نیکاراگوئه استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیا را به رسمیت شناخت
کشور نیکاراگوئه در آمریکای مرکزی، استقلال مناطق جداییخواه اوستیای جنوبی و
آبخازیا در گرجستان را به رسمیت شناخته است.
بهدنبال درگیریهای روسیه و گرجستان در ماه اوت، نیکاراگوئه
بهعنوان اولین کشور پس ازروسیه استقلال این مناطق را به
رسمیت شناخت.
دانیل اورتگا، رئیس جمهوری نیکاراگوئه و رهبر سابق چریکهای مارکسیست که در دوران
جنگ سرد از نزدیکان مسکو به حساب میآمد، اظهار داشته است که نیکاراگوئه کاملا با
موضع روسیه موافق است.
ونزوئلا، کوبا و بلاروس نیز از موضع روسیه حمایت کردهاند، اما تاکنون از به رسمیت
شناختن استقلال مناطق اوستیای جنوبی و آبخازیا خودداری ورزیده اند.
اوستيای جنوبی
اوسِتيای يکی از استان هاي خودمختار گرجستان در شوروی بود. دارای 70 هزار نفر جمعيت و 3900 کيلومتر مربع وسعت می باشد.( مساحت آذربایجان جنوبی 31 برابر بزرگتر از مساحت اوستیای جنوبی وهمچنین جمعیت آذربایجان جنوبی385 برابر بیشتر ازجمعیت اوستیای جنوبی می باشد)
پايتخت اوستی جنوبی شيوالی می باشد که در جنوب منطقه قرار دارد. بعد از جدا سازی در شوروی اوستيای جنوبی از گرجستان اعلام استقلال کرد و تقاضای پيوستن به فدراسيون روسيه کرد. از 1992 تا کنون هيچ کشوری استقلال اوستيای جنوبی را برسميت نشناخته بود غير از روسيه. خوشبختانه نیکاراگوئه هم این کشور را برسمیت شناخت.
رئيس جمهور این منطقه ادوارد کوکويتی می باشد که از طرف روسيه حمايت می شود.
اوستی ها از بازماندگان سکا و سرمت و نيز آلا نها هستند. تشکل اين قوم را مربوط به سد ه های هفتم و هشتم پيش از ميلاد دانسته اند.
سرزمين اوستی شامل دو بخش شمالی و جنوبی است که اوستی جنوبی در خاک گرجستان و اوستيای شمالی-آلانيا درخاک روسيه به صورت جمهور یهای خودمختار قرار دارند.
در سد ه های چهارم تا اول پيش از ميلاد ، سکاها و سرمت ها با آلان ها پيوند حاصل کردند در سدهٔ هفتم هجری ، 13ميلادی گروه کثيری از مردم اين سرزمين به دست مغولان و تاتارها کشته شدند. در سدهٔ 15 تا 18 ميلادی تشکيل قومی مجدد آنها آغاز شد.
گرجی ها ، مردم اوستی را او سامی و رو سها ، يسامی می ناميدند ابتدا مردم ساکن اوستی جنوبی زير سلطهٔ اشراف و ملاکان گرجی قرار گرفتند. در سال ١٧٧۴ ميلادی رو سها بر سرزمين اوستی مسلط شدند. بعدها جنوب اوستی به همراه گرجستان به تحت الحمايگی روسيه درآمد. . پس از انقلاب اکتبر 1917 مردم اوستی از طاعت روسيه سر باز زدند ، ولی سرانجام سرکوب شدند. اوستی به دو قسمت تجزيه شد بخش شمالی آن جزء روسيه شد و بخش جنوبی آن به صورت جزيی از گرجستان درآمد.
جمهوری اوستيای شمالی-آلانيا
جمهوری اوستيای شمالی-آلانيا يکی از جمهور یهای خودمختار روسيه است. مرکز آن شهر ولادیقفقاز است .
جمعيت آن710275 نفر است. (جمعیت آذربایجان جنوبی 36 برابر بیشتر از جمعیت اوستیای شمالی می باشد)
اين جمهوری در قفقاز شمالی قرار دارد و با جمهوری گرجستان هم مرز است. وسعت آن 8000 کيلومتر مربع است که22 درصد آن را جنگل پوشانده است.(این منطقه 15 مرتبه کوچکتر از آذربایجان جنوبی می باشد)
آبخازيا
آبخاز در گرجستان و باختر آسيا.
آبخاز يا آبخازيه سرزمينی در غرب قفقاز و کرانهٔ شرقی دريای سياه است.
مساحت آبخازيه 8700 کيلومتر مربع و جمعيت آن طبق آمار سال 1984 بالغ بر521000 نفر بوده است.
آبخازشامل مناطق کوهستانی از رشته کوه های قفقاز تا کرانهٔ دريای سياه است که از ريزشگاه رود اينگوری تا ناحيهٔ گاگرا امتداد دارد. مرکز آن بندر سوخومی است. آبخاز در سدهٔ دوم پيش از ميلاد تابع مهرداد ششم فرمانروای دولت پونتوس بود. از اواخر سدهٔ نخست ميلادی روميان به آبخاز حمله کردند. از سدهٔ چهارم تا ششم ميلادی دولت روم شرقی بتدريج در آبخاز نفوذ کرد. . آبخازيه همانند ديگر نواحی گرجستان مورد نزاع دولت های روم شرقی و ايران ساسانی بود. فشار روميان سبب می شد که مردم آبخاز به شاهان ساسانی توصل جويند.
در حدود سال 364 ميلادی ، 22 هجری عمربن خطاب ، سراقة بن عمرو را مأمور اشغال قفقاز کرد. سراقة ، جيب بن مسلم قهری را مأمور گرجستان کرد و او مردم را بعد اط کشتاری وسیع به پرداخت جزيه ملزم ساخت. آبخازیا در سال های 120 - 339 هجری از رونق فراوان فراوان برخوردار بود.
در سده های پنجم تا هفتم هجری فرهنگ ، زبان و خط گرجی جانشين فرهنگ بيزانسی شد. تا عهد مغولان دودمان باگرايتون فرمانروای آبخاز بودند. مدتی سلطان جلال الدين منکبرنی يا همان خوارزمشاه در بلاد گرجستان عنوان شاه آبخاز را داشت که به صورت ملک الملوک آبخاز و گرجيان نوشته شده است. در اواسط قرن نهم هجری دولت عثمانی به آبخاز لشکر کشيد و به جنایات بسیاری دست زدند و بلاخره اراضی ساحلی آبخاز به ويژه سوخوم به پايگاه نظامی دولت عثمانی بدل شد.
با ورود سپاهيان اشغالگر عثمانی ٫ دين اسلام توسط زور در ميان آبخازيان گسترش يافت ، اما مسيحيت نيز همچنان به حيات خود ادامه داد.
آبخازيان در قرن دوازدهم هجری عليه دولت عثمانی دست به شورش زدند و لشکريان اشغالگر ترک را از دژ سوخوم بيرون راندند. سرانجام آبخازها در سال 1810 تحت الحمايگی دولت روسيه را پذيرفتند در سال 1866 آبخازها عليه دولت روسيه سر به شورش برداشتند و گروه کثيری از آنان که اغلب مسلمان بودند ، به ترکيه مهاجرت کردند.
پس از جنگ روس و عثمانی در سالهای 1877 گروهی از آبخازها به شبه جزيره آناتولی مهاجرت کردند. سال ١٩٢١ ميلادی حکومت اشغالگر شوروی برهبری لنین - تروتسکی در آبخاز مستقر شد و اين سرزمين در فوريهٔ 1922 به صورت بخشی از گرجستان درآمد.
ترکيب قومی آبخاز متنوع است و در واقع آبخازها در سرزمين خود در اقليت هستند در مورد شمار آبخازها اختلافنظر وجود دارد
بخشی از آبخازهامسلمان و اهل سنت هستند و تعدادی از آن ها در ترکيه سکونت دارند و از مهاجرين محسوب می شوند.
در سال 1991گرجستان خودمختار يهاي اوستياي جنوبي را کم کرد. مقامات اوستيا که با اين تصميم موافق نبودند، مقاومت مسلحانه نشان دادند. پس از مناقشه مسلحانه که تا سال 1992 ادامه داشت، گرجستان کنترل بر اين منطقه را از دست داد.
اوستياي جنوبي قصد دارد که بعنوان يک جمهوري مستقل برسميت شناخته شود