دومين نامه دانشجويان دختر دانشگاه صنعتی سهند تبريز در ارتباط با هتک حرمت به
دانشجويان دختر
دانشگاه صنعتی سهند تبريز مانند هميشه شاهد هتک حرمتها و توهينهايی بوده که
خاص آن است؛ که معمولاً درکمتر دانشگاهی رخ ميدهد. دانشجويان معترض همچون گذشته
يک صدا و با حضوری پرشکوه، اين حوادث را تقبيح کرده و خواستار پيگيری و پاسخ
مسئولين به خواستههای خود شدند.
اما امروز بيانيه ای از طلايه داران پرمدعای مبارزه با فساد، بسيج دانشجويي، را
در دانشگاه شاهد بوديم که پيگيری اين حوادث را ريختن آبروی دانشجويان می دانند!
ريختن آبروی دانشجويان دختر هنگامی رخ داد که اساميشان روی بردها و تابلوهای
اعلانات رسمی دانشگاه آورده ميشود و مدتها باقی ميماند تا مشخص شود چه کسی
حجاب را رعايت کرده و چه کسی رعايت نکرده است؟ چه کسی مطلوب دانشگاه است و چه
کسی نيست؟ چه کسی بايد در دانشگاه نفس بکشد و چه کسی نبايد؟ و پس از آن هم، طی
جلسهای در آمفيتئاتر دانشگاه، تفهيم اتهام شوند و تهديد، و پيدرپی به
کميتههای انضباطی احضار شوند و يا به بهانههای آموزشی اخراج گردند ولی غافل
از آن بودند که در همان ايام کارمندانی به عفت همين دانشجويان دختر تعرض
کردهاند.
با آبروی دانشجويان دختر هنگامی بازی ميشود که طی حکمی او را از خوابگاه اخراج
ميکنند و هنگامی که پاسخی از مسئولين ميخواهيم، ميگويند که در خوابگاه و
اتاق خود پوشش مناسبی نداشتهايد!!!!!! هنگامی با آبرويمان بازی ميشود که ما
را به کميتههای انضباطی ميکشانند؛ هنگامی که با خانوادهمان تماس ميگيرند،
تهديدمان ميکنند و هنگامی که اسممان را به عنوان بيحجاب همه جا در بوق و
کرنا ميکنند.
حال آيا اعتراض به ناامنيها در حمايت از قربانيان حوادث اخير بدون آنکه
کوچکترين تکيهای بر شرح ماجرا شود و هيچ اسمی از کسی برده شود، عملی وقيحانه
به شمار ميرود، که بسيج اينگونه بر آن پافشاری ميکند؟ آيا بايد تمام کسانی که
در جمع اعتراضکنندگان حضور داشتهاند، که عدهی کثيری از دختران را شامل
ميگشت، به راغب بودن جهت رواج اين زشتکاری متهم کرد؟
فيلمی ساخته ميشود و همگان سکوت در مقابل آن را بيشرمانه ميخوانند؛ سوال ما
اين است در پس چنين فجايعی که در نزديکی ما رخ ميدهد، تعصب دينی هر انسان
غيرتمند کجاست؟
چگونه است که طلايهداران مبارزه با فساد در مقابل اعمال وقيحانهی سردار
طلايهدار و رييس طرح امنيت اخلاقی دهها دقيقه سکوت ميکنند؟!!!
چطور است که اعتراض به اين فجايع شکستن قبح است اما مسئول دلسوز دانشگاه از
قربانيان سند و مدرک ميخواهد؟ دو شاهد عاقل و بالغ؟!!! آيا چنين درخواستی
معقول و منطقی است؟ مگر بجز قربانی و کارمند محترم(!) فرد ديگری هم آنجا بوده
است؟
چطور تلاش مسئولان جهت سرپوش گذاشتن به بهانهی حفظ آبروی خود آسيبديدگان
حادثه توجيه ميشود؟ و بدتر از آن چطور در مقابل فشار مسئولانِ حفظِ امنيت، به
بهانهيِ مواردِ موجود در پرونده و يا خواستنِ عدهای از نزديکانِ آنها، جهت
اطلاعِ مواردِ از قلم افتاده در پرونده شان(!!!)، انتظار سکوت ميرود؟
ما دانشجويان همانطور که در مقابل حوادث تاسفبار کرمانشاه ،دانشگاه علامه و
سبزوار و همچنين ضرب و شتم دختران در خيابانها به بهانه طرح امنيت اخلاقی و�
سکوت نکرديم، قطعاً حمايت خود را از اعتراض خودجوش به فجايع رخ داده ابراز کرده
و تا دريافت پاسخی قطعی و اعمال مجازاتهای مکفی برای مسئولان حوادث ساکت
نميشويم.
نويسندگان اين بيانيه خواستار پيگيری اين موضوع فقط با حضور جمعيت خودشان،
مراجع کاملا دانشجويي، مراجع قضايی و شخص دکتر چناقلو رياست دانشگاه هستند.
6 اردیبهشت 1387 12:15