مذهب وسرمایه داری علت ومعلول یکدیگرند

 لقمان فاروقی

آیا ادیان و مذاهب توانسته اند به جامعه بشریت خدمت بکنند؟
آیا مذهب انسان را می آفریند یا انسان مذهب را می آفریند؟
آیا مذهب رکنی از ارکان سرمایداری نیست؟
آیا مذهب وعلم میتوانند در کنار هم قرار بگیرند؟
آیا بجای مذاهب آلترناتیوی بهتری برای انسان وجود دارد؟

مذهب، دستگاه سرکوب و خفقان ومرگ تدریجی بشریت از مجموعه اصول و قوانینی تشکیل شده است،که مبنای اصلی آن بر اساس تخیلات و ر‌ؤیاهاست.
در طول تاریخ اگر دیدی واقع بینانه بر تکامل بشریت ورشد تفکرات بشری بیاندازیم متوجه می شویم که در بسیاری از جوامع پس از ظهور مذاهب ،جامعه ها بیشتر و بیشتر به سوی قهقرایی و نابودی و بی عدالتی و انسان ستیزی کشانده شده و برای استثمار مردم و به بردگی گرفتن انسانها در خدمت سلطه سرمایداری و ‌حکومتهای مستبدانه خود و برای سلطه بیشتر وپیشبرد اهداف ضد انسانی خود از مذاهب  به عنوان بهترین وسیله سرکوب استفاده کرده وبه این طریق با کم کردن از تفکرات انسانی و حق طلبی و اضافه کردن بر خرافه پرستی وجهل وفساد توانسته اند به مقاصد شوم وضد انسانی خود برسند وجامعه بشری را تا حد زیادی مطیع وفرمانبردار خود بسازند.
خرافه ها اعم از مذهبی وغیرمذهبی در اصل ساخته ذهن انسانهاست و با تأسف فراوان توانسته است بر عقل و درایت بسیاری از انسانها تسلط یابد.خرافه های مذهبی نتوانسته و نمی توانند در خدمت جامعه بشری باشند بلکه همیشه و در هر مقطعی تنها و تنها عامل عقب افتادگی جامعه ها و انسانها بوده اند ودراجتماع بسیارخطرناک وزیان بارمی باشند.
مارکس میگوید:
"مذهب به مثابه خوشبختی تخیلی مردم است و از بین بردنش به مثابه مطالبه خوشبختی واقعی آنهاست."
از قدیم لایام تا کنون همیشه قشرسرمایه داری در اقلیت و قشر زحمتکش وستمدیده در اکثریت بوده اند اما متأسفانه همیشه سرمایداری حاکمیت داشته و برای تسلط بر توده عظیم زحمتکشان و ستمدیده گان با بوجود آوردن مذاهب و همچنین پروراندن خرافه های مذهبی و خوراندن آن به این توده عظیم باعث جلوگیری از تلاش کردن و مبارزه کردن آنها برای رسیدن به عدالت اجتماعی و هویت انسانی خود شده است.
(بنا به گزارش حقوق بشر89%جمعیت دنیا در فقر وفقط 11% از جمعیت دنیا دررفاه هستند)
خرافه های مذهبی زاێده ذهن بشر، سلاحی بر علیه خود انسانها بوده وهست.
مارکس میگوید:
مذهب آه و فغان مخلوق به تنگنا افتاده است.
مذهب خود آگاهی وعاطفه انسانیست، که هنوز خود را نیافته است و یا اینکه تا کنون خود را دوباره گم کرده است."
امروزه با پیشرفت علم و تکنولوژی جواب مجهولات جامعه بشری داده شده و کاملا مذهب را به تنگنا کشانده است،چون با تکیه بر علم و دانش خرافه های مذهبی به پوچی مطلق می رسند و به این طریق فریب انسانهای ستمدیده و زحمتکش از مذهبیون سلب شده است.جامعه ها در صورت حذف مذاهب و با اتکا بر علم و دانش وپیشرفت بشریت در عرصه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی می توانند بداد رهایی همه اقشار جامعه برسند.
با ظهور دوران رنسانس چه بسیار بودند انسانهای فرهیخته و عالم و روشنفکر که توسط مترجعین کلیساها محاکمه می شدند و متأسفانه بدون هیچ منطق قابل قبول و بدور از عقل ودرایت آنها را از بین می بردند بعنوان مثال گالیله ،داروین،.......
در بین ادیان موجود در دنیا ،دین اسلام از دیگر ادیان مرتجعتر است و بیشتر وبهتر انسانها را به بردگی و استثمار کشانده است،و با هر نوع دگراندیشی وپیشرفت ودانش وعلم و خودشناسی انسانها در نزاع بوده و است وبسیاری از انسانها متأسفانه طعمه آن شده اند.
در دین اسلام آمده است ، مردم اگر رنج بکشید ،فقیر بمانید،استثمار بشوید و در بی عدالتی مطلق بسر ببرید وبطورکلی درتبعیض طبقاتی وجنسی باشید و به حق انسانی خود نرسید در دنیای خیالی دیگرموسوم به بهشت تمام وکمال به‌ هویت انسانی خود دست میابید.این دقیقأ در راستای اهداف نظام های سرمایداری است وسرمایداری با بهره گیری از این گفتار شریف توانسته است ،نقدی را که انسانها در دنیا در دست دارند و می توانند کامیاب شوند وبه حق  واقعی و انسانی خود برسند ازمردم غصب کرده  وآنرا به نسیه دنیای دیگرکه  حاصل تخیلات است موکول کرده است.
خرافات مذهبی ساخته تخیلات ذهن بشر است و سرمایداری در رشد و
توسعه مذهب نقش بسزایی دارد.مذهب جامعه بشری را در عقب ماندگی نگه می دارد و هر اندازه مذهب بیشتر نفوذ داشته باشد به همان اندازه نظام سرمایداری پیشرفت خواهد کرد،و کل قوانین انسانی به معنای شایسته سالاری و انسان سالاری جای خود را به‌ قوانین مذهبی یعنی خرافه پرستی داده وخرافیات در خدمت سرمایداری وعقب افتادگی جامعه بشری قرار گرفته است.
در جهان جوامعی وجود داشته که نظامهای و قوانین حاکم بر آن جوامع  آمیخته با مذهب نبوده ، اما متأسفانه از طرق دیگر در خدمت سرمایداری و در ضدیت با جامعه انسانی بوده اند،ولی در اثر مبارزات انسانهای آزادیخواه ویکسانی طلب و با اعتراضات گسترده خود در مقابل بورژوازی و سرمایداری حاکم توانسته اند قوانین بشر دوستانه و انسانی را جایگزین کنند و تا حدود زیادی به‌ آنها جامه عمل بپو شانند چون در چنین جوامعی آلترناتیوی بهتری وجود داشته است.
اما در جوامعی  همانند ایران که دین و مذهب حاکمیت دارد و تمامی قوانین اساسی و حکومتی حاکم برجامعه بر مبنای اصول و مبانی اسلام میباشد واین قوانین در تضاد فاحش با جامعه انسانی میباشند درچنین سیستمی آلترناتیوی بعد از قوانین اسلامی وجود ندارد و در همین راستا انسانها را طعمه جنایات اسلامی می کنند و برای هر جنایت خود بندها و مفاد اسلامی را به گرو می گذارند بعنوان مثال جنایاتی مثل:" سنگسار،اعدام،قطع اعضای بدن،ارث ومیراث،و اینکه زن برده و یا وسیله ی لذ ت جنسی است ومرد صاحب اختیار اومی باشد، زنان نصف مردان هستند و غیره :"وتمامأ زندگی انسانها را بر اساس تقدیرات ومقدرات جمع بندی کرده است.
"مارکس  نقد مذهب را پایه اساسی هرگونه نقدی می داند و معتقد است که از طریق این نقد است که می توان پرده توهم هایی را درید که بر واقعیت کشیده شده و مانع ازتغییر آن می شود."

بنابراین مردم آزادیخواه ایران و دیگر کشورهای که در زیر سلطه و حاکمیت مذهبیون و سرمایداری هستید برای رسیدن به جامعه ای آزاد ومرفه و بدور از هر نوع توحش گرایی  و بدور از آپارتاید جنسی وتبعیض طبقاتی وبرای رفع ستم ملی، تنها و تنها آلترناتیوی موجود در چنین سیستمی  ساقط کردن و کنار گذاشتن دین و مذهب ازحکومت   وزندگی مردم می باشد و جایگزین کردن لاءیسیته یعنی برقراری جامعه ای غیر دینی با قوانینی بشردوستانه در جهت سوق بشریت به اوج وقوانینی که به انسان معنای واقعی خود را ببخشد می باشد.

مذهب افیون توده هاست"مارکس"

 


لقمان فاروقی
31/01/2009

 

www.solgunaz.com