|
صمد بهرنگی سوسیالیستی که همیشه در قلب کودکان آذربایجان جای دارد
مرگ خیلی آسان می تواند به سراغ من بیاید ، اما من تا زمانی که میتوانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقت ناچار با مرگ روبرو شدم که می شوم، مهم نیست . مهم این است که زندگی یا مرگ من چه تاثیری در زندگی دیگران داشته باشد .... صمد بهرنگي رفیق صمد بهرنگي در دوم تيرماه 1318 درمحله چرندآب تبريز زاده شد. او پس از گذراندن دوران ابتدايي ودوره اول متوسطه به دانشسراي مقدماتي تبريز راه يافت و پس ازآن، ضمن تدريس درروستاهاي آذربايجان ، ششم متوسطه رابه صورت متفرقه گذراند. صمد سپس ازدانشكده ادبيات دانشگاه تبريز دررشته زبان انگليسي فارغ التحصيل شد. وي ازسال 1336 كارمعلمي راآغاز كردوهمزمان به گردآوري وبازنويسي داستان هاي عاميانه، ترجمه آثار مختلف خارجي وتأليف كتاب براي كودكان وتحقيق درمسايل تعليم وتربيت پرداخت. صمد گاه آثارش رابه نام هاي بهرنگ صاد وچنگيز مرآتي مي نوشت. آثاربهرنگي پس ازمرگ وي توسط ناشران به چاپ رسيد. صمد بهرنگی آموزگار و نویسنده ادبیات كودكان، یكی از تاثیرگذارترین چهره های ادبی، اجتماعی و سیاسی در دهه های ۱۳۴۰ و۱۳۵۰ است. زندگی كوتاه و پربار او و مرگ ناگهانی و غیرمنتظرهاش همگی از دلایلی بود كه جامعه روشنفكری را به خود جلب كرد. پیش از صمد بهرنگی، ادبیات كودكان هیچ نگاهی به كودكان قشرها و طبقات محروم نداشت. صمد در داستان های خود به كودكان آسیبدیده و كودكان كار توجه ویژه نشان داد. زبان ساده و صمیمی صمد با این كودكان سبب شد كه داستان های او بسرعت در میان مردم به ویژه دانشجویان گسترش یابد. دیدگاه های صمد در داستان هایش جای گفتوگوی فراوان دارد.
ماهی سیاه كوچولو داستانی است كه
اندیشه روزگار را به نمایش می گذارد. برای آزاد زیستن باید راه دریا را پیدا كرد.
این كتاب كوچك، نقشی برجسته در تحولات اجتماعی و سیاسی بازی كرد. بسیاری
با خواندن این كتاب به صف مبارزه با رژیم شاه پیوستند و حتی جان خویش را چون ماهی
سیاه كوچولو از دست دادند. بسیاری از نویسندگان فارس و ترک، به زندگی صمد و کارهای بزرگ این مبارز سوسیالیست پرداخته و او را ستوده اند. جلال آل احمد که صمد بهرنگی را برادر کوچکترش میخواند، او را زبان روستای آذربايجان و وجدان بيدار به شمار میآورد. وی گفته است: صمد را با«کندوکاو در مسائل تربيتی» شناختم. يعنی نالهی همدردش را شنيدم. راستش از شما چه پنهان، خيلی هم خوشحال شدم. اين که ببينی يکی ديگر از آن سر آذربايجان دارد همان پرت و پلاها را میگويد، دستکم برای يک روز هم شده، باورت میشود که پس زياد هم پرتوپلا نبوده!... و آنوقت دنبالش کردم آلاحمد در مطلبی با عنوان «صمد و افسانهی عوام»، او را نويسندهای معرفی میکند که يک تنه ادای دين به زبان مادریاش را تعهد میکرد و با تاسف میگويد: حالا من چه کنم؟ چگونه باور کنم که صمد مرده است؟ و مگر چند تا صمد بهرنگی داريم؟ همچنين احمد شاملو یکی از شاعران فارس او را «چهرهی حيرتانگيز تعهد» نام میبرد و ادامه میدهد: هيچ چيز در هيچ دوره و زمانهای همچون «تعهد روشنفکران و هنرمندان جامعه»، خوفانگيز و آسايش برهمزن و خانه خرابکن کژیها و کاستیها نيست. فقدان او خلايی جبرانناپذير برای ما به وجود میآورد. م. آزاد هم در مطلبی با عنوان «اين کار بزرگ هنوز بلاتکليف مانده»، بهرنگی را نويسندهای میداند که از تجربههايش می نوشته و لحن تلخ و تند و گزنده نوشتههايش از درد حکايت داشته است. «او هرگز نمیخواست با انتقادهايش آدمی «شجاع» شناخته شود و از اين روشنفکرهای غرغرو نبود که در «مطلقها» غرقهاند. شرايط و امکانات را میشناخت و در همان محدوده عمل میکرد. مثلا وقتی از کتابهای درسی انتقاد میکرد، انتقادش کلی و «فاضلانه» و طبق اصول تعليم و تربيت و اين حرفها نبود. میکوشيد مشکل خودش را که معلم روستا بود، بازگو کند. حرفش اين بود که کتابهای درسی ما، برای بچههای شهری نوشته شده و به درد بچههای روستايی نمیخورد؛ هرچند که به مضمون و محتوای همان کتابهای درسی هم انتقاد داشت. رضا براهنی نيز همزمان با چاپ آثار بهرنگی به زبان ترکی در ترکيه در نوشتاری میگويد: صمد بهرنگی اين واقعيتگراترين قصهگوی زمانهی ما، بیترديد، پرشوروحالترين «افسانهی محبت» روزگار ما نيز هست. ساختهايی که او از مجموعهی نغز و دلاويز فرهنگ بومی خود، استخراج کرده و به جهان عرضه داشته است، آنچنان پربنياد، خيالانگيز و درعين سادگی شکوهمند است که به جرات میتوان گفت صمد به ساخت عمقی و درونی آمال و آرزوهای انسانها دست يافته است. صمد به راستی جهانیترين قصهگوی ماست. «ماهی سياه کوچولو» به عنوان شناختهشده ترين اثر ادبی برای نوجوانان، بازتابدهندهی راههای رفته و رفتارهای يک نسل است؛ نسلی که جان بر سر آرمانهای خود نهاد. «ماهی سياه» وضع موجود را نمیپذيرد. غلامحسين ساعدی شاهکار صمد بهرنگی را زندگیاش میدانست و میگفت: او تمام مدت در حال ياد گرفتن و ياد دادن بود. در نقد بیرحمانه قضاوت میکرد. فحش نمیداد. مسخره نمیکرد و فقط نشان میداد که چقدر اهمالکاری شده است. اما محسن پرويز در اينباره معتقد است: داستانهای صمد خيلی نمیتوانست ارتباط درستی با مخاطبان خودش برقرار کند و گمان میکنم برای نوجوانان امروز ما هم حرف نوی نداشته باشد. صمد اهل ذوق بوده و در اهل ذوق بودنش هم شکی نيست؛ ولی او داستاننويس بالفطره نبوده و آثارش هم از کيفيت هنری خيلی بالايی برخوردار نيست. در برخی از داستانهای صمد، به نوعی، سعی و تلاش برای نمادسازی ديده میشود و اين که او سعی داشته است حرف پنهانی را برساند. شايد بيشترين چيزی که او را رواداشته است تا بنويسد، بيان مقاصد سياسی و ديدگاههای اجتماعی بوده است. مصطفی رحماندوست درباره صمد بهرنگی گفته است: کار
بهرنگی به نسبت روزگار خودش کاملا تکنيکال بود. صمد بهرنگی در آن
روزگاری که گرايش به آثار غيررئاليستی زياد بود و نويسندهها بيشتر
سعی میکردند پوشيده حرف بزنند و از تمثيل استفاده کنند، حرکت بزرگی
ايجاد کرد؛ مبنی بر اينکه ضمن نوشتن اينگونه داستانها، به آثار
رئاليستی هم پرداخت و انسانها را شخصيتهای داستانهای خودش قرار
دارد. حسن ميرعابدينی هم با توجه به شرايط اجتماعی دورهی زندگی بهرنگی نوشته است: شرايط اجتماعی - فرهنگی شکلگيری صمد بهعنوان نويسندهای برخاسته از ميان فرودستان و مطرودان، ادبيات بهرنگی را به «ادبيات اقليت» تبديل میکند. ميرعابدينی او را شناختهشده ترين نويسندهی ادبيات کودک و نوجوان، گردآورندهی فرهنگ مردم، منتقد اجتماعی و مترجم میداند.
علی
اشرف درويشيان نويسنده، داستان نويس و پژوهشگر روز شنبه 20 سپتامبر
2003، در شهر گوتنبرگ سوئد گفت : صمد بهرنگی
برای اولين بار ادبيات کودکان و نوجوانان را به مسير ديگری انداخت و
توجه کرد به کودکانی که فراموش شده بودند در اعماق اجتماع ما. تا
آنوقت، ادبيات کودکان و نوجوانان ادبياتی تقريباً رسمی و برای قشر
خاصی بود. اين صمد بهرنگی بود که برای اولين بار
به کودکان خيابانی و به کودکان کارگر توجه کرد.
ارزش اين داستان دراين
است که آن ماهی نخواست در آن برکه زندگی کند، میخواست راه به جای
تميزتر و بهتری ببرد... بههرحال، داستان سمبليک است. بهنظر من، اين
جنبه از داستان بود که مردم را جذب کرد و البته جو سياسی آن زمان هم
مؤثر بود که کمکم به دليل استبداد حکومت، جوانها در اعتراض به نبود
آزادی، به تبليغ مسلحانه و عمل مسلحانه فکر میکردند که بعد هم ديديم
که به مرحله عمل هم رسيد و صمد بهرنگی، آنطور که نوشتهاند، در کروکیای
که از بچههای فدايی کشيده بودند، در رأس آنها قرار داشت. يعنی اگر
صمد بهرنگی به آن صورت از بين نمیرفت، صد در صد به صورت ديگری، همراه
با رفقايش بهروز دهقانی و عليرضا نابدل
و ديگران می
بود و به سرنوشت
آنان دچار میشد. ا ورموی در مقا له ای تحت عنوان صمد بهرنگی وزبان مادری می نویسد : بدون اغراق میتوان و باید گفت که بعدازبخاک و خون کشیده شدن جنبش ملی آذربایجان برهبری مبارز بزرگ ، انترناسیونالیست مشهور زنده یاد پیشه وری درآذر ماه یکهزاروسی صدوبیست و پنج شمسی وحاکمیت مجدد رژیم پهلوی دوم در آذربایجان صمد بهرنگی اولین روشنفکرمبارزو متعهدی است که با شجاعت انقلابی به تبلیغ و زنده کردن فرهنگ مردمی آذربایجان دست زد.اوبرای مقابله بافرهنگ وارداتی جهت از بین بردن هر چه بیشترزبان ترکی در ایران و مخصوصا آذربایجان دقیقا میدانست از کجا و چگونه شروع کند. صمد مشکلات وسختیهای راه زنده کردن زبان تبعیدی مادریش را میدانست ودرپی حل مشکلات مصممانه و پیگرانه به پیش میرفت. صمد آثار زیادی به جای گذاشت . او بعصی از آثار خود را با اسمهای مستعار به چاپ رساند. از جملهٔ نامهای مستعار وی میتوان به «ص. قارانقوش»، «چنگیز مرآتی»، «صاد»، «داریوش نوابمراغی»، «بهرنگ»، «بابک بهرامی»، «ص. آدام»، و «آدی باتمیش» اشاره کرد. صمد در شرایط اختناق دولت فارس نتوانست آثارش را به ترکی بنویسد. او مجبور شده بود کتابهایش را به فارسی نوشته یا به فارسی ترجمه کند تا آثارش را به چاپ برسانند. صمد درعمر کوتاه خود توانست کتابهای زیر از خود بجا بگذارد بینام - ۱۳۴۴- اولدوز و کلاغها - پاییز ۱۳۴۵- اولدوز و عروسک سخنگو - پاییز ۱۳۴۶ - کچل کفتر باز - آذر ۱۳۴۶ - پسرک لبو فروش - آذر ۱۳۴۶- افسانه محبت - زمستان۱۳۴۶ - ماهی سیاه کوچولو - تهران ، مرداد ۱۳۴۷- پیرزن و جوجه طلاییاش - ۱۳۴۷- یک هلو هزار هلو - بهار ۱۳۴۸- ۲۴ ساعت در خواب و بیداری - بهار ۱۳۴۸ - کوراوغلو و کچل حمزه - بهار ۱۳۴۸ - تلخون و چند قصه دیگر - ۱۳۴۲ - کلاغها، عروسکها و آدمها - کند و کاو در مسائل تربیتی ایران - تابستان ۱۳۴۴ - الفبای فارسی برای کودکان آذربایجان - مجموعه مقالهها - تیر ۱۳۴۸ - فولکلور و شعر - افسانههای آذربایجان(ترجمه فارسی) - جلد ۱ - اردیبهشت ۱۳۴۴ - افسانههای آذربایجان (ترجمه فارسی) - جلد ۲ - تهران، اردیبهشت ۱۳۴۷ - تاپما جالار ، قوشما جالار (مثلها و چیستانها) - بهار ۱۳۴۵ - پاره پاره (مجموعه شعر از چند شاعر) - تیر ۱۳۴۲ - مجموعه مقالهها - انشا و نامهنگاری برای کلاسهای ۲ و ۳ دبستان - آذربایجان در جنبش مشروطه و غیره صمد همچنین چندین کتاب را ترجمه کرده بود که عبارتنداز:دفتر اشعار معاصر از چند شاعر فارسی زبان - خرابکار (قصههایی از چند نویسنده ترک زبان) - تیر ۱۳۴۸- ما الاغها! - عزیز نسین - پاییز ۱۳۴۴ - کلاغ سیاهه - مامین سیبیریاک (و چند قصه دیگر برای کودکان) خرداد ۱۳۴۸
سول گوناز WWW.SOLGUNAZ.COM
|