مبارزات استقلال طلبانه چچن ها

بی بی سی

آمار دهشتناك تلفات انساني اين جنگ باوركردني نيست: در فاصله‌ سال‌هاي 2009-1991 بيش از 150 هزار چچني كه بيشترشان غيرنظامي بودند كشته‌ و صدها هزار تن بي‌خانمان شده‌اند؛ كودكان و نوجوانان نيز با دلهره ناشي از انفجار بمب‌ها رشد كرده‌اند.

در چچنستان بساط جشن و سرور برپاست. مردم از بزرگ و كوچك در خيابان‌ها پايكوبي كرده، اتومبيل‌هاي مزين به پرچم‌هاي روسيه و چچن به نشانه شادماني شهر را درمي‌نوردند.

صداي تيرهاي هوايي‌اي كه از سر شوق شليك شده‌ نيز شنيده مي‌شود. چچن‌ها براي رسيدن به چنين روزي هزينه‌هاي بسياري پرداخته‌اند.

جمعي از روزنامه‌نگاران تركيه سال 1995 موقع ورود به پايتخت چچنستان، آنچه را مي‌ديدند باور نداشتند؛ چراكه ميدان مركزي «گروزني» زير ده‌ها تن بمب هواپيماهاي جنگي به تلي از خاك بدل شده بود. البته در برابر چيزهاي ديگري كه چچنستان در اين جدال از دست داد، ويراني گروزني اهميت چنداني ندارد...

سال 1991 در روزهاي هرج‌ومرج ناشي از فروپاشي شوروي، استقلال چچن كوچك، خبر مهمي تلقي نشد؛ زيرا در آن مقطع هر يك از 15 جمهوري اتحاد شوروي يكي پس از ديگري استقلال خود را اعلام مي‌كرد. بدين ترتيب چچنستان نيز به‌عنوان زيرمجموعه فدراسيون روسيه با يك تحليل حقوقي، بيرق عصيان برافراشت.

استقلال‌طلبان چچن معتقد بودند به‌دليل از بين رفتن شوروي و به خاطر اعلام استقلال جمهوري‌هاي تشكيل‌دهنده آن، چچنستان هم مي‌تواند از روسيه جدا و به كشوري مستقل بدل شود. سرانجام نبرد بين روسيه و چچنستان آغاز شد و به‌رغم مقاومت بالاي جنگجويان چچن و نيز به‌رغم كاهش قدرت ارتش روسيه نسبت به زمان حاكميت شوروي، روسيه به پيروزي دست يافت و چچن‌ها مجبور به عقب‌نشيني شدند؛

هرچند به تعبير دقيق‌تر اين عقب‌نشيني را مي‌توان عملي تاكتيكي به حساب آورد. آن روزها فرمانده نيروهاي جنوبي چچن، «روسلان گلايف» در روستاي «كومسومولسكي» با خبرنگاران تركيه‌اي ملاقات كرد و در حالي‌كه جت‌هاي روسي در آسمان منطقه جولان مي‌دادند، با اعتماد به نفس گفت: «اگر بخواهيم مي‌توانيم گروزني را دو روزه تصرف كنيم.»

خبرنگاران كه مي‌دانستند روسيه گروزني را به دژي تسخيرناپذير بدل كرده، در دل به اين ادعا خنديدند، اما چند هفته بعد چچن‌ها واقعا كنترل گروزني را در دست گرفتند. سربازان جوان روس و جنگجويان جوان چچن تفاوتي اساسي داشتند: يكي‌شان گرفتار جنگي بود كه باوري به انجام آن نداشت و ديگري با ايمان به ضرورت نبردي كه در آن شركت مي‌كرد، حاضر به جانفشاني بود. سال 1996 روسيه از چچنستان عقب نشست.

اين‌بار نوبت روس‌ها بود كه دست به عقب‌نشيني تاكتيكي بزنند.3 سال بعد، بمبگذاري در آپارتمان‌هاي مسكوني مسكو مرگ چند صد نفر را در پي داشت. از نظر روسيه مقصر چچن‌ها بودند. اگرچه هويت واقعي مهاجمان هنوز هم مشخص نيست، وقوع آن انفجارها درست همان فرصتي بود كه مسكو انتظارش را مي‌كشيد.

پس از حمله يك گروه از چچن‌ها به «داغستان»، سال 1999 آتش دومين جنگ بين روسيه و چچنستان شعله كشيد. در نخستين نبرد پس از فروپاشي شوروي، چچن‌ها عليه مسكو يكدل بودند، اما در نبرد دوم، كرملين موفق شد بين چچن‌ها انشقاق ايجاد كند.

در يك سو چچن‌هاي هوادار مسكو كه با كمك سربازان روس در شهرها و قصبه‌ها قدرتي به دست آورده بودند قرار داشتند و در ديگر سو هموطنان جدايي‌طلب آنها كه بر كوهستان‌ها حكم مي‌راندند.

از نظر روس‌ها، فرماندهاني چون «اسلان ماسخادف» و «شاميل باسايف» تروريست‌هايي محسوب مي‌شدند كه در پي تشكيل دولتي شريعت‌محور هستند و از نظر تجزيه‌طلب‌ها، روس‌ها دشمناني اشغالگر و چچن‌هاي طرفدار مسكو افرادي خائن به حساب مي‌آمدند.

عمليات روس‌ها براي تسلط بر چچنستان مدت زيادي به طول انجاميد. بنابر برخي ادعاها كساني در مسكو از ادامه اين نبرد سود مي‌بردند. سال 2004 حمله به مدرسه‌اي در «بسلان» آسيب زيادي به موقعيت جنگجويان چچن وارد كرد. يك سال بعد «رئيس‌جمهوري» جدايي‌طلبان، ماسخادف، كشته شد و در سال 2006 با مرگ باسايف، بر اثر انفجاري كه فعلا مشخص نيست از سر حادثه بوده يا براساس نقشه‌اي طراحي شده بود، تحولات مهمي به وقوع پيوست.

«رمضان قادرف» كه پدرش، «احمد قادرف» را در عمليات بمب‌گذاري از دست داده بود، سال 2007 به سمت نخست‌وزيري انتخاب شد و علاوه بر جلب حمايت كرملين توانست ميليون‌ها دلار را به‌عنوان سرمايه به طرف چچنستان سرازير كند. نقدهاي بسياري بر دولت قادرف وارد مي‌شود. او متهم است ماموران امنيتي وابسته به‌خود را در عمليات‌هاي تروريستي به كار گرفته است.

جنگ 15 ساله چچن‌ها را خسته كرده بود و مدام تعداد جنگجويان پناه گرفته در كوهستان‌ها كمتر مي‌شد؛ تا اينكه روسيه پايان عمليات نظامي را در اين منطقه اعلام كرد.

مردم شادكامانه به خيابان‌ها ريختند، اما آمار دهشتناك تلفات انساني اين جنگ باوركردني نيست: در فاصله‌ سال‌هاي 2009-1991 بيش از 150 هزار چچني كه بيشترشان غيرنظامي بودند كشته‌ و صدها هزار تن بي‌خانمان شده‌اند؛ كودكان و نوجوانان نيز با دلهره ناشي از انفجار بمب‌ها رشد كرده‌اند.

تجربه سال‌ها جنگ

تاريخ چچنستان پيش‌تر نيز شاهد وقوع چنين نبردهايي بوده. روس‌ها در سال 1859 قيام قهرمان چچن‌ها، «شيخ شامل» را سركوب كردند. به‌رغم اندک آزادیهایی كه انقلاب 1917 براي چچن‌ها به ارمغان آورد که پس از پيروزي بلشویکها آنها دوباره به مسكو وابسته شدند.

چچن‌ها در مقطع جنگ جهاني دوم از سر اجبار راه آسياي ميانه را پيش گرفتند و تا سال 1957 كه امكان بازگشت به سرزمين خود را يافتند، آوارگي نيز به تجارب تاريخي آنها افزوده شد. سال‌هاست زندگي چچني‌ها در آتش و خون سپري مي‌شود و رسيدن به جشن شادي امروز براي آنها هزينه‌اي سنگين داشته است.

 

 

www.solgunaz.com