|
انتصابات ریاست جمهوری و آذربایجان سول گون آز جمهوری اسلامی ایران در سی سال گذشته دشمنی را خود با کارگران، زحمتکشان، زنان، کودکان، پیروان مذاهب غیر شیعه و ملتهای تحت ستم در ایران اثبات نموده است. این رژیم کاپیتالیستی باعث فقر و بدبختی، رنج و عذاب، کشتار و نابودی انسانهای بی شماری در آذربایجان بوده است. در این جنایات اکبر اعلمی ها، مهدی کروبی ها، رضایی ها، موسوی ها، خلخالی ها و ملا حسنی ها تحت رهبری خمینی و خامنه ای نقش تعیین کننده ای داشتند. اکنون تعدادی از آن جنایتکاران برای نجات رژیم اسلامی و ادامه حاکمیت فاشیستی کاندید شده و در آستانه انتصابات به رقابت سختی پرداخته اند. آنها برای کنار زدن کاندیداهای دیگر به افشا ی همدیگرپرداخته و به بی حرمتی و اتهام زدنی علیه همدیگر مشغول هستند این انسانهای شیاد و بی اخلاق برای دست یابی به قدرت مثل همیشه به بالایی ها چاپلوسی کرده و به فریب پاینی ها یعنی توده های زحمتکش می پردازند. آنها برای کسب آرای مردم خود را مدافع حقوق زنان، کارگران و ملل تحت ستم معرفی میکنند و بخشی از مردم را فریب داده وآنها را تشنه به چشمه برده و تشنه برمیگردانند آنها برای مقبول نشان دادن خود هزاران وعده و وعید به مردم میدهند. آنها ادعا میکنند که وصعیت اقتصادی و رفاهی مردم را بهبود بخشیده و مدافع دمکراسی خواهند بود. این کاندیدا ها در این مواقع دست و دل باز شده و با سخاوتمندی پول نفت را به مردم بخشیده و قسم میخورند که مردم را در حاکمیت مشارکت خواهند داد. آنها برای فریب کارگران قول می دهند که حقوق کارگران را افزایش داده و بیکاران را صاحب کارخواهند کرد و تورم راکاهش خواهند داد این کاندیداها میدانند که دست در دست رژیم اسلامی ایران چه جنایات عظیمی در حق ملل ستمدیده در ایران کرده اند و در مقابل آنها ملتها به خاطر کسب حق تعیین سرنوشت خویش به مبارزات گسترده روی آورده و خونهای زیادی دراین راه داده اند. به همین جهت سردمداران راسیست و فاشیست اسلامی ایران برای کسب آرای ملل غیر فارس اجبارا به حداقل مطالبات ملی ملل ستمدیده اشاره میکنند. در این رابطه اکبر اعلمی و مهدی کروبی به فکر درد و رنج ملل تحت ستم افتاده اند و جوری سخن میگویند که اینها مادر زادی از مبارزان آزادی و حقوق ملتها بوده اند. آنها بخصوص اکبر اعلمی برای بدست آوردن رای مردم و تحریف مبارزات ملی دمکراتیک آذربایجان با تردستی همیشگی "سلاح انتقاد" را بکار گرفته اند تا مخالفان و معترضان عمومی جامعه را بسوی خود جلب کنند. آنها میدانند که امروز بازار مخالفت واعتراض در جامعه گرم است و اگر در آنجا سرمایه گذاری نکنند در بازار سیاست ورشکست خواهند شد. در همین راستا بعضی از کاندیدا های حزب اللهی از ستمهای وارده بر ملل ستمدیده صحبت کرده و برنامههایی جهت احیای حقوق "اقلیتهای قومی" ارائه میدهند مهدی کروبی یکی ازمقامهای مهم رژیم فاشیست اسلامی و دبیر کل حزب اعتماد ملی در بیانیه چهارم خود،(1) ایران را کشوری کثیرالقوم و متعلق به همه ایرانیان معرفی کرده است. او به ظلمها و اجحافات وارده به اقوام اشاره کرده و پلاتفرمی برای رفع این ظلمها ارائه داده است. او در بیانیه اش به اجرای اصول عملی نشده قانون اساسی ایران، بالا بردن سطح مشارکت اقلیت های "قومی" در مدیریت اجرایی کلان، موانع تحصیل و استفاده از زبانهای محلی قومی در مراکز آموزشی و مطبوعات، جبران محرومیت ها و عقب ماندگیهای مناطق محروم و مرزی، تقویت حکمرانان محلی و واگذاری اختیارات در اداره امور منطقه ای به نخبگان و شایستگان همان منطقه جهت احقاق اقلیت های قومی و مذهبی اشاره نموده است. کارگران، زحمتکشان و ملل ستمدیده در سی سال گذشته همیشه چنین قول و قرارهایی را از زبان کاندیداهای مجلس، ریاست جمهوری و غیره شنیده اند ولی آنان بعد از کسب مقام نه تنها به وعده های خود عمل نکرده بلکه شرایط زندگی را بیش از پیش به مردم سخت تر و بدتر کرده اند اکبر اعلمی که برای فریب ملت ترک سخنرانیهای آتشینی میکند حتی حاضر نشده مانند مهدی کروبی بیانیه و برنامه ای مستقل جهت کاهش درد ها وتحقق حداقل مطالبات ملل تحت ستم در ایران ارائه دهد. اعلمی که به بقول خودش هشتاد درصد سخنانش فارسی است تنها قول اجرای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را داده است. او اعلام کرده که "برنامه های من از متن قانون اساسی است". او در تمامی سخنرانیهای خود جز توضیح واضحات در مورد آذربایجان به هیچ یک از مطالبات ملی ترکها و دیگر ملل اشاره نکرده وهر بار به اعتقادات عمیق خود به قانون اساسی ضد انسانی جمهوری اسلامی، اصل ولایت فقیه و یکپارچگی و امنیت تمامیت ارضی ایران تاکید کرده است اکبر اعلمی که تمامی توانائیها سیاسی و نظامی خود را در خدمت سیاستهای راسیستی و اشغالگرانه ایران بکار گرفته اکنون طمع بی حد قدرت طلبی او را در رقابت سختی با دوستان جنایتکارش کرده است. او برای بدست گرفتن سکان حاکمیت فاشیستی و اسلامی ، نجات جمهوری اسلامی و بقول خودش "احیا عظمت و شکوه ایران" می خواهد از ملت ترک بعنوان سپربلا استفاده کند وکارگران و زحمتکشان آذربایجان را به سیاهی لشکر خود تبدیل کند اکبراعلمی درسی سال گذشته در تشکلات، سازمانها، ادارات و بخشهای مختلف سیاسی، نظامی سیستم اسلامی - فاشیستی دولت مسئولیتهای رهبری داشته است و در سرکوب ملت ترک، اشغال آذربایجان وتحت سلطه نگه داشتن آذربایجان نقش تعیین کننده ای داشته است با بی شرمی تمام به دروغگویی پرداخته واعلام میکند که "چون به هیچ یک از احزاب وابسته نیستم، لذا تشکیلات من آذربایجان است(3). او با بیان اینکه "من به غیرت مردم آذربایجان چشم دوخته ام" میخواهد احساسات ترکها را بنفع خود تحریک کند. اما اکثرترکها در تجربه دریافتند که زمانی دشمنان آذربایجان میخواهند ترکها رابخدمت خود گرفته و قربانی سیاستها و اهداف بورژوایی خود بکنند به یاد آذربایجان می افتند و "آذربایجان را سر ایران"، "آذربایجان را تشکیلات خود"، بقول "آذربایجانیها راغیرتمند و مرزداران غیرتمند نام میبرند اکنون تعدادی ازلیبرالهای راستگرا و سازشکارآذربایجان که ازآموزشها و تبلیغات فاشیستهای اسلامی ایران تاثیر دیده اند به این ادعاها باور دارند و اکبر اعلمی را "سیاستمدار آذربایجانی " (4) خطاب می کنند. اما کارگران، زحمتکشان و مبارزان آزادی و استقلال آذربایجان هیچوقت در برابر ادعای مالکیت اعلمی و دیگر جنایتکاران برآذربایجان سکوت نکرده و قباله آذربایجان را بنام اشغالگران و جلادان اسلامی ثبت نخواهند کرد اخیرا اعلمی در شهرهای آذربایجان ضمن تبلیغ اسلام وجمهوری اسلامی با انتقاداتی سطحی ازعملکردهای دولت، به فریب مردم پرداخته تا شاید بتواند با کشیدن ترکها بدنبال خود رژیم را مجبور به تائید صلاحیت خود کرده تا شانس خود را پیروزی امتحان کند اکبر اعلمی و دیگر مهره های رژیم که بنام آذربایجان یا منافع ملت به صحنه آمدند همگی قصد شان استفاده از رای مردم ، کشاندن مردم به پای صندوفهای رای، کسب مشروعیت به رژیم و مهمتر ازهمه خلاصی رژیم ازنابودی و بحرانهای سیاسی و اقتصادی است. اعلمی برای رسیدن به این اهداف میخواهد کمترین هزینه را بپردازد و از خط قرمز اسلامی و فاشیستی خود ذره ای عقب ننشسته و حاضر نیست در برابر رای دهها میلیون آذربایجانی، هیچ امتیازی به آذربایجانیها بدهد. متاسفانه ایشان در زیر سایه گرایشات سیاسی راست ،اصلاح طلبان و سازشکاران ترک موفقیتهایی بدست آورده است. این جریانات رنگارنگ راست آذربایجانی با بهانه های زیادی در زیر چتراعلمی به یکدیگر ملحق شدند و میکوشند تا فاشیستی دیگر را به ریاست جمهوری این سیستم کاپیتالیستی و ضد انسانی برگزینند. بعضی از آنها چنان دلباخته این پاسدار حزب اللهی شده اند که انکار در آسمانها دنبال چنین کسی بودند اما در زمین او را پیدا کردند. آنها گرچه تاکنون نتوانستند از ملا حسنی رهبر و قهرمان آذربایجان بسازند اما این بار امید وارند که اعلمی را رهبر آذربایجان قرار دهند و جای خالی رهبری آذربایجان را پر کنند این جریانات با انتخاب تاکتیک نادرست مرز بین فاشیسم ایرانی و جنبش ملی - دمکراتیک آذربایجان را مخدوش کرده اند و عملا در خدمت و همسو با سیاستهای دشمن اشغالگر درآمدند و بدین گونه بخشی از آنها که تا دیروز استقلال طلب یا سرنگون طلب بودند امروز به مداح سینه چاک کاندید مدافع سیستم فاشیستی و اسلامی تبدیل شده اند و تحریم کنندگان انتصابات ریاست جمهوری اسلامی ایران را به ناسزا گرفته اند کسی که خود را مدافع منافع کارگران وزحمتکشان ومنافع ملی آذربایجان بداند نمیتواند در برابر تاکتیک و سیاستهای این جریانات بی تفاوت باشد. چون در این شرایط هر تصمیم و عملکرد غلطی میتواند برای مبارزه آذربایجانیها مضر و خطرناک باشد. چونکه حمایت از اعلمی توسط بعضی از فعالان ملی ترک، حقانیت مبارزه ملی را زیر سوال می برد. این دوستان به هر دلیلی دقت نمیکنند که حمایت از اعلمی بمعنای حمایت از برنامه و اهداف اعلمی میباشد. برنامه و اهداف اعلمی اجرای قانون اساسی تحت رهبری ولایت فقیه میباشد تا او بتواند سیستم اسلامی را از باتلاق بحرانها و انزوای سیاسی در سطح جهانی پیروزمندانه بیرون بیاورد. بنا براین حمایت و پشتیبانی از اعلمی در واقع حمایت از قانون اساسی، ولایت فقیه ، حفظ تمامیت ارضی ایران ، جنایات، استثمار و بلاخره حمایت از سیاست اسمیلاسیون رژیم و نابودی ترکهاست. این افراد با کشاندن مردم به پای صندوقهای رای به انتصابات یا انتخابات ضد دمکراتیک اسلامی اعتبار داده و به جمهوری اسلامی حقانیت و مشروعیت میدهند. آنها این اقدامات یعنی حمایت از سیستم راسیستی و کاپیتالیستی را کاتالیزور و پراتیک تحریک کننده ملت ترک دانسته و تحریم کنندگان را در تحولات جاری وانتخابات منفعل و بدون پراتیک ارزیابی میکنند گرایشات لیبرال و اصلاح طلب آذربایجان که دورتا دورمهره سوخته و فاشیستی چون اکبراعلمی را گرفته اند میدانند که این انتخابات آزاد و دمکراتیک نیست وشرکت یا عدم شرکت مردم در انتخابات تاثیری در نتایج انتخابات نخواهد داشت. اما آنها نمیخواهند قبول کنند که درسیستم سرمایه داری و اسلامی ایران امکان هیچ تغییری به نفع کارگران و عموم مردم آذربایجان وجود ندارد در این سیستم دیکتاتوری شرکت درانتخابات و حتی رئیس جمهور شدن اعلمی چیری را عوض نخواهد کرد و رو سیاهی سیاسی به کسانی خواهد ماند که امروز در آذربایجان برای این فاشیست قدرت طلب کمپین گذاشتند. ملت ترک هیچوقت خطای سیاسی و نتایج ضد آذربایجانی این به ی یا بیگ ها را براحتی نخواهد بخشید ما برخلاف آنها نمیتوانیم در برابرپوتین های پای هرجنایتکاریا اشغالگری که بنا به منافع خود یا بنا به مصالح روز به آذربایحان اشاره کند به سجده رفته و به دست بوسی بپردازیم در برابر سرکوبکران واشغالگران کاپیتالیست ما سیاست قاطعی داریم. ما در این مرحله سیاست بایکوت انتصابات ریاست جمهوری در ایران را در خدمت منافع جنبشهای دمکراتیک و عدالت طلبانه آذربایجان میدانیم. بایکوت و تحریم انتخابات یکی از مهمترین گزینه ها و فعالترین نوع دخالت سیاسی در برابر دشمن میباشد. این تاکتیک در نفی انتصابات و استبداد بوده و انتخاباتی آزاد و دمکراتیک را میخواهد. سیاست تحریم در جهت انزوای دشمن در سطح داخلی و خارجی است. تحریم و عدم شرکت مردم آذربایجان در انتخابات به حفظ استقلال مبارزات ملی و آزادیخواهانه از صف دشمن کمک کرده و هر گونه توهم نسبت به مسئولان و سیاستهای رژیم اشغالگر ایران را درهم می شکند اگر در این نبرد سیاسی مردم در انتخابات حضور پیدا نکنند و صندوقها خالی از رای باشند دشمن بزرگترین ضربه سیاسی را در آذربایجان متحمل خواهد شد در پایان باز تاکید می شود که دولت ایران ازمسئله انتخابات ریاست جمهوری بهره جسته تا مبارزه ملی و حرکات عدالتخواهانه را منشعب، منحرف، کنترل و تحت نفوذ خود در آورد تا مطالبات، تواقعات مردم را به سطح پایین تر ازاصل15 قانون اساسی ایران تنزل دهد. متاسفانه رژیم توانسته بخشی از فعالین را در خدمت سیاستهای خود بگیرد. اما ما تصور میکنیم که مبارزات ملی، مبارزات کارگری، سوسیالیستی و زنان در آذربایجان رادیکالتر و دمکراتیک تر از آن است که این جریانات بتوانند برآنها سوار شوند. اعلمی ها و عوامل آذربایجانی آنها نخواهند توانست از نام آذربایجان و اراده استوار آذربایجانیها در جهت اهداف ضد آذربایجانی خود سود ببرند. آذربایجان نه تنها این دوره بلکه مسیر سخت و پر از پستی و بلندیهای مبارزه را با موفقیت تا کسب استقلال ملی و بر قراری سوسیالیسم در آذربایجان طی خواهد نمود 18/ 05/2009 منابع 1 - عصر نو http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=3308 2 - وب ساید شخصی اکبر اعلمی http://www.akbaralami.com/content/blogsection/27/67/ ارومیه - 3 http://urmiye.blogfa.com/post-278.aspx منبع شماره سه - 4
|