آیا عزاداری نوعی سادیسم و مازوخیزم مذهبی است؟

Thu, Jan 8th 2009

یاداشت هایی از کابل:

ساعت 11 نیمه شب است و من درون اطاقم هستم، صدای نوحه و سرود و عزاداری از چهار گوشه شنیده می‌شود. شاید امشب، شب هفتم و یا هشتم باشد اما شب و روزهای سختی است که آدم شکنجه روانی می‌شود. امسال، برادران هزاره ما و شیعیان کابل نشین عجیب جامه بر اندام دریده‌اند. فکر می‌کنم تا این حد خوب نیست که مردم را به تنگنا قرار داد. همه می‌دانیم که عزاداری با تظاهر نمی‌شود اما متاسفانه این روزها عزاداری و عبادت برای خداوند هم فیشنی شده است. رنگ و بوی سیاسی و خشونت گرفته است. امسال، شیعیان کابل پا از گلم شان فراتر گذاشتند. خیلی از چهار راه را دروازه بستند. معلوم نیست این دروازه بستن و نصب تصاویر جعل و ساختگی بنام حسین و علی و فاطمه چه فایده برای این مردم و پیروانش خواهد داشت.

معلوم نیست مردم به دنبال چه می‌دوند. عجیب سرگردانی است، عجیب بدبختی دامنگیر این قوم شده است. مبادا چیزی در مورد حسین و محرم بگوید تکه تکه می‌شوید. اما همین مردم وقتی ده‌ها هزار نفر شان توسط طالبان قتل عام می‌شوند، پار سال توسط کوچی‌ها کشته شدند و غارت شدند، هیچگاه به یاد نمی‌آورند چه مصیبتی بر آنان گذشته است. در عوض وقتی 1350 سال قبل در عراق امام حسین به قتل می‌رسد مردم اینجا خون می‌ریزند و آدم می‌کشند. چه چیزی در اینجا نهفته است؟ چه چاشنی مست‌آوری است این مذهب و عقیده؟ بشر عجیب دچار سرگرمی و سرگردانیی است. این 124000 هزار پیامبر که (شیخ آصف قندهاری آن را به میلیون‌ها پیامبر رسانده است) کار شان فقط این بوده که چگونه می‌تواند بازیگر خوبی باشند و سرگرمی‌های جالبی ساختند و رفتند.

آدم تعجب می‌کند اینقدر مصارف و پول از کجا می‌شود که مردم در این دروازه‌های فیشنی استفاده می‌کنند. هر کدام این دروازه‌های که ساخته‌ می‌شود، حدود 12 تا 15 هزار افغانی معادل 300 دالر آمریکایی مصرف برمیدارد. در برچی مردم آب آشامیدنی، نان خوردن و پوشاک ندارند اما ده‌ها هزار دالر مصرف ایجاد موانع در چهار راه‌ می‌شود. در جاهایی دروازه نصب کردند که هیچ شیعه‌ای زندگی نمی‌کنند. یکی از دوستانم گفتند که گروهی از همین شیعیان می‌خواستند دروازه‌ای را در مقابل سفارت انگلیس ایجاد کنند که آنان مانع این کار شده بود. در وزیر اکبرخان نصب کردند که من حتم دارم شیعه‌ای در آنجا زندگی نمی‌کنند. این روزها، موترها و موترسایکل و هر سواره‌کاری را یک بیرق نصب کردند.

من جرئت ندارم برای خریداری به چهار راهی کوته سنگی بروم. در چهار راه کوته سنگی چندین دروازه نصب کردند که 24 ساعت، کسیت نوحه و عزاداری چالان است و آنقدر صدای بلندگوها بلند است که در یک کیلومتری آن مردم از خواب می‌پرند. چنان سر و صدایی است که نگو و نپرس. حالا شما این را چه می‌نامید؟ عاشورا که مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد و یا سادیسم و مازوخیزم مذهبی؟

 

 

 

 

www.solgunaz.com