بعد از سه دهه حاکمیت مسلمانان و اسلام در ایران
هنوز اکثریت مردم قران را نخواندند. بسیاری علیرغم شاهد و ناظر بودن بر
جنایات بی شماری که هر روزه تحت قوانین اسلام و قران بر ضد زحمتکشان، ملل
تحت ستم، زنان، دمکراسی بطور خاص و انسانیت بطور عام می شود خود را مسلمان
می نامند.
این ادعا که "چون پدر من مسلمان شیعه یا سنی است
پس من هم مسلمان هستم " باید جایش را به منطق عقل، خردگرائی و تحقیق بدهد
تا بدور از هرتعصبی حقایق را در یابیم.
بنا بر این در اینجا باید قرآن رابدقت بخوانیم و
بعد تصمیم بگیریم که آیا آنرا قبول داریم یا نه.
از
سوی دیگر اگرفعالین سیاسی آذربایجان قرآن، اسلام
و قوانین دینی را بخوبی
نشناسند ویا نقش و ماهیت دین
را در زندگی و حیات سیاسی جامعه
را بدرستی بر
رسی نکنند و با دین بعنوان یک امر خصوصی افراد مرزبندی جدی نکنند، فردا در
آذربایجان مستقل نمی توانند سکولاریسم، دمکراسی
، رفاه و عدالت اجتماعی را
برقرار سازند