميانه راه كه همان درياي خزر و در
امتداد شمالي جنوبي است، به تقويت كريدور شمال جنوب و اخيرا تهديد تشكيل نيروي
واكنش سريع و قبلا مانور نظامي در درياي خزر متوسل شده است.روسيه در مرزهاي جنوبي
خود بيش از هر وقت ديگر احساس عدم امنيت و تهديد مي كند . برخورد منافع اين دو قدرت
فرا منطقه اي و منطقه اي ، كشورهاي منطقه را دچار تنش خواهد كرد و به نظامي شدن
بيشتر منطقه و عدم ثبات سياسي ـ اقتصادي دامن خواهد زد.
از طرفي اشغال عراق سبب شده است كه لوله نفت باكو ـ جيحان كه به عنوان بزرگترين
پروژه قرن مطرح بوده و در صورت ساخته شدن رفاه منطقه را بدنبال خواهد داشت، مورد
سئوال واقع شود. برآورد خوش بينانه در انتقال روزانه 1ـ5/1 ميليون بشكه از اين طريق
به شمال شرقي درياي مديترانه براي تامين نفت اروپاي جنوبي حوزه مديترانه، با سرمايه
گذاري زياد و بهره وري اندك در مقايسه با نفت عراق كه داراي خطوط انتقال به همان
نقطه با سرمايه گذاري كم و بهره وري بالاو نفت مرغوبتر مي باشد، اكنون آمريكا را در
ارائه پروژه با كندي مواجه كرده است.كشورهاي قفقاز جنوبي و دولتمردان و صاحبان قدرت
و سرمايه هنور هم در روياي خوش دلارهاي نفتي غوطه مي خورند در حالي كه امكان دارد
چند سال ديگر با روند موجود، به امروز خود غبطه بخورند.
نوگذار دور ميشيدزه، رئيس بخش قفقاز جنوبي وزارت امورخارجه گرجستان نيز بعنوان
آخرين سخنران اين جلسه ضمن تاكيد بر نظرات قبلي خود اظهار داشت: بر اثر انتخابات
نوامبر سال جاري در گرجستان نارضايتي عمومي شكل گرفت كه مردم تحولات ناشي از آن را
انقلاب گل رز ناميدند. دستاوردهاي اصلي اين تحول ، تغيير در سطوح عالي مديريت كشور
و انتقال قـدرت به نسل جديد بود. بهر حال روند جديدي در گرجستان شكل گرفت. برخي
اعتقاد دارند اين انقلاب از سوي كشورهاي ديگر هدايت گرديده است اما بايدگفت:
متاسفانه تحولات مذكور ريشه اجتماعي داشته و ضربه آخر را بر پيكره حاكميت گرجستان
وارد نمود.
به نظر مي رسد كه جامعه پيشرفته جهاني مخالف رويدادهاي مخرب در منطقه قفقاز
باشد، چرا كه قفقاز يكي از مهم ترين مناطق ژئوپلتيك جهان به شمار مي رود كه صلح و
ثبات آن بر صلح و ثبات جهاني تاثير مي گذارد.
مجددا خاطر نشان مي نمايم كه هيچ امري مگر هدف اقتصادي مشترك، باعث صلح در منطقه
نميشود. ديدگاه گرجستان نه آمريكايي و نه روسي است. ديدگاه ما گرجي و براساس منافع
ملي كشورمان است.
جلسه اختتاميه
در جلسه اختتاميه يازدهمين همايش بينالمللي آسياي مركزي و قفقاز پس از اظهار
نظر تعدادي از شركت كنندگان درباره موضوعات مطرح شده در همايش، جناب آقاي معيري
معاون آموزش و پژوهش وزارت امور خارجه ضمن ابراز خرسندي از حضور فعال و گسترده
مقامات، انديشمندان و پژوهشگران داخلي و خارجي نكات عمده مطرح شده در سمينار را
جمعبندي نموده و اظهار داشتند:موجب افتخار اين همايش بود كه با پيام جناب آقاي
خاتمي رئيس محترم جمهوري اسلامي ايران آغاز شد و فكر ميكنم تكرار اين فراز از پيام
ايشان براي شركتكنندگان در همايش حائزاهميت باشد كه سياست جمهوري اسلامي ايران كه
بر اصول حسن همجواري، تنشزدايي و گفتگوي تمدنها و فرهنگها استوار است خواستار
قفقاز صلحجو، با ثبات و رو به توسعه است و اعتقاد دارد كه صلح و ثبات قفقاز نقشي
مثبت در رشد و ترقي جمهوري اسلامي ايران خواهد داشت و بيثباتي قفقاز عاملي منفي در
گسترش روابط خارجي ايران خواهد بود. قفقاز صلحجو و باثبات ميتواند ارتباطدهندة
«شمال و جنوب» و «شرق و غرب» بوده و پلي باشد براي گسترش ارتباطات همسايگان منطقه
با يكديگر و محلي باشد براي گفتگوي تمدنها و فرهنگها و اين از طريق ايجاد فضاي
دوستي و همكاري بين كشورهاي منطقه و همسايگان و تلاش براي يافتن سازوكاري مؤثر و
مطمئن براي گسترش امنيت و ثبات در منطقه ممكن ميباشد.
همچنين لازم ميدانم از جناب آقاي دكترخرازي به خاطر شركت و سخنراني در اين
همايش تقدير و تشكر نمايم. در اين همايش مطالب بسيار پرمحتوا و ارزشمندي مطرح شد كه
امكان اشاره به تمامي آنها وجود ندارد اما فكر ميكنم بتوانيم در اين نكته توافق
داشته باشيم كه تمامي شركتكنندگان تحولات قفقاز و مسائل امنيت آن را از مهمترين
مسائل منطقهاي و جهاني ميدانستند و معتقد بودند كه اگر به تحولات قفقاز بيتوجهي
شود چه بسا مشكلات بسياري در منطقه و فراتر از منطقه بوجود آيد.
مسائل و مشكلات قفقاز از دو بعد تحولات دروني قفقاز و تحولات ناشي از تأثيرات
برون منطقهاي مورد بحث و بررسي شركتكنندگان در جلسه قرار گرفت. نقش مسائل تاريخي،
فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي در بروز تنشهاي قفقاز موضوعي غيرقابل انكار است،
اما آنچه حائزاهميت تلقي ميگردد آن است كه ضرورت دارد تا به نوعي اين بحرانهاي
درونزا مديريت شوند و اجازه داده نشود تا واقعيتهاي موجود فرصتي را براي نيروهايي
كه منافع خود را در تشديد بحرانهاي منطقهاي ميبينند فراهم سازد.
در حال حاضر تحولات قفقاز ناشي از آثار رقابتهاي مختلفي است كه در اين منطقه
وجود دارد و به نظر ميرسد كه اگر نتوان همكاريهاي منطقهاي در قفقاز را جانشين
رقابتهاي موجود نمود مشكلات و بحرانهاي قفقاز ادامه مييابد، لذا شركتكنندگان در
همايش بر موضوع ضرورت پيگيري همكاريهاي مشترك منطقهاي تأكيد ويژهاي داشتند و
پيشنهادات مختلفي چون ضرورت تشكيل «بنيادي براي صلح و گفتگو در قفقاز» و ضرورت تماس
بيشتر بين محققان و پژوهشگران منطقه و علاقمندان به موضوع و افزايش تماسهاي
غيردولتي تأكيد داشتند. در اين همايش نيز مانند تمام همايشهاي مربوط به تحولات
آسياي مركزي و قفقاز، مسائل مربوط به بحران قرهباغ و تحولات گرجستان از جمله
مباحثي بود كه مورد توجه بسياري از شركتكنندگان بود. آنچه مسلم است دربارة اين نوع
بحرانها و تحولات، مباحث بسياري مطرح ميگردد، ولي نكته مهم و اساسي آن است كه
چگونه مي توان بدون ماندن در گذشته با نگاهي سازنده به آينده راهحلي براي اين نوع
بحرانها پيشنهاد نمود. جمهوري اسلامي ايران با نگاهي سازنده به آيندة قفقاز و جدا
ندانستن امنيت و توسعه خود از امنيت و توسعة منطقه و با توجه به سياست بيطرفانهاي
كه در منطقه داشته است ميتواند نقشي سازنده در تحولات آيندة منطقه داشته باشد.
براي امنيت قفقاز سازوكارهاي مختلفي از جانب شركتكنندگان مطرح گرديد كه به نظر
ميرسد در حال حاضر اين سازوكارها بيشتر بر منافع ملي كشورها استوار است تا منافع
منطقهاي، لذا ضرورت دارد تا با برگزاري همايشهاي مختلف در سطوح گوناگون بتوانيم
ايدة مشتركي را براي امنيت قفقاز طراحي نمائيم. ايدهاي كه بر پيششرطهاي تاريخي و
سياسي موجود متكي نباشد و با نگاهي به آينده منافع همة اعضا را تأمين نمايد. در اين
ايده آنچه مهم است اولويت با منافع اعضاي منطقه و همسايگان است و سرانجام آنچه اساس
و بنيان همكاري و امنيت تلقي ميشود آن است كه همة اعضاي يك منطقه سهمگذار صلح و
امنيت و بهرهگير نتايج آن باشند. عدم مشاركت تمامي اعضاي منطقه در روندهاي امنيتي
يا عدم بهرهمندي آنها از نتايج صلح، امنيت و توسعه نميتواند سازوكار امنيتي مؤثري
را بوجود آورد