|
مسئله استقلال اسکاتلند و نفع آن مسئله استقلال اسکاتلند در جند روز گذشته به موضوع میدیای بریتانیا تبدیل شده است . در سال 1707 آنچه امروز بريتانياي کبير ناميده ميشود بنيان نهاده شد. اسکاتلند همواره از درجاتي از خودمختاري برخوردار بوده است و امور مربوط به آموزش و پرورش، بهداشت و قانون گذاري را مستقل پیش میبرده است اما اسکاتلندیها همیشه با آرزوی استقلال ملی زندگی کرده اند. با گشايش پارلمان اسکاتلند
در سال 1999، اين کشور بيش از پيش مستقل
تر از قبل شد اما با اين
وجود بحث استقلال کامل اسکاتلند از انگلستان همواره مطرح
و در دستور کار بوده است. اسکاتلند اولين کشوري بود که تحصيل اجباري را در سال 1872 قانوني کرد. ميزان باسوادي در اسکاتلند 99% است. تحصیل رایگان، رفاه کارگران، مسکن مناسب برای همه، خدمات بهداشت عمومي، بیمه های بیکاری، استقلال ملی از اصليترين اولويتهاي اسکاتلنديها است
آنچه کوین ویلیامسون بیان میکند در مورد ایران هم صدق میکند. در ایران هم
هیچوقت از ملل تحت ستم تورک، کرد،، عرب، ترکمن و بلوچ و لر سوال نشده یا رفراندمی
برگزار نشده که آیا آنها خواهان استقلال از ایران هستند یا خواهان ماندن در اسارت
ایرانیها هستند. در ایران نه تنها چنین سوال و رفراندمی برگزار نشده بلکه مبارزات
ملی و دولتهای خودمختار و نیمه مستقل ملل تحت ستم بشیوه نظامی با بیرحمی
سرکوب و بخون کشیده شده است.
ارزشها و فرهنگ دو کشور
انگلستان و اسکاتلند بکلی فرق ميکند. اسکاتلنديها بيشتر يک کشور سوسيال دموکرات
هستند در حاليکه انگليسيها ذاتاً به محافظهکاران گرايش دارند. وقتي دو کشور تا
اين حد متفاوت هستند منطقي نيست که در يک ائتلاف و اتحاد سياسي بهنام بريتانيا در
کنار هم قرار داشته باشند. خیلی چیزها اسکاتلند را از انگلستان متمايز ميکنند
در این مبارزه تعدادی از احزاب خواهان جدایی از انگلستان نیستند. مثلا ديويد مک
لچي، رهبر اسبق حزب محافظه کار اسکاتلند يکي از مخالفان استقلال است. این حزب که در
واقع شاخه اسکاتلندی حزب محافظه کار بریتانیا است از لندن تبعیت میکند
و سیاستهای اشغالگرانه انگلستان را در اسکاتلند پیش میبرد. نیروهای آزادیخواه اسکاتلند تلاش میکنند تا سنگ اندازیهایو توطئه های انگلستان را خنثی کرده و با کار آگاهگرانه نظر مردم را عوض کنند تا در رفراندمهای آتی مردم به استقلال کامل و تشکیل دولت و کشور مستقل رای دهند.
اکنون اهميت اشغال اسکاتلند توسط انگلستان و باقي ماندن آن در اسکاتلند بیش از هر
چیز به مساله نفت اسکاتلند
بر می گردد. سرمایه داران انگلستان نمی خواهند نفت و منافع استراتژیک خود را در
اسکاتلند از دست بدهند. استقلالطلبان
اسکاتلند ،
نروژ و اقتصاد 258 ميليارد پوند در سال آن را که مبتني بر درآمد نفت است مثال
ميزنند و ميگويند اگر درآمد نفتي اسکاتلنديها در دست خودشان باشد ميشود
اسکاتلند را تبديل به يک نروژ ديگر کرد اما اسکاتلند با عضويت در بريتانيا
عقب نگاه داشته شده و انگلستان مانع پيشرفت
اقتصادی، برابری و رفاه مردم اسکاتلند شده است. اسکاتلند 25% پتانسيل انرژيهاي تجديدپذير کل اروپا را به خود اختصاص داده است. اسکاتلند از اين ظرفيت و از اين برتري نسبي خود استفاده خواهد کرد و از پتانسيل خود به نحو مطلوب استفاده خواهد کرد. استقلال کامل نقطه آغازی براي حل مشکلات و برقراری عدالت و برابری اجتماعی انسانها در اسکاتلند خواهد شد. سوسیالیستهای اسکاتلند نقش چشمگیری در مبارزه ملی و طبقاتی اسکاتلند داشته و از نیروهای محبوب و پر نفوذ اسکاتلند بشمار می روند. آنها شعار استقلال، سوسیالیسم و انترنالیسم را راهنمای عمل خود قرار داده اند و در صف اول مبارزه برای استقلال اسکاتلند و نابودی زنجیرهای استثمار طبقاتی مبارزه میکنند.
17/5/2011
|