|
علی کلاهی
علی کلاهی با گروهی دیگر از آزاديخواهان آذربايجان، برای دوباره زنده کردن جنبش ملی و آزادیبخش آذربايجان و همچنین ادامه راه رفیق جعفر پیشه وری تلاش وفعالیت میکرد او و رفقایش را پس از دستگیری و شکنجه های سخت به تهران فرستادند و آنها راپس از محکوم کردن در بيدادگاه ها، برای ايجاد ترس وحشت در تبريز اعدام کردند دادستان ارتش این خبر را پخش کرد که: سحرگاه امروز پنچ نفر از مردم آذربايجان به جرم ضدیت با مشروطه در دادگاههای نظامی محکوم به مرگ شده بودند، در ميدان تير لشکر تبريز تيرباران شدند این گروه ميهن پرستان که به همراه علی کلاهی اعدام شدند عبارت بودند از: ایوب کلانتری، علی عظيمی، زهتاب و جواد فروغی علاوه بر اين پنج نفر که اعدام شدند، تعداد ديگری هم به اعدام محکوم شده بودند که پس از سالها شکنجه و زیر اعدام ماندن، حکم آنها به حبس ابد تبديل شد وبه زندان عمومی آورده شدند. این جنایات در زمان نخست وزيری منوچهر اقبال "غلام خانه زاد " محمد رضا که رهبری حزب مليون را نيز به عهده داشت صورت گرفت این مبارزان جان باخته را در منطفه جداگانه ای از قبرستان حسينی محله سلاب " کفرآباد محمد رضا شاه " بدون کوچکترين علامت مشخصی دفن کردند و قبرستان که در واقع محل گذر اهالی سرخاب و سلاب بود به مدت دو هفته به صورت علنی از طرف پليس محاصره شد و افراد رهگذر را با کوچکترين شکی که به آنها می شد دستگير و بازجويی می کردند سالها بعد خانواده شجاع علی کلاهی، مخفيانه سنگ مزاری را تهيه کردند و چند بيت شعر روی آن نوشتند. يک بيت از آن شعر اين است عاشقی را شرط تنها ناله و فرياد نيست هر کسی از جان شيرین بگذرد فرهاد نيست
از کتاب: خاطرات صفر خان
|