|
اسامی و مشخصات سدها در حوزه آبریز دریاچه ارومیه و مسئله آب در آذربایجان
سول گوناز
در دو سه سال اخیر جنبش حفظ طبیعت و محیط زیست آذربایجان شکل گرفته و در مرکز فعالیت این جنبش حفظ دریاچه ارومیه قرار گرقته است. جنبش دفاع از حیات دریاچه زمانی قدرت و جان گرفت که روشنفکران، فعالین سیاسی، مدافعان حفظ محیط زیست و بخشی از مردم آذربایجان به سیاستها و اهداف سیاسی جمهوری اسلامی در خشکاندن عمدی دریاچه ارومیه و عواقب وحشتناک خشکی دریاچه ارومیه پی برد ند. اکنون مبارزه برای آب و حفظ و احیای دریاچه اورمیه توجه بخشی از مردم آذربایجان را به آذربایجان معطوف کرده است و مردم آگاه آذربایجان بر درستی این واقعیت که مرگ دریاچه ارومیه، مرگ آذربایجان است، شکی ندارند. از اینرو این بخش از مردم دلسوز و آگاه آذربایجان در برابر اشغالگران که در خشکاندن دریاچه مصمم هستند صف ارایی کرده اند و در شهرهای مختلف در زیر اختناق و سرکوب شدید دشمن به خیابانهای آمده و به اعتراض می پردازند. رژیم سرمایه داری و اسلامی ایران با سرکوب اعتراضات تاکنون نتوانسته مانع مبارزه مردم شود. در سیزده ماه گذشته دشمن سرکوبگر تنها در سه اعتراض توده ای در رابطه با دریاچه صدها نفر را دستگیر، زندانی و شکنجه کرده اما نتوانسته اراده مردم معترض را درهم بشکند.. اقشار و طبقات مختلف آذربایجان روز بروز شناخت و آگاهی بیشتری به اهمیت دریاچه اورمیه کسب کرده و به مبارزه علیه سیاستها و عملکردهای جمهوری اسلامی ایران ملحق میشوند. مرگ و زندگی آذربایجان به حیات دریاچه اورمیه بستگی دارد. به همین جهت مبارزه آذربایجانیها به مبارزه و جنگ مرگ و زندگی تبدیل شده است. دریاچه اورمیه بمثابه قلب آذربایجان که از اهمیت جهانی برخوردار است توسط سرمایه داران اشغالگر فارس و اسلامی ایران خشکانده می شود تا آذربایجانیها را بر روی نمک بنشاند. پذیرفتن این اقدام ضد آذربایجانی و ضد انسانی از طرف ترکها غیر قابل قبول میباشد. مهاجرت تورکها از آذربایجان، ویرانی اقتصاد آذربایجان، زوال آذربایجان به موقعیت و جایگاه پست در منطقه و غیره همگی نتایج اجتناب پذیر خشکی زمینهای کشاورزی و دریاچه ارومیه خواهند شد. سرمایه داران اشغالگر ایرانی برای ادامه و استمرار اشغالگری بر اراضی آذربایجان قصد دارند آذربایجان را به کویر نمک و شوره زاری وسیع تبدیل کند تا بتدریج میلیونها آذربایجانی را به کوچ و مهاجرت داوطلبانه (1) به خارج از آذربایجان وادار سازند. مهاجرت داوطلبانه و تخلیه ساکنین دهها هزار روستا و دهها شهر آذربایجان بخاطر پیشرویهای نمک و شیوع بیماریهای کشنده از یکسو به ورشکسته شدن کشاورزی، صنایع و کلا اقتصاد آذربایجان منجر شده و از سوی دیگر مردم مهاجر و آواره تورک در شهر های ایران براحتی قربانی سیاست آسمیلاسیون میشوند. کاهش جمعیت تورکها در آذربایجان در نتیجه مهاجرت و نابودی اقتصاد آذربایجان اهدافی هستند که دولت فاشیست ایران با خشکاندن دریاچه دنبال میکند. سیاستمداران شوونیست فارس میدانند که تنها با پراکنده کردن تورکهای آذربایجان و نابود کردن اقتصاد میتوانند بر آذربایجان تسلط دائمی پیدا کنند. ایران برای از بین بردن اهمیت و توانمندیهای سیاسی و اقتصادی آذربایجان، به مهاجرت وا داشتن تورکها، ناامید ساختن مردم از مبارزه برای حق تعیین سرنوشت خویش و تشکیل کشور و دولت مستقل آذربایجان به اجرای سیاست و پروژه عظیم نابودی دریاچه اورمیه رو آورده است. ایران برای اجرای این برنامه ها و سیاستها از سلاح آب استفاده کرده و همه آبهای آذربایجان را به کنترل و انجصار خود در آورده و از آن بعنوان سلاح علیه آذربایجانیها استفاده میکند.
علت اساسی نابودی دریاچه ارومیه سدهای بی شماری هستند که در آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و کردستان ساخته شده اند. هر کسی براحتی میتواند حدس بزند که وجود این همه سد چه تاثیرات مخرب و نابود کنندهای بر حیات دریاچه ارومیه داشته اند. در اینجا ما به تمامی سدهای مورد بهره برداری، سدهای در دست ساخت و سدهای در دست مطالعه در آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی نخواهیم پرداخت و فقط به سدهای حوزه آبریز دریاچه ارومیه اشاره خواهیم کرد که مستقیما حیات و زندگی دریاچه را نشانه گرفتند. تنها در حوزه آبریز دریاچه اورمیه بیش از 36 سد برای حشکاندن دریاچه مورد بهره برداری قرار گرفته اند و مانع ورود آبها به دریاچه هستند. بنا به "خبرگزاری دریا "حوضه آبریز دریاچه ارومیه با وسعتی معادل 51 هزار و 876 کیلومتر مربع در محدوده تقسیمات کشوری سه استان قرار دارد به شکلی که 51 درصد از حوضه در استان آذربایجان غربی، 39 در آذربایجان شرقی و 10 درصد در استان کردستان واقع است.(2)
اما دولت ایران مساحت حوزه آبریز دریاچه را 50850 کیلومتر مربع و ساکنان این منطقه را پنج میلیون نفر اعلام کرده است که شصت در صد این تعداد در روستاها زندگی میکنند. (3)
در حوزه
آبریز دریاچه ارومیه دهها رودخانه به دریاچه ارومیه میریزند که
رودخانه
هاي مهم و بزرگ حوضه آبريز درياچه عبارتند از :سيمينه رود، زرينه رود، مهاباد چای،
گدارچای، باراندوز چای، نازلوچای ، روضه چای ، زولاچای ، شهرچای در آذربايجانغربی و
آجی چای، ليلان چای، آذرشهر چای، قلعه چای، صوفی چای، مردوق چای و هفت رودخانه فصلی
درآذربايجان شرقي و غربي بنامهاي خرخره چای،
شيواسان چای ،سنيخ چای ، طسوج چای، دريان چای و گبی چای كه اغلب در زمستان و بهار
جريان دارند . دولت اشغالگر و فاشیست مذهبی برای قطع کامل آبهای ورودی به دریاچه دهها سد را بکار گرفته و در حال ساختن سدهای دیگری هست. دولت ایران به تعداد سدهای مورد بهره برداری و در حال ساخت راضی نشده و اکنون مشغول مطالعه و طرح دهها سد دیگر میباشد. در زیر مشخصات تمامی سدها در حوضه اصلی و حوضه فرعی دریاچه ارومیه آورده میشود تا اوج فاجعه در منطقه بیشتر نمایان و آشکار شود.
جدول شماره 1
فهرست سدهای بهره برداری شده حوضه اصلی ارومیه (4) تعداد: 36 مورد
آمار سدهای مورد بهره برداری اعلام شده نمی تواند کامل باشد. سدهای مورد بهرداری قطعا بیش از آمار اعلام شده می باشند . برای اثبات این ادعا به نمونه ای بسنده میشود. در هیجدهم فروردین سال 1389 یعنی پنج روز بعد از اعتراضات مردم ارومیه علیه سیاستها و اقدامات رژیم برای خشکاندن دریاچه ارومیه که خواهان شکستن سدها بودند ، احمدی نژاد وارد ارومیه شد. او برای چنگ و دندان نشان دادن به معترضان و مطالبات مردم ، در طی مراسم و آیینی سه سد تازه را بنامهای سد قیقاج، سد نهم دی، و سد شهدای تازه شهر را در ارومیه افتتاح کرد که اسامی این سدها در هیچکدام از لیستها و آمار ها وجود ندارد. اکنون جمهوری اسلامی ایران در حال ساختن سدهای زیادی در اطراف دریاچه است که آمار و مشخصات بخشی از آنها اعلام شده است . همچنین دشمن ساختن دهها سد دیگر را در دست مطاله دارد که در جدول شماره سه به آنها اشاره میشود. .
جدول شماره 2 فهرست سدهای در دست ساخت حوضه اصلی ارومیه (5) تعداد: 12 مورد
جدول شماره 3 فهرست سدهای در دست مطالعه حوضه اصلی ارومیه (6) تعداد: 40 مورد
آمار سدهای بالا در حوضه کوچک آبریز دریاچه ارومیه نشان میدهد که دولت اشغالگر ایران طرحهای عظیمی برای نابودی دریاچه و نابودی مناطق کشاورزی، صعنعتی، روستاها و شهرهای آذربایجان دارد.
جمهوری اسلامی با بکار گرفتن چهل سد دریاچه ارومیه را در آستانه خشکی کامل قرار داده است و قصد دارد در چند سال آینده تعداد سدها را به دو الی سه برابر افزایش دهد. این زنگ خطر بزرگی به ملت تورک میباشد اما گوئی صدای آن را کمتر کسی می شنود
تعداد قابل توجهی از سدها در حوزه آبریز دریاچه ارومیه عامل اصلی خشکی دریاچه می باشند. اما دولت اهداف، روشها و عملکردهای خود را در خشک کردن دریاچه ارومیه آشکار نمی سازد و عواملی مانند افزایش دما، تبخیر، کاهش باراندگیها و کم آبی را مسبب خشکی دریاچه معرفی میکند. این ادعاها تنها برای عوامفریبی مردم مورد استفاده قرار میگیرند چون اولا اگر آذربایجان با کمبود آب مواجه است چرا دولت دهها سد ساخته و دهها سد را مورد مطالعه و در دست ساخت دارد. ثانیا کسی تاثیرات کاهش باراندگی و افزایش دما و تبخیر آب را در بحرانی شدن وضعیت دریاچه انکار نکرده است اما کاهش بیست، سی حتی چهل درصدی بارش باران نسبت به میانگین دراز مدت نمی تواند دریاچه ای به عظمت دریاچه اورمیه را به بحران و نیستی بکشد. در سالهای اخیر افزایش هفت درصدی دما باعث سرعت تبخیر آب دریاچه بوده و ارتفاع میانگین تبخیر از مقدار 1156 میلیمتر در سال آبی 1375 به مقدار 1629 میلیمتر در سال آبی 1387 رسیده است که درطول یازده سال در صورت وجود آب کافی عامل اساسی بشمار نمی رود. (7)
آب بعنوان با ارزش ترین منبع طبیعی امروزه به مسئله حیاتی و به یکی از موضوعات اساسی ملتها و کشورهای جهان تبدیل شده است. به همین جهت در سالهای آتی قیمت آب با نفت برابری خواهد کرد و بخاطر دستیبابی به آب جنگ هایی در حال وقوع هستند. در حالیکه بسیاری از کشورها با بحران آب روبرو هستند آذربایجان سرشار از منابع آبی است اما اشغالگران ایرانی، آذربایجان را نیز به مرحله خشکسالی، کمبود و بحران آب دچار ساختند. جمهوری اسلامی ایران آبهای آذربایجان را مانند تمامی دارائی ها و ثروتهای بی شمار آذربایجان غارت کرده و به کنترل و انحصار خود در آورده است. دولت ایران با بدست گرفتن آبهای آذربایجان نه تنها از آنها بهره برداری اقتصادی و سیاسی میکند بلکه آذربایجان را با بحران آب مواجه ساخته و با سلاح آب آذربایجان را به نابودی میکشد. اکنون جنگ آب در آذربایجان آغاز شده و آذربایجانیها برای بدست گرفتن کنترل آبهای خود با اشغالگران ایرانی و اسلامی به مبارزه بر خاستند و مطالبه رفع بحران بی آبی دریاچه در صدر مطالباتشان می باشد.. برای حل بحران خشکی دریاچه ارومیه و نجات دریاچه ارومیه هیچ راهی جز برداشتن سدها، شکستن سدها یا آزاد ساختن آب سدها وجود ندارد. این اقدام باید هر چه سریعتر انجام گیرد چون دریاچه ما نفسهای آخر خود را میکشد. شعار " سدلري سينديرين اورمو گولون دولدورون " نشان میدهد که مبارزان سیاسی آذربایجان در میدانهای مبارزه مشکل و راه حل آنرا را شناخته اند اما متاسفانه بخشی از فعالین سیاسی آذربایجان درک درستی از مشکل و حل مشکل ندارند. بعضی از آنها به دلایل و ادعا های دشمن باور کرده و علت خشکی دریاچه را کار خداوند متعال، افزایش دما، کاهش باراندگیها، خشکسالیها و بی توجهی مسئولین میدانند. بر اساس چنین افکاری آنها برای نجات دریاچه به برگزاری "مراسم طلب باران" و خواندن "دعای باران " رو آورده و یا راه حلهای دراز مدت، پر هزینه و خیالی ارائه میدهند. آنها به مردم آذربایجان توصیه میکنند با رعایت روشهای علمی در مصرف آب صرفه جویی کنند و به دولت ایران توصیه میکنند با بارندگیهای مصنوعی باران به دریاچه بباراند و با کانال کشی و لوله کشی آبهای دریای خزر و رود ارس را به دریاچه ارومیه منتقل کند. این تعداد از روشنفکران هنوز به ماهیت اهداف سیاسی ،اقتصادی و اجتماعی رژیم اسلامی در آذربایجان پی نبرده و از دولت ایران پذیرفتند که دولت بخاطر کمبود آب مجبور است سد بزند و آب مشروب شهرها و نیاز کشاورزان را تامین کند. چنین دیدگاهی فعالین آذربایجانی را از مبارزه برای نجات ارومیه باز داشته و آنها را به مشاورین دولت اسلامی تبدیل میکند تا به دولت اشغالگر ایران راه حلهایی را جهت رفع کمبود آب و حل بحران کم آبی دریاچه ارومیه ارائه دهند. راه حلهای روشنفکران دلسوز ولی ساده لوح و غیر متخصص ما شاید زمانی قابل تعمق باشد که آذربایجان مستقل با کمبود آب روبرو شده و قصد و عمدی در خشک کردن دریاچه وجود نمیداشت و کسی حاضر به شنیدن حرف آنها میشد. اما امروز آذربایجان کشوری مستقل نیست و با کمبود آب هم مواجه نبوده و از مناطق پر آب بشمار میرود و جمهوری اسلامی ایران عمدا با ایجاد دهها دریاچه کوچک در پشت سدها، دریاچه و مناطق کشاورزی را خشک میکند. زمانیکه جمهوری اسلامی برای خشکاندن دریاچه و سرزمینهای آذربایجان سرمایه های زیادی هزینه کرده و آبها را در پشت سدهای اطراف دریاچه ارومیه به هدر میدهد ساده لوحانه خواهد بود که ما از جمهوری اسلامی بخواهیم با خرج میلیاردها دلار از ارس و خزر آب به دریاچه ارومیه بیاورد تا دریاچه ارومیه و زمینهای کشاورزی را از بی آبی و مرگ نجات دهد توهم به جمهوری اسلامی، انکار نقش سدها بعنوان عامل اصلی خشکی دریاچه و ارائه راه حل های توهم آور، پر هزینه، دراز مدت نه تنها دریاچه را نجات نخواهد داد بلکه مردم را از مبارزه برای حفظ دریاچه اورمیه و حفظ آذربایجان باز خواهد داشت. بخشی از روشنفکران آذربایجان تصور میکنند سدها برای رشد کشاورزی موثر و مفید هستند و اگر سدها شکسته شوند روستائیان ضررمند اعتراض خواهند کرد. این تعداد دریاچه ارومیه را فدای منافع درصد بسیار کوچکی از کشاورزان میکنند. اما واقعیت بر خلاف تصور این گروه می باشد چون بیشتر سدها در مناطق کوهستانی آذربایجان و مناطق کردنشین واقع شده اند که در آنها زمینهای کشاورزی بسیار کم میباشند. مقامات ایران با اغراق بسیار اعلام کرده اند که حداکثر 35 درصد آبهای سدهای آذربایجان مورد استفاده کشاورزی قرار میگیرند.(8) اطراف دریاچه ارومیه سراسر زمینهای سرسبز ، حاصلخیز کشاورزی و باغهای پر بار بود که اکنون در این بخش از آذربایجان با شعاع بیش از چهل - پنچاه کیلومتر ی دریاچه بخاطر ایجاد سدها، نبود آب در رودخانه ها، کاهش شدید آبهای زیر زمینی و چاهها، مناطق حاصلخیز کشاورزی با خشکسالی روبرو شده و تمامی مزارع، باغهای سیب و انگور خشگ شده و روستائیان به شهرها رو آورده اند. در پایان دیدگاهی نادرست در برخورد به دریاچه اشاره میشود که در دو سال گذشته در میان فعالین سیاسی آذربایجان دیده شده است. این گروه از مبارزین، دریاچه ارومیه و اعتراض برای حفظ دریاچه را تنها و تنها بعنوان وسیله و ابزار مبارزه ملی مورد استفاده قرار داده اند. آنها دریاچه ارومیه را که مسئله مهم و حیاتی آذربایجان می باشد با بازی های تیم فوتبال تراختور در یک ردیف قرار داده اند و تصور میکنند دریاچه ارومیه وسیله خوبی برای طرح مطالبات ملی و فرهنگی است. در این تفکر دریاچه و حفظ دریاچه بعنوان دارائی، ثروت بزرگ و بخش مهم آذربایجان اولویت ندارد و حفظ دریاچه بمثابه هدف فعالیتهای ملی و زیست محیطی مد نظر نیست. حفظ و احیای دریاچه وظیفه انسانی و ملی همه آذربایجانیهاست. سرنوشت آذربایجان و مردم آن به حیات دریاچه گره خورده و وسیله و ابزار قرار دادن آن به نفع آذربایجان نمی باشد. مبارزه برای نجات دریاچه ارومیه از مرگ حتمی وظیفه یک گروه سیاسی یا یک طبقه اجتماعی نیست بلکه وظیفه همه آذربایجانیهاست. هر کسی به سرنوشت خود و سرنوشت آذربایجان اندکی علاقه مند باشد باید با تمام توان در حفظ دریاچه ارومیه بکوشد.
خلاصه
دولت سرمایه داری در ایران برای درهم شکستن آذربایجان در تمامی عرصه های اقتصادی و سیاسی، تخلیه تورکها از آذربایجان و از بین بردن جنبشهای قدرتمند رهایی بخش ملی و دمکراتیک در آذربایجان طرحها و سیاستهای مشخص دارد. سیاست و اقدامات دولت ایران در مهار ، کنترل و به انحصار در آوردن آبهای آذربایجان توسط ایجاد دهها سد نه تنها در جهت کسب سود سرمایه داران بلکه در جهت خشکاندن دریاچه و تبدیل آن به کویر و زمین های نمکی میباشد که آذربایجان را فلج و نابود خواهد کرد. لازم به تاکید است که خشکی دریاچه و زمینهای کشاورزی دو نمود از نتایج کنترل و انحصار آبهای آذربایجان توسط جمهوری اسلامی میباشدکه مورد بحث قرار گرفتند در حالیکه ضربات کنترل و انحصار آبها بر حیات و زندگی مردم بسیار فراتر از خشکی دریاچه است که موضوع قابل تعمق دیگری است حیات دریاچه ارومیه به زندگی و حیات همه افراد و احاد آذربایجانی تاثیر مستقیم دارد. بنابر این مبارزه برای حفظ دریاچه وظیفه هر تورک آذربایجانی و وظیفه هر انسان مدافع زیست محیطی در جهان می باشد. علیرغم مطرح شدن خطرات و عواقب خشک شدن دریاچه و برگزار شدن چندین اعتراض توده ای هنوز دفاع از دریاچه ارومیه به مسئله و جنبش عمومی تبدیل نشده است. اهمیت حفظ دریاچه و خطرات نابودی آن از طرف اکثریت مردم و روشنفکران آذربایجان درک نشده و بی تفاوتی به سرنوشت دریاچه ارومیه بر افکارعمومی آذربایجان حاکم است. دیدگاههای نادرست و انحرافی در برخورد به بحران دریاچه ارومیه در عدم گسترش مبارزات اعتراضی بی تاثیر نیستند که باید در جای دیگر مورد بحث قرار بگیرند. در اینجا اسامی و مشخصات سدهای حوزه آبریز دریاچه ارومیه آورده شد تا به نقش سدها در خشکی دریاچه ارومیه توسط اشغالگران و دشمنان آذربایجان تاکید شده و اهداف دشمن از ایجاد سدها و خشکاندن دریاچه افشا شوند. ملت تورک برای نجات دریاچه ارومیه در برابر انتخاب بزرگی قرار گرفته است. مردم یا باید شاهد مرگ دریاچه و تبدیل دریاچه به کویر نمک و ویرانی زندگی میلیونها ترک باشند و یا با مبارزات گسترده خود سدها را شکسته و همه آبها را به روی دریا باز کنند. تا زمانیکه اشغالگران بر آذربایجان تسلط داشته باشند موجودیت دریاچه در تهدید نابودی قرار خواهد داشت. مبارزه برای حفظ و احیای دریاچه اورمیه با مبارزه استقلال طلبانه رابطه دارد چون تنها استقلال آذربایجان حیات و زندگی دریاچه و زندگی مردم منطقه را تضمین خواهد کرد.
زنده باد استقلال آذربایجان جنوبی زنده باد سوسیالیسم
11/ 2 / 2011
منابع:
1 - دولت عراق و صدام حسین برای مجبور کردن مردم تورکمن و بویژه کرد به ترک خانه، روستا و شهرهای خود نه تنها به نیروی نطامی متوسل میشد بلکه تمامی منابع آبی مردم را در منطقه قطع کرده و تمامی چشمه های آب را با سیمان و بتون زیاد خشک میکرد و مردم بخاطر نبود آب، محل سکونت خود را ترک میکردند. جمهوری اسلامی با بدست گرفتن انحصار آبهای آذربایجان و کنترل آن، دریا را خشک کرده و دهها هزار روستا را با بی آبی و خشکسالی مواجه ساخته است تا مردم داوطلبانه و بدون بکارگیری نیروی نظامی آذربایجان را تخلیه کنند.
2 - اخبار دریاچه ارومیه - خبرگزاری دریا پیشبینی میشود تا دو ماه آینده سطح آب دریاچه ارومیه از تراز آبی سال گذشته نیز پایینتر بیایید http://dozli.blogfa.com/8906.aspx 3 - برگزاری سمینار بررسی مسایل حوضه آبریز دریاچه ارومیه در استان آذربایجان غربی http://www.waaj.ir/mods.php?id=News&file=article&sid=207
4 - شرکت مدیریت منابع آب ایران
http://daminfo.wrm.ir/tabularview-fa.html?rnd=38496
5 - شرکت مدیریت منابع آب ایران
http://daminfo.wrm.ir/tabularview-fa.html?rnd=85258
6 - شرکت مدیریت منابع آب ایران
http://daminfo.wrm.ir/tabularview-fa.html?rnd=10884
7 - مشخصات http://www.agrw.ir/Farsi/Orumieh.asp?Id=11
8 – مدیریت " حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی " در محو دریاچه ارومیه
http://www.solgunaz.com/Environment/Solgunaz_Lake%20Urmu_5.htm
مقالاتی از سایت سول گوناز در این رابطه:
برای نجات دریاچه ارومیه از مرگ حتمی جنبش سراسری و وسیع سازمان دهیم
ضرورت مبارزه و ایجاد کمپین برای حفظ دریاچه ارومیه
پنجم ژوئن روز جهانی محیط زیست را با مبارزه و شعار " نجات دریاچه اورمیه " گرامی بداریم
|