ده ده کاتب شاعر همه ما بود

خلاصه ای از نوشته حامد عطائی

آشیق دهقان چه خوب گفت و با حرارت سرود و افتخار کرد که سینه او و خیلی از هنرمندانی چون او مالامال از شعرهای ده ده کاتب است. اصلا آشیقی بدون ده ده و امثال او چه معنی داشت.

امروز سومین روز درگذشت شاعر توانای ترکی سرای اورموی، حاج عبدالرحمان طیار، معروف به ده ده کاتب بود.

ده ده، این پیرمرد دوست داشتنی همان که خنده و شوخی یک لحظه از شخصیتش دور نبود و همو که با ذره ذره تبار و فولکولور و زیباییهای آیین ها و سنن مردان و  زنان آذربایجان هم درد و هم دل بود و از دامنه های تپه های انزل دلنوشته هایش را به جهانیان عرضه کرد و روی پرده های ساز آشیق ها رقصاند و در دل و ذهن فرهنگ دوستان و ادب شناسان جاودانه شد.

سرودن 35 هزار بیت کار راحتی نیست، این تنها یک ادعاست که همه آنهاییکه می آیند به مراسم درگذشتش شنیده اند. اما چیزی ثابت نشده همچون بسیاری از شاحه های دیگر فرهنگ شفاهی مردم آذربایجان که چون مکتوب و مضبوط نیست برای کسی ثابت نمی شود. نمک این فرهنگ هم به همین انتقال سینه به سینه اش است.

آشیق دهقان چه خوب گفت و با حرارت سرود و افتخار کرد که سینه او و خیلی از هنرمندانی چون او مالامال از شعرهای ده ده کاتب است. اصلا آشیقی بدون ده ده و امثال او چه معنی داشت.

خوشبختانه این شاعر بزرگ در زمانی زیست که گوهر گرانبهای وجودش شناخته بود و چندان دور از ذهن نیست سلوک و رفتار معنوی اش، و مجموعه اشعاری که پسر هنردوست اش با مشقات فراوان جمع آوری و در چندین مجموعه به چاپ رسانده، همه ابعاد  وجودی او نیست.

ده ده کاتب با همه مظاهر تفرقه و دشمنی مخالف بود. یک مسلمان اهل سنت که هم در بین هم کیشانش ارج و منزلت داشت و مورد احترام هموطنان شیعه هم بود. ده ده کاتب برای همین، جلوه صمیمیت و همزیستی رنگها و مذهبها و فرهنگها بود.

روستازاده ای با تمام مختصات یک روستایی و با عرق و تعهد و تعلق خاطر به زبان مادری، ایل باستانی و سرزمین زرخیزش.

ده ده کاتب متعلق به همه این دارایی ها بود و مفتخر به همه آنها. .

ده ده کاتب از میان ما رفت. مرگ، پایان او نیست، می تواند آغازی باشد بر انتشار فرهنگ غنی آذربایجان به جهانیان، می تواند پایبندی اش به آداب و سنن آبا و اجدادی تلنگری باشد برای مغزهای خفته نسل امروز و می تواند ده ده کاتب که خود را متعلق به همه ایل و همه اؤلکه(سرزمین) اش می دانست متعلق به همه ما باشد. مصادره ده ده کاتب به نفع یک موقعیت جغرافیایی، به یک  مذهب، به یک زبان و به یک شهر جفای بزرگی است که زمزمه هایش همین دو سه روز اخیر شنیده شد.

متولیان عرصه های مختلف فرهنگی و ادبی باید دست به کار شوند تا به نفع شایسته این سرمایه بزرگ فرهنگی منطقه تجلیل شده و  در کشکمشهای کور سهم خواهانه گرفتار نشود.

 

 

 

 

www.solgunaz.com