كارگران و تشكل هاي مستقل
بهمن شايگان
تشكيل
تشكلهاي مستقل كارگري تنها راه نجات كارگران براي دفاع از حقوق كارگري خود در ايران
است. روابط كارگري و كارفرمايي همواره دستخوش روابط سياسي بوده است, در طول سي سال
گذشته نقض حقوق كارگران هم از طرف دولت و هم از طرف كارفرمايان موضوعي بوده است تا
صداي اعتراض كارگران در مقابل حكومت بلند نشود.
هر حركت يا اعتراض كارگري حتي در حد 4 الي10 نفر نيز توسط نهادهاي امنيتي و نيروي
انتظامي به شدت سركوب مي شود, كارگران مي گويند: تا كارگر جمع شود موتور سوار مي
آيد.
دولت نهم با افزايش مديران نظامي, موج اخراج فزاينده, خصوصي سازي و عدم پرداخت
مطالبات كارگران فشار را بر آنان بيشتر از قبل كرده اند, به طوريكه قانون كار ايران
يكطرفه از كار فرما حمايت مي كند, از طرفي مانع تراشي هاي دولت براي تشكيل تشكل هاي
كارگري خود زمينه اي است كه كارگران نتوانند به خوبي از حق خود دفاع كنند, كارگران
معترض در ازاي اعتراضات خود دو راه در پيش داردند, يا پذيرش اخراج, يا پذيرش اتهام
اقدامات ا منيتي
قراردادهاي موقت شيوه ديگري است كه به راحتي كارگران را بعد از اينكه ديگر نا ورمقي
براي كار كردن ندارند اخراج كنند, بكار گيري اين شيوه ها توسط حكومت ايران اقدامي
هدفمند براي جلوگيري از گسترش اعتراضات اجتماعي است. وزارت كشور و نهادهاي امنيتي
با عدم صدور مجوز مانع از برگزاري راه پيمايي هاي روز جهاني كارگر شدند, چراكه
وضعيت بد معيشتي كارگران و فشارهاي اجتماعي ,احتمال بروز واكنش هاي تندي كه توسط
كارگران صورت بگيرد رامي دادوهمين امر مسئولين مملكتي را واداشت تا از شكل گيري هر
حركتي جلو گيري كنند.
قطعا براي برون رفت كارگران از اين وضعيت بايد شيوه ها و روش كارها و ساختارهاي
اساسي و بنيادين جامعه تغيير كند, پايه هاي اعترضات و مطالبات قوانين دمكراتيكي
هستند كه به سنديكا ها و تشكل ها اجازه فعاليت مي دهند, چيزي كه جامعه ايران از آن
رنج مي برد