نهضت آزادی زنان بر علیه استبداد دینی

 ملیحه عزیزپور

  در هر برهه از تاریخ که ایدئولوژی دینی بر سیاست و اقتدارگرایی ارجحیت یافته است، همواره حقوق زن پایمال شده است. زیرا ادیان زن را بصورت شخصیت مستقل نشناخته و برعقل و هوش زن با شک و شبهه نگریسته است. اکنون نیز رژیم جمهوری اسلامی معتقد است که مشروعیت خود را نه از مردم بلکه از آسمان میگیرد. رژیم اسلامی چنین تبلیغ میکند که خداوند قادرو توانا،  قدرت سیاسی را به آنان ارزانی داشته است و بدین دلیل احتیاجی به نظریات مردم پیدا نمیکند. سرکوب هر نوع اعتراض مدرن و آزادیخواهانه را امر الهی میداند. در این میان زنان تحصیلکرده که نمیخواهند تحت قوانین قرون وسطایی زندگی بکنند، بیشتر و بیشتر مورد تعقیب و ستم قرار می گیرند. همآهنگی با دنیای مدرن و برخورداری از قوانین سکولار از احتیاجات اولیه زنان امروز ایران بشمار میرود. بدین دلیل نهضتهای ملی در ایران با مبارزه زنان در راه آزادی عجین شده است. چون آزادیخواهی فردی زنان با آزادیهای اجتماعی و ملی همآواست، بدین دلیل در اعتراضهای اخیر علیه استبداد دینی زنان را در صف اول مبارزات می بینیم. چه مبارزه اقوام برای تحصیل حقوق ملی خود و چه مبارزه کل اقوام در یکجا برای کسب دموکراسی باشد، زنان آگاه و حق طلب پیشرو جنبشهای آزادیخواهانه می باشند. تمایل به آزادی در زنان آنچنان عمیق است که شکنجه به آنان،  زنان را از اراده آزادیخواهانه شان باز نمیدارد. رژیم اسلامی در زندانهای ایران به زنان تجاوز می کند. سپس بطرق مختلف برای ترساندن زنان این تجاوزات را تبلیغ می کند. اما چون ایده آزادی بسیار فراتر از محیط  ترسی است که رژیم بوجود آورده است، بدین دلیل هر روز که می گذرد اراده آزادیخواهی زنان راسخ تر و راسخ تر میشود. به خصوص خبرهایی که از دنیای مدرن در باره برابری و آزادی زنان شنیده و خوانده میشود، نهضتهای فمینیستی  راهر چه بیشتر تقویت می کنند. امروز در ایران شاهد سه نوع مبارزه بر علیه استبداد دینی هستیم:

 1 -  مبارزه ملل به خاطر رهایی از استبداد شوینیزم دینی و دست یابی به حق تعیین سرنوشت

2 -  مبارزه همه اقوام به خاطر دموکراسی

3 -  مبارزه  زنان در راه فردیت خود و بر خورداری از حقوق مدرن

 این سه خط مبارزه بشکل تو در تو در آمده اند. زیرا رژیم دیکتاتور بر علیه هر سه خط طرحهای سرکوبگرانه دارد و بدون توجه به اعتراضهای سازمانهای بین المللی هر سه جریان را بی امان از بین می برد. به زندانها می اندازد، تحت شکنجه های فیریکی و روانی شخصیتهای هواداران این نهضتها را نابود می می کند. مشکل اساسی زنان در این مبارزه این است که خود فرهنگ و تاریخ این منطقه نیز زن ستیز است. دیدگاه حاکم بر جامعه خود نیز زن ستیز بوده و هست. رژیم استبدادی برای سرکوب آزادی زنان از جو حاکم بر این تاریخ و بر این جامعه بیشترین استفاده را می کند. از قوانین شرعی که ایدئولوژی رسمی رژیم میباشد در سرکوب آزادی زنان استفاده می کند. زنان را سنگسار کرده و سپس این عمل را خواست الهی و به صورت قوانین شرعی تقدیم و تبلیغ می کنند. یعنی قوانین زن ستیز را خداوند از آسمان به اینان مبذول داشته است. اما علیرغم فشارهای رژیم مستبد به خاطر رهایی از یوغ استبداد زنان آزادیخواه هر روز بیشتر و بیشتر به صفوف مبارزه  می پیوندند

 

www.solgunaz.com