عفاف اجباری؛ از پرده نشینی تا خانه نشینی
تاریخ: 14 مرداد 1387
مفهوم حجاب در طول یک قرن اخیر و
متاثر از تحولات سیاسی و اجتماعی گوناگون، تغییرات فراوانی کرده و دچار قبض و
بسطهای متنوعی شده است. در این مقاله برآنم که ابتدا، مروری کوتاه بر تغییرات
مفهوم حجاب از پیش از کشف حجاب تاکنون داشته باشم و پس از آن وارد مفهوم "عفاف"
و سیاستهای دولتی جایگزین کردن اجباری آن با حجاب، که به نظر نوبنیادگراها(1)
دیگر تنگ تر از آن است که بتواند کارایی مطلوب را داشته باشد خواهم شد.
قبض و بسط مفهوم حجاب در یک قرن اخیر
پرده نشینی: تا پیش از به ثمر رسیدن مبارزات زنان برای تاسیس مدارس دخترانه در
سالهای پایانی حکومت قاجاریه و همه گیر و دولتی شدن آموزش ابتدایی دختران در
سالهای ابتدایی سلطنت رضا شاه، اصل، پرده نشینی زنان بود و زنان، به خصوص در
طبقات متوسط شهری جز برای حمام رفتن، مناسک و مناسبتهایی مثل عاشورا و تاسوعا و
برخی خریدهای ضروری بیرون نمی رفتند. به همین منوال، صدای زن نیز همچون تمامی
بدنش، از فرق سر تا نوک پا، "عورت" محسوب می شد و باید از نامحرم پوشیده می
ماند. اگرچه این اصل، استثنائاتی اندک مثل قره العین، تاج السلطنه، دختر
ناصرالدین شاه یا ایران تیمورتاش، دختر صدراعظم رضاشاه داشت اما در این دوران،
زنان عموما قبل از بیرون رفتن از خانه باید با چادر و چاقچور و پیچه (روبنده)،
تمامی بدن خود را می پوشاندند. مروری بر رساله های نوشته شده از سوی علمای
مذهبی آن دوران درباره حجاب، کاملا نشان می دهد که تفسیررسمی فقهی از حجاب در
آن دوره، پرده نشینی، یعنی جداسازی زنان و مردان به طور کامل بوده است:
"خدای را که راضی نباشد که زنان آواز زینت و خلخال خود را به گوش مردهای اجنبی
برسانند، آیا راضی خواهد شد که خود زینت خلخال و سایر زینت های خود را به
نامحرم نشان بدهد؟ حاشا ثم حاشا! تا چه رسد به خود مواضع زینت، مثل چشم و ابرو
و کشف نقاب و رفع حجاب و مخالطه با اجانب و معاشرت با فساق و بیع و شری و حرف
زدن با ایشان ...صدای زن هم عورت است و حرف زدن او با اجانب قبیح و غیر جایز
است"(2)
چادر، چاقچور، پیچه: بحثهای مربوط به حقوق زنان و کشف حجاب که از سوی روشنفکران
و زنان فعال در دوران مشروطه و پس از آن عمومی شده بود، تحولات اجتماعی ناشی از
فرایند مدرنیزاسیون رضاشاه از سویی و موج ورود زنان به اجتماع که با فراگیر شدن
مدارس دخترانه شدت گرفته بود باعث شد زنان، هرچند با چادر و جاقچور و پیچه،
بیشتر در فضاهای عمومی دیده شوند. عفت عصار، یکی از اولین دختران تهرانی که در
مدرسه دولتی دخترانه درس خوانده بود خاطره خود از امتحان نهایی ششم ابتدایی را
چنین شرح داده است: "همه مان را با چادر و چاقچور و پیچه ردیف کردند و پیاده
رفتیم تا دارالفنون. مدیرمان تمام مدت مراقب بود که یک وقت دختری پیچه اش را
بالا نزند. به دارالفنون که رسیدیم، سر جلسه امتحان اجازه دادند پیچه هایمان را
کنار بزنیم که بتوانیم جوابها را بنویسیم."(3)
تا پیش از صدور فرمان کشف حجاب از سوی رضا شاه در 17 دی 1314، سیاست جداسازی
جنسیتی نیز تا حدود زیادی اعمال می شد. بدرالملوک بامداد در کتاب "زن ایرانی از
انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید" می نویسد: "در خیابانهای پر جمعیت تهران مانند
لاله زار و شاه آباد یا امیریه عصرها مقرر بود مردها از طرفی و زنها از طرف
دیگر عبور کنند. راه رفتن مردها و زنها از یک سمت از ساعت چهار بعد از ظهر قدغن
می شد. اگر احیانا زنی می خواست به خانه خود در سمت دیگر خیابان یا به داروخانه
برود از آقای پاسبان کسب اجازه می کرد...چه بسا اوقات صدای آمرانه پاسبان به
گوش می رسید که می گفت: "باجی روت بگیر"، "ضعیفه تندتر راه برو."(4)
کشف حجاب اجباری از سوی حکومت رضا شاه تاثیر چندانی در تغییر مفهوم حجاب نداشت.
همچنان از نظر اکثر علما، زنان باید تمامی بدن خود را از مردان نامحرم می
پوشاندند. با این همه در عرصه اجتماع، رفته رفته، به دلیل مخالفت شدید ماموران
دولت رضاشاه با چادر و چاقچور، نوع دیگری از حجاب باب شد که همان چادر نماز بود
که زنان با استفاده از دندان یا دستهای خود آن را نگه می داشتند و بسته به
عوامل بسیار، با آن نه تنها بدن خود که بخشی از صورت خود را نیز می پوشاندند.
با پایان یافتن بگیر و ببندهای دولتی برای کشف حجاب در زمان محمدرضا شاه، چادر،
به همان شکل چادر نماز، به تنهایی به پوشش متداول زنان مذهبی یا زنان تحت نفوذ
سنتهای خانوادگی و محلی تبدیل شد. در این زمان رنگ و طرح چادرها یکسان نبود و
از همان تنوع پارچه های چادر نمازی برخوردار بود. با وجود این تغییر اجتماعی در
مفهوم حجاب، مفهوم فقهی حجاب همچنان شامل پوشیدن صورت نیز می شد:
"مقصود اسلام از حجاب زنان همانا مستورگی و پوشیدگی کامل است...ولکن به هر فرم
و هر رنگ."(5)
"خداوند امر فرمود که زنان نجیبه، چادر بر سر و صورت و بدن بیفکنند...پس خداوند
زنان مسلمان را امر به ستر و پوشش فرموده بلکه از خانه خارج شدن بدون ضرورت و
با اجنبی حرف زدن را هم قدغن کرده است."(6)
و میرمحمدهاشم مجتهد مرندی خویی، روایاتی را که بر واجب نبودن پوشاندن "روی و
کفین" دلالت دارد نادر، و قول مشهور را واجب بودن پوشاندن تمامی بدن (تستر) می
داند. (7)
تمام بدن به جز وجه و کفین: آیت الله مطهری، در کتاب مساله حجاب خود در مفهوم
فقهی حجاب تغییر ایجاد کرد و با این نظریه که حدود شرعی حجاب برای زنان پوشاندن
همه بدن به جز وجه و کفین (گردی صورت و دو دست و دو پا از مچ به پایین) است،
نظریه فقهی مدرنی در مورد حجاب عرضه کرد که بعد از انقلاب 1357، تبدیل به نظریه
فقهی رسمی شد و نظریات سنتی مبتنی بر "فتنه بودن بدن و صدای زنان" و "عورت بودن
صدا و تمامی بدن زنان" را که مستلزم پرده نشینی بود در حاشیه قرار داد.(8)
مطهری شنیدن صدای زن را به شرطی که "تلذذ و ریبه" در آن نباشد جایز دانست. هر
چند پیش از مطهری نیز برخی از فقها چنین نظریه ای را ارائه داده بودند اما
تالیفات آنها هیچگاه مبنای تحولات بعدی نشد. حدود تازه حجاب براساس نظریه
مطهری، که از سوی مذهبیون طرفدار آیت الله خمینی ترویج می شد، از طرفی به زنان
تا حدی که بتوانند در فعالیتهای سیاسی مثل شرکت در راهپیمایی مشارکت کنند،
آزادی عمل می داد و از طرفی دیگر پاسخی بود به ایراد تاریخی متجددین در مورد
اینکه حجاب از زنان امکان تحصیل و کار در جامعه را می گیرد و آنها را در خانه
حبس می کند:
"پوشش وجه و كفين مرز محبوسيت و عدم محبوسيت زن است ، و مفهوم حجاب و اثر آن
با اضافه كردن و حذف كردن اين قسمت كاملا عوض میشود.(10)
"مسأله پوشش بر حسب اينكه پوشانيدن وجه و كفين واجب باشد يا نباشد دو فلسفه
كاملا متفاوت پيدا میكند . اگر پوشش وجه و كفين را لازم بدانيم در حقيقت
طرفدار فلسفه پردهنشينی زن و ممنوعيت او از هر نوع كاری جز در محيط خاص خانه و
يا محيطهای صددرصد اختصاصی زنان هستيم. ولی اگر پوشيدن ساير بدن را لازم بدانيم
و هر نوع عمل محرك و تهييج آميز را حرام بشماريم و بر مردان نيز نظر از روی
لذت و ريبه را حرام بدانيم اما تنها پوشيدن گردی چهره و پوشيدن دستها تا مچ را
واجب ندانيم آنهم به شرط اينكه خالی از هر نوع آرايش جالب توجه و محرك و مهيج
باشد بلكه ساده و عادی باشد ، آنوقت مسأله ، صورت ديگری پيدا میكند و طرفدار
فلسفه ديگری هستيم ، و آن فلسفه اينست كه لزومی ندارد زن الزاما به درون خانه
رانده شود و پردهنشين باشد بلكه صرفا بايد اين فلسفه رعايت گردد كه هر نوع
لذت جنسی اختصاص داشته باشد به محيط خانواده ، و كانون اجتماع بايد پاك و منزه
باشد و هيچگونه كامجوئی خواه بصری و خواه لمسی و خواه سمعی نبايد در خارج از
كادر همسری صورت بگيرد . بنابراين زن میتواند هر نوع كار از كارهای اجتماعی را
عهدهدار شود." (11)
به این ترتیب، و براساس نظریه مطهری، چادر مشکی که تمام بدن را به جز صورت و
دستها می پوشاند، به عنوان حجاب رسمی جمهوری اسلامی ترویج شد. هر چند در عمل،
مانتو و مقنعه یا روسری نیز تحمل می شد اما زنان انقلابی مسلمان با پوشیدن چادر
مشکی کش دار و مقنعه در زیر آن، مفهوم "حجاب برتر" را که به معنای برتری آنان
در نگاه حاکمیت نسبت به سایر زنان بود، ایجاد کردند.
در روند اسلامیزاسیون(12) که از نخستین روزهای اسفند 57 آغاز شد، علاوه بر
اجباری شدن حجاب که به معنای پوشاندن تمامی بدن به جز وجه و کفین بود، جداسازی
جنسیتی گسترده ای نیز بر مبنای اصل عدم اختلاط غیر ضروری زن و مرد انجام شد.
جداسازی زنان و مردان در فضاهای عمومی با سواحل دریا و مدارس مختلط اغاز شد و
بسیاری از ادارات دولتی، فضاهای ورزشی، اتوبوس های درون شهری و... را در
برگرفت.
اسلامیزاسیون که در دهه 60 با شدت و حدت اجرا می شد با پایان جنگ و غلبه مصلحت
گرایی در سیاست رسمی، رفته رفته کمرنگ شد؛ هرچند هیچگاه به طور کامل فراموش
نشد. در دهه 70 و سالهای ابتدایی دهه 80، نقدهای فراوانی از سوی گروههای مذهبی
بر سیاستهای دولت در مسامحه با آنچه "بدحجابی" و یا "شل حجابی" خوانده می شد
وارد شد اما تا پیش از برآمدن اصولگرایان در سیاست، این نقدها تبدیل به طرحهایی
برای اجرا نشده بود.
بخش دوم این مقاله کوششی است برای اثبات اینکه چگونه مفهوم حجاب، که از پرده
نشینی به چادر و چاقچور و پیچه و از آن به پوشاندن وجه و کفین تغییر یافته بود،
در دوره حکومت اصولگرایان و در طرحها و برنامه های تازه دولتی رفته رفته جای
خود را به مفهوم "عفاف" می دهد که جنبه های بیشتری از زندگی اجتماعی و خصوصی
زنان را در بر می گیرد و آنها را دوباره به سمت پرده نشینی می راند.
عفاف اجباری به جای حجاب اجباری
با وجود تعداد فراوان مصوبات و قوانین لازم الاجرا که حدود پوشش زنان را در هر
موقعیتی مشخص می کند، تا پیش از 1376، مفهوم "عفاف" وارد قوانین نشده بود. در
این سال شورای عالی انقلاب فرهنگی، مصوبه ای با عنوان " اصول و مبانى روشهاى
اجرايى در مسأله گسترش فرهنگ عفاف و حجاب" به تصویب می رساند که در آن همه جا
کلمه عفاف در کنار کلمه حجاب آمده بی آن که درباره مصادیق یا مفهوم آن توضیحی
داده شده باشد. تنها در بند 14 این مصوبه آمده است: "در شهرسازى و معمارى بايد
فرهنگ عفاف و حجاب مدنظر قرار گيرد و محيط كار و نوع برنامهها و استفاده از
وسايل و امكانات به نحوى نباشد كه خود موجب اختلاط نامناسب زن و مرد شود." که
به معنای آن است که برخی از انواع معمای که موجب اختلاط نامناسب زن و مرد نمی
شوند با فرهنگ عفاف سازگاری دارند.
به نظر می رسد مفهوم عفاف و اصطلاحاتی مثل "فرهنگ عفاف" و "حریم عفاف" از کتاب
مساله حجاب آیت الله مطهری وارد ادبیات رسمی دولتی و پس از آن وارد قوانین و
مقررات شده اند. در این کتاب، عفاف به همان معنای مصطلح عرفی خود یعنی
پاکدامنی، یک ویژگی زنانه دانسته شده است. مطهری اینکه زن خود را در اختیار مرد
دیگری جز شوهرش قرار ندهد عفاف می داند:
"از نظر ما در مرد تمايل به عفاف و پاكی زن وجود دارد ، يعنی مرد رغبت خاصی
دارد كه همسرش پاك و دست نخورده باشد ، همچنانكه در خود زن نيز تمايل خاصی به
عفاف وجود دارد . البته در زن تمايل به اينكه شوهر با زن ديگر رابطه و آميزش
نداشته باشد نيز وجود دارد ولی اين تمايل به عقيده ما ريشه ديگری دارد مغاير
با ريشه تمايل مشابهی كه در مرد است . آنچه در مرد وجود دارد غيرت است و يا
آميختهای است از حسادت و غيرت ، ولی آنچه در زن وجود دارد صرفا حسادت است."
(13)
اما با وجود اینکه سیاستها و قوانین تازه ای که از آن سخن خواهیم گفت، به کرات
از واژه عفاف استفاده کرده اند اما به نظر می رسد مفهوم آن با پاکدامنی عرفی
تفاوت زیادی داشته باشد. در جستجوی مفهوم رسمی "عفاف" به سلسله مباحثی در رادیو
قرآن(14) برخوردم که عفاف را " خودنگه داری از معصیت ها " دانسته بود و تصریح
کرده بود " رعایت حریم عفاف و حیا بیش از پوشیدگی وجه و کفین است" و اینکه فقها
گفته اند پوشیدگی وجه و کفین در صورتی کافی است که خوف فتنه نباشد و درصورت خوف
فتنه وجه و کفین نیز باید پوشیده شود. کارشناس این سلسله برنامه ها اعتقاد داشت
در جامعه امروزی هیچ مکان عمومی وجود ندارد که در آن خوف فتنه وجود نداشته
باشد. فخر روحانی حریم نگاه، پوشش و رفتار را محدوده عفاف می داند و جداسازی زن
و مرد، پرهیز از اختلاط ناروا، پرهیز از گفت و گوهای غیر ضروری میان زن و مرد،
خودداری از نگاه کردن به تصاویر مستهجن، حضور در مجالس گناه، پرهیز از نگاه
حرام، استفاده نکردن از لحن و محتوای تحریک آمیز در گفت و گو از سوی زنان، عدم
اختلاط در در مراکز شغلی و تحصیلی و حتی خانوادگی، پرهیز از رفتاری که جلب
توجه می کند، عدم اشتغال جوانان به تفریحات ناسالم در اینترنت و ماهواره و
تلفنهای همراه را از ملزومات فرهنگ عفاف تلقی می کند. از نظر او " عفت همه
اعضای بدن و تمام قلمروهای آن را در بر می گیرد." و موضوع اصلی عفاف نیز زنان و
بدن آنهاست.
اما این برنامه تنها در حیطه تعریف مفهوم اخلاقی عفاف و چارچوبهای آن باقی نمی
ماند بلکه تاکید دارد که دولت باید کاری کند که زمینه گناه اساسا به وجود
نیابد. به این ترتیب، گروه بزرگی که با وجود موقعیتهای دولتی یا غیر دولتی
متفاوت، رویکردی بنیادگرایانه به مساله زنان دارند، ابتدا تعریف تازه ای از
"پاکدامنی(عفاف) که ارزش اخلاقی مورد توافق عمومی در میان اکثریت جامعه ایرانی
است ارائه می دهند و پس از ترویج و تبلیغ آن با استفاده از همه ابزارهای رسانه
ای و عمومی مسلط، تعریف قلب شده را تبدیل به قانونی می کنند که از سوی دولت به
همه شهروندان تحمیل می شود.
در این پروژه، برای اینکه دولت به وظیفه خود برای از بین بردن زمینه گناه عمل
کند، از سویی سیاست یکسان سازی در پوشش زنان(15) با شدت و حدت بیشتری نسبت به
سالهای دهه 70 دنبال می شود و از سوی دیگر، با قانونی سازی مفهوم عفاف، گستره
وسیعی از روابط میان زن و مرد، از گفت و گو گرفته تا روابط جنسی، محدود و ممنوع
می شود. قوانین مربوط به جداسازی جنسیتی در فضاهای عمومی، از دانشگاهها و
محیطهای کاری گرفته تا پارکها، فضاهای تفریحی و ورزشی، جرم انگاری تمامی روابط
جنسی خارج از ازدواج و اعمال مجازاتهای شدید برای این نوع روابط، ضمانت اجراهای
جدی در نظر می گیرند.
اما مفهوم جدید عفاف تنها به حجاب اجباری، جداسازی جنسیتی و مجازات روابط جنسی
خارج از ازدواج محدود نمی شود بلکه ناباورانه، سیاستهای مربوط به خانواده،
اشتغال و تحصیل زنان را هم در بر می گیرد. در این پروژه، از میان بردن زمینه
های گناه از سوی دولت نه فقط با تک جنسی کردن تمامی فضاهای عمومی بلکه با راندن
زنان از جامعه به خانه، تا جایی که ممکن است متحقق خواهد شد. سیاستهای معروف به
"تحکیم بنیان خانواده" شامل کم کردن ساعات کار زنان، افزایش مرخصی زایمان،
ممنوعیت اضافه کاری زنان در ادارات دولتی و... که به کاهش تعداد زنان شاغل در
آینده ای نزدیک خواهد انجامید از نظر مرکز مطالعات زنان حوزه های علمیه خواهران
در جهت گسترش فرهنگ عفاف است. در بیانیه سال 1386 این مرکز(16)، برای گسترش
فرهنگ عفاف، اصلاح اخلاق جنسی و تسهیل ازدواج لازم دانسته شده که پیش شرط آن
تغيير نگرش به زندگي اقتصادي است. اعطاي اولويت اشتغال به افراد سرپرست خانوار،
اعطاي معافيتهاي مالياتي به افراد متأهل نسبت به مجرد و پرهزينه کردن جذب
افراد مجرد، به ويژه بانوان، براي کارفرمايان، به ويژه در بخشهاي خصوصي، از
سیاستهایی است که این مرکز برای تغییر نگرش به زندگی اقتصادی پیشنهاد می دهد.
این مرکز در تازه ترین بیانیه خود با تاکید بر لزوم زنانه-مردانه کردن نظام
آموزشی و کتابهای درسی براساس کلیشه های جنسیتی، که از سوی وزیر جدید آموزش و
پرورش نیز مورد تایید قرار گرفته، نسبت به تحولات دهههاي اخير در ساختار و
کارکرد خانواده، اخلاق جنسي و روابط اجتماعي هشدار می دهد: "تغيير الگوي مشارکت
اجتماعي زنان: تحولات هويت جنسي به تغيير نگرشها و ارزشهاي زنان منجر ميشود
و تصوير آنان از واقعيات را دگرگون ميسازد. از آنجا که فرهنگ مدرن ارزشمندي
را احراز مناصب قدرت و کسب ثروت ميداند، تسلط گفتمان مدرن سبب شده است زنان با
درونيسازي همين ارزشها به تحليل وضعيت گذشتهي خود بپردازند، احساس فرودستي
کنند و براي رسيدن به مناصب قدرت و کسب استقلال مالي تلاش نمايند. تغيير الگوي
مشارکت اجتماعي از الگوي خانواده محور به اشتغال محور، نشانهاي از تعريف شدن
عزتمندي اجتماعي زنان به مدرک و شغل است تا آنجا که حتي شمار زيادي از زنان
براي احراز موقعيت اجتماعي، در تکاپوي دستيابي به فرصتهاي شغلي خاصي هستند که
درآمدزايي آن ناچيز يا کمتر از هزينههاي آن است."(17)
بنابراین "حکومت موظف است به گونهاي برنامهريزي کند که هر جنس به نقشهاي
ويژهي خود تشويق گردد. برخي از موقعيتها و انتظارات ويژه از مردان در متون
ديني عبارتاند از: سرپرستي و تدبير خانواده، نانآوري و گشادهدستي در تأمين
هزينههاي خانواده، حمايت از حريم ناموسي، شرکت در جهاد و تأمين هزينههاي
آن، چشمپوشي از خطاها و معاشرت پسنديده با همسران. در نقطهي مقابل، نقشها
و موقعيتهاي زنانهاي به تصوير کشيده شده است که همراهي با همسر و بزرگداشت
وي، تمکين خاص، خانهداري، رعايت حيا و عفت و عدم اختلاط با مردان از آن
جملهاند. از سوي ديگر، حضور زنان شوهردار در حيطهي سرپرستي خانواده
(زنسالاري)، انفاق بر شوهر (در غير از موارد اضطرار) و حضور در عرصهي
اشتغال اقتصادي با اغراض دنياگرايانه به عنوان صفات ناپسند زنان در آخرالزمان
نام برده شده است."(18)
به این ترتیب،تحکیم بنیان خانواده مردسالار فعلی، در نقطه مرکزی سیاستهای عفاف
قرار می گیرد و زنان، به عنوان موضوعات اصلی این طرح، هم ملزم به رعایت عفاف و
خانه نشینی می شوند و هم مورد کنترل دقیق مردان در قالب "غیرت ورزی" قرار می
گیرند.
مروری بر راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب، مصوب دی ماه 1384 شورای
فرهنگ عمومی تصویر دقیق تری از مصادیق قانونی شده "عفاف" به دست می دهد. در این
مصوبه برای 27 دستگاه دولتی، وظایف مشخصی برای گسترش فرهنگ عفاف و حجاب مشخص
شده که برخی از آنها مانند "طرح امنیت اجتماعی" تا حدود زیادی تاکنون به اجرا
در آمده اند و برخی دیگر در حال اجرایی شدن هستند.(19) برخی از راهکارهای مطرح
شده که می تواند تا حدودی گستره وسیع عفاف اجباری را روشن کند به شرح زیر است:
- جلوگيري از انتشار و تبليغ كالاهاي فرهنگي كه با فرهنگ عفاف و حجاب مغايرت
داشته باشد مانند (كتاب، فيلم، نشريات، تأتر و . . .)
- استفاده مناسب از لباسهاي اسلامي ـ ملي (حجاب و حجاب برتر) در فيلمهاي
سينمايي و استفاده نكردن از اين پوشش توسط شخصيتهاي منفي و منفور در فيلمها
- تدوين قوانيني براي ممنوعيت عرضه لباسهاي دست دوم خارجي در كشور
- اهتمام براي اجراي مناسبتر مقررات در چيدمان آرايش / تزيين ويترينها و
استفاده از مانكنها جهت حفظ حريم عفت عمومي
- به تصوير كشيدن زنان تحصيل كرده، ممتاز، متعهد و با حجاب در فيلمها و
مجموعههاي هنري و پرهيز از نشان دادن آنان در نقشها و شخصيتهاي عامه و
كمسواد
- اطلاعرساني مناسب و دقيق به خانوادهها در مورد علل آسيبهاي اجتماعي و
انحرافات در خصوص زنان بيسرپرست، كودكان خياباني، طلاق، اعتياد، فرار دختران و
نشان دادن عدم رعايت عفاف و حجاب در بروز اين آسيبها
- اتخاذ سياستهاي انضباطي در خصوص بازيگران زن صدا و سيما و جلوگيري از تجليل
و تبليغ چهرههايي كه در مناظر اجتماعي و عمومي با ظاهر و پوشش بد حضور پيدا
ميكنند
- كنترل و نظارت جدي بر رعايت حدود و ضوابط قانوني عفاف در مجتمعهاي مسكوني،
برجها و شهركها از طريق مديريت بر اين گونه اماكن
- توقيف خودروهاي دولتياي كه سرنشينان آن شئونات اسلامي را رعايت نميكنند
- آموزش احكام شرعي عفاف و حجاب و برگزاري كلاسهاي دانشآفزايي براي والدين
(خصوصا مادران) و توجيه آنها نسبت به رعايت حريم عفاف در خانه و محيطهاي
اجتماعي از طريق انجمن اولياء و مربيان
- آشنا نمودن خانوادهها و جوانان با اصول ازدواج آسان و تشكيل خانواده در سنين
پايينتر با توجه به شرايط اقتصادي جامعه از طريق كتب درسي
- ممنوعيت ورود، توليد و عرضه مجسمهها، عروسكها، مانكنها و تابلوهاي مروج
ضدعفاف نظير نقاشي، فرش، روزنامه و . . .
- آشنا نمودن دانشجويان با شرايط ازدواج آسان و تشكيل خانواده مستقل و نيمه
مستقل و كمك به انجام ازدواجهاي سالم دانشجويي
- تشويق و حمايت از (NGO) هايي كه در خصوص ترويج فرهنگ عفاف فعاليت مينمايند
- مسدود كردن سايتهاي ضداخلاقي و ضدحجاب براساس مصوبات كميته پنج نفره مصوب
شوراي عالي انقلاب فرهنگي
- استفاده نكردن از مربيان مرد براي خانمها و مربيان زن براي آقايان.
- عدم ورود بانوان به سالنهاي ورزشي مختص آقايان و بالعكس تحت هر عنوان
(تماشاگر و . . .).
- گسترش اماكن عمومي، پاركها و مراكز ورزشي مناسب براي زنان و دختران جهت
گذراندن اوقات فراغت و ايجاد فضاهاي مناسب جهت برخورداري آنان از آزادي عمل در
رعايت حجاب توسط سازمان پاركها.
- رعايت موازن شرعي در ساختن اماكن مسكوني از نظر در معرض ديد نبودن ورودي
خانهها و ديده نشدن داخل خانه به هنگام باز شدن در
- اجراي كامل قانون انطباق امور پزشكي با موازين شرع مقدس اسلام و ابلاغ
دستورالعملهاي اجرايي جهت نگهداري از بيماران و همراهان در محيطهاي درماني.
- حمايت از ايجاد تشكلهاي صنفي در خصوص زنان سرپرست خانواده جهت كارآفريني،
خودياري و بهبود زندگي اقتصادي آنها و جلوگيري از بروز ناهنجاريهاي اخلاقي و
فرهنگي در آنان
- برنامهريزي مناسب براي ترويج فرهنگ عفاف و حجاب در مهدكودكها و مراكز تحت
پوشش سازمان بهزيستي و نظارت شايسته در جهت تحقق اين امر
- نظارت و كنترل ويژه بر جشنها، ميهمانيهاي سفارتخانهها و وابستگان خارجي و
ايراني كه در آن شركت مينمايند
- پيگيري حقوقي براي جلوگيري از فعاليت مراكز و شبكههاي ماهوارهاي فارسي زبان
كه در فضاي ايران فعاليت ميكنند
- شناسايي و برخورد با ايرانيان متخلفي كه با فعاليتهاي ضداخلاقي خود در خارج
از كشور حيثيت ملي ـ مذهبي كشور را مخدوش مينمايند
- ايجاد فضاي مناسب براي كاركنان و برداشتن زمينههاي اختلاط زن و مرد در
محيطهاي كاري با توجه به فرهنگ عفاف و حجاب توسط كارفرمايان
- اصلاح قوانين مجازات مجرمين و باندهاي اصلي گسترش فساد و فرهنگ ضدحجاب و
ابتذال
- دقت در صدور مجوز سازمانهاي غيردولتي و نظارت مستمر بر فعاليت آنها با تأكيد
بر توسعه فرهنگ عفاف و حجاب
- رعايت موازين شرعي به لحاظ عدم ديد داشتن ورودي خانهها، درب ورودي خانههاي
آپارتماني به گونهاي طراحي گردد كه به هنگام باز شدن، محوطه داخلي خانه
(اتاقهاي نشيمن و هال) در معرض ديد نباشد
- اختصاص واحد مسكوني به ائمه جماعات و طلاب علوم ديني در مجتمعهاي بزرگ
مسكوني ـ احداثي اين وزارتخانه ـ به منظور ترويج معارف و فرهنگ اسلامي
- سياستگزاري فرهنگي در مورد گروههاي گردشگري اعزامي به مراكز گردشي خارجي به
منظور صيانت از فرهنگ و هويت ايراني ـ اسلامي
***
ببا ملاحظه اسناد و مقرراتی از این دست، که تعداد آنها در سه سال اخیر به شکل
قابل ملاحظه ای افزایش یافته است، به سادگی روشن می شود که چگونه نوبنیادگرایان
با دستکاری مفهوم عفاف، به عنوان یک ارزش مورد پذیرش همگان، از آن برای اعمال
قدرت سیاسی خود استفاده کرده اند. در این پروژه، حجاب که یک واجب فقهی با تعریف
و حدودی مشخص است جای خود را به عفاف که امری اخلاقی با تعاریف مبهم و ناروشن و
طبیعتا قابل تفسیر و جعل و وضع از سوی صاحبان قدرت سیاسی-مذهبی است می دهد. اگر
حجاب و جداسازی جنسیتی، حضور زن در اجتماع را محدود می کند، نتیجه اجرای
سیاستهای عفاف، جامعه ای تک جنسیتی است که زنان در آن دیده نمی شوند. تفکر
"اندرونی- بیرونی"، در قالب زنانه –مردانه کردن تمامی فضاهای عمومی و حتی
خصوصی، به وضع قانون می پردازد و به این ترتیب، در صورت نبود مقاومت اجتماعی
متناسب، پس از یک قرن گذشتن از "پرده نشینی"، سیاستهای خانه نشین کردن زنان،
پرده نشینی مدرن را با استفاده از "عفاف اجباری" بر آنان تحمیل خواهد کرد.
پانوشت ها
1.برای دیدن جزییات بیشتر درباره پروژه نوبینادگرایی نک بیانیه تحلیلی گروه
میدان زنان به مناسبت دومین سالگرد، در این نشانی اینترنتی:
http://www.meydaan.net/Showarticle.aspx?arid=623
2. رساله وجوب نقاب، تالیف محمد صادق ارومی فخر الاسلام، 1290 ه ش، رسائل
حجابیه، رسول جعفریان، انتشارات دلیل ما، قم، 1380، ص 77
3. عفت عصار، مادر بزرگ نویسنده، چند سال پیش از مرگ خود در 1378 خاطراتش را از
نخستین مدارس دولتی دخترانه برای ضبط شدن روایت کرد.
4. زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، جلد دوم، بدرالملوک بامداد،
تهران، 1348، ابن سینا ، ص
5. رسائل حجابیه، همان ص 1049
6. رسائل حجابیه، همان، ص 1108
7.مرتضی مطهری، مساله حجاب، ص 187، قابل دسترسی در این نشانی اینترنتی:
9. مساله حجاب، همان، ص 258
10. مساله حجاب، همان، ص 209
11. مساله حجاب، همان، ص 184
12.منظور از اسلامیزاسیون، سیاست تبدیل کردن فتاوای مشهور فقهی به قانون و سایر
دستورات حکومتی لازم الاجرا و تحمیل آن به تمام جامعه با استفاده از قوه قهریه
است.
13. مساله حجاب، همان، ص 60
14. نرم افزار "برای ریحانه"، بانک نوار و نرم افزار عروج، سازمان تبلیغات
اسلامی استان اصفهان
15. از آن رو به سیاستهای مربوط به حجاب، سیاستهای یکسان سازی پوشش می گویم که
عملا بعد از سال 1360، تقریبا دیگر هیچ زن بی حجابی با قی نماند و سیاستهای
دولتی به جای اجبار حجاب بر اجبار در چگونگی حجاب و یکسان کردن پوشش زنان
متمرکز شد.
16. فرهنگ عفاف، خانواده و دولت، مسئولیتها و بایسته ها، بیانیه تحلیلی دفتر
مطالعات و تحقیقات زنان حوزه های علمیه خواهران-1386، قابل دسترسی در این نشانی
اینترنتی:
http://www.womenrc.com/fa/page.aspx?id=25&title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87%20%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C%20%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1%20%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AA%20%D9%88%20%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA%20%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%D9%87%20%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA%20%D8%B1%D9%88%D8%B2%20%D8%B2%D9%86%20%201386&mode=0&menu=34
17.قرائت انتقادي نظام آموزشي با رويکرد جنسيتي، بيانيه تحليلي دفتر مطالعات و
تحقيقات زنان حوزه های علمیه خواهران، 1387، قابل دسترسی در این نشانی
اینترنتی:
http://www.womenrc.com/fa/page.aspx?id=29&title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87%20%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C%20%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1%20%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AA%20%D9%88%20%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA%20%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%D9%87%20%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA%20%D8%B1%D9%88%D8%B2%20%D8%B2%D9%86%20%D8%AA%D9%8A%D8%B1%20%D9%85%D8%A7%D9%87%201387&mode=0&menu=33
18. همان
19. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره چگونگی اجرایی شدن این مصوبه در دستگاههای
دولتی مختلف، رک:
http://www.meydaan.net/Showarticle.aspx?arid=621