از کجا آمده ايم "از آب" يا "از خاک"؟

وَ السمَاءِ وَ الطارِقِ(1) وَ مَا أَدْرَاك مَا الطارِقُ(2) النَّجْمُ الثَّاقِب (3) إِن كلُّ نَفْسٍ لمََّّا عَلَيهَا حَافِظٌ(4) فَلْيَنظرِ الانسنُ مِمَّ خُلِقَ(5) خُلِقَ مِن مَّاءٍ دَافِقٍ(6) يخْرُجُ مِن بَينِ الصلْبِ وَ الترَائبِ(7) إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ(8) يَوْمَ تُبْلى السرَائرُ(9) فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَ لا نَاصِرٍ(10)

سوره 10 آيه يکم

[[انسان بايد نگاه كند كه از چه چيز آفريده شده ؟! (5) از يك آب جهنده آفريده شده است . (6 ) آبى كه خارج مى شود از ميان ((پشت )) و ((سينه ها)). (7) (كسى كه او را از چنين موجود ناچيزى آفريد) مى تواند او را بازگرداند.(8)]]

این آیه‌ها دقیقا می‌گویند که "آبِ جهنده از میانِ پشت و سینه‌ها بیرون می‌جهد" . همان گونه که می‌بینید این ادعا نادرست است چون آب جهنده به هیچ روی از میانِ پشت و سینه بیرون نمی‌جهد بلکه از جایی زیر شکم مرد که به آن "آلت تناسلی مرد" می‌گوییم بیرون می‌جهد نه از میانِ سینه و پشت، نه از میان زن و مرد، نه از پشتِ معده و نه از هیچ کجای دیگری. از یک جای خاص که همه می‌دانید کجاست بیرون می‌جهد. و آبِ جهنده هیچ راه دیگری برای خروج از بدن مرد ندارد. به فعل بیرون جهیدن دقت کنید.  "آبِ جهنده‌ای که انسان از آن پدید می‌آید تنها از آلت تناسلی مرد بیرون می‌جهد، نه از پشت و یا سینه‌ی مرد یا زن، نه از پشتِ معده، نه از دهان نه از پیشانی و نه از هیچ کجای دیگر" این آیه‌ها چیزی را وامی‌گویند که به راستی با دانش و خرد و آن چه می‌بینید جور درنمی‌آید و برای همین است که در هزاره‌ی پیش و شوربختانه تا سدها سال دیگر، کسانی آمده‌اند و خواهند آمد که دست به کار درست‌کردن این خردستیزی‌ها و تناقض‌های قرآن می‌شوند.

برای سرپوش نهادن بر این گونه ادعاهای نادرست از همان صدر اسلام راه‌هایی پیش‌نهاد می‌شده. از همان دوران، با بالاگرفتن و بسیار شدن تناقض‌ها و دوگانه گویی‌‌های محمد، تناقض‌های قرآن در نگرش اهل خرد رخ می‌نموده و ماهیت الهی قرآن به دستِ همان عرب‌های صدر اسلام به زیر پرسش می‌رفت. از این رو شاهدِ نزول (ساختِ) آیه‌هایی هستیم که وجودِ تناقض در قرآن را تایید می‌کند ولی می‌افزاید که " برای گمراه کردن مردم" یا "آزمایش مردم" یا ... است. اگر این دلیل‌ها را برای وجود تناقض (تشابه یا تناسخ یا هر چیزِ دیگری) در قرآن بپذیریم پرسشی بس بزرگ‌تر رخ‌می‌نماید و آن این که "آیا الله به راستی از آوردن یک يا چند آیه و نوشته که گواه راستین و بی‌شک و شبه‌ای بر وجود او و قدرت او باشد عاجز بوده است؟" "آیا الله که برای گمراه کردن بندگانش آیه‌ها و گفته‌های نادرست را به بندگانش تحویل می‌دهد اصلا قابل اعتماد هست؟ او نادرستی را به ما ارائه می‌کند و از ما می‌خواهد که به وجودش پی‌ببریم؟!!!"

"در مورد همین آیه‌ها درنگرید که الله از بیان منظورش عاجز بوده و نتوانسته منظورش را خوب و روشن بیان کند. پس دین‌سازان به یاری‌اش آمده‌اند و منظور الله را تفسیر کرده‌اند که معلوم نیست این تفسیر و معنی را از کجا فهمیده‌اند و همیشه با واژه‌های شاید و احتمالا و ... دست به کار این دین‌سازی می‌شوند. آیا این ناتوانی الله را نمی‌رساند؟" و امروز می‌بینیم که دین‌سازان از آن جا که الله نتوانسته است منظورش را خوب و روشن بازگوید دست به "تفسیر" آیه‌های الله چه متشابه چه محکم می‌زنند. و می‌بینید که این آیه با وجود آن که محکم است ولی بسیار بحث برانگیز بوده است و دین‌سازان که معلوم نیست از کجا منظور الله را بهتر از خودِ او دانسته‌اند به توجیه و تفسیر آن می‌پردازند؛ و با این کار اثبات می‌کنند که الله نتوانسته منظورش را بگوید پس ما آن را تفسیر می‌کنیم و می‌گوییم که الله می‌خواسته چنین و چنان بگوید!!! پس الله ناقص العقل و دانش محدودی دارد. اين چطوراللهی است که خود نميداند ولی مدعی است زياد تر از همه ميداند.

از این گذشته کدام آیه محکم است کدام آیه متشابه است. هنگامی که برای آیه‌ای چنین روشن که نادرست از آب درآمده این همه توجیه و تفسیر وجود دارد کدام آیه‌ی دیگر را می‌توان محکم دانست. شاید همه‌ی آیه‌ ها متشابه باشند. شاید تنها یکی متشابه باشد و دیگران محکم و برعکس. آیا همین آشفتگی مایه‌ به وجود آمدن ده‌ها فرقه و مذهبِ گاه به کلی متناقض در اسلام نبوده است. آیا الله از این که این چنین به سبب آوردن قرآن، چنددستگی را میانِ‌ مردمش به وجود آورده است لذت می‌برد؟ آیا او به هدف خود رسیده است؟ آیا از این که شیعه و سنی در عراق هم‌دیگر را می‌کشند لذت می‌برد؟ نه این است که اگر الله این چنین سست سخن نگفته بود این فرقه‌ها رخ نمی‌نمودند. و امروز نابخردانِ شیعه و سنی در پاکستان و افغانستان و عراق و ... به جان هم نمیافتادند.

از این گذشته تکلیف آن همه آیه‌ای که از ((مبین = روشن و آشکار)) بودن قرآن می‌گویند چیست؟ آیا آن آیه‌ها را باید برای تفسیر این آیه‌ها به دور ریخت؟ اگر قرآن روشن و آشکار و مبین است پس این همه تفسیر و تشریح برای چیست؟

بهتر نبود الله به جای آن که این همه دوگانه‌گویی کند، راست و درست و روشن منظورش را می‌گفت تا بندگانِ بیچاره‌اش این چنین دستِ کم به واسطه‌ی آیه‌های قرآن به گمراهی نیافتند. بهتر نبود اگر او این رفتار بیمار گونه را دستِ کم در قرآن به کار نمی‌گرفت تا ما به روشنی دریابیم که او خدای جهان است. و انگار او دوست می‌دارد که عده‌ای را گمراه کند تا هیزم جهنم کند. آیا چنین شخصیتی سلامت روانی دارد؟

این آیه آن چنان آشکار است که نیازی به هیچ تفسیری ندارد ولی از آن جا که مذهب، افیون است و مذهبی، افیونزده است پس مانند یک انسان معتاد و افیون‌زده در پی افیون خویش می‌گردد. از این رو حتا هنگامی که چیزی از مذهب را پیش چشمش می‌گذاری که آن چیز به روشنی با خرد و آن چه از جهان دریافته در تناقض است باز هم چشم خرد را کور می‌کند و در پی افیون‌ساز می‌رود تا به شیوه‌ای افیونش را بیابد. رهایی از اعتیاد و افیون‌زدگی بسیار سخت است. رهایی از خرد مردگی و مذهب صدها برابر سخت‌تر است.

خردگرا

www.solgunaz.com